اوغوزنامه / محرم پریزاد (سورگون)

“اوغوزنامه” آدی ایله الینیزده اولان اثرده، تورک ائللرینده اسلامدان اؤنجه و اسلامدان سونرا ۲۰۰۰ه قدر آتالار سؤزو توپلانمیشدیر. تورک دیلی آغیر و زنگین شفاهی ادبیاتا مالیک دیر و بو زنگین لیک او قدر آغیردیر کی دونیا عالیم لری اونون قارشیندا باش أیمیشلر. آنجاق بو شفاهی ادبیاتین بیر بؤلومو ده آتالار سؤزلرینه عاییددیر.

بو اثر، بیر الیازمادا یازیلمیشسا دا ۱۳۴۳جو ایله قدر تانینمامیش قالمیش و اونون یازیلما تاریخی ده بللی دئییلدیر. همین ایلده (۱۳۴۳) لنینگراد دولت یونیوئرسیته سی نین کتابخاناسیندان تاپیلاراق چاپا حاضیرلانمیش و یاییلمیشدیر. بیزیم حؤرمتلی یازار و آراشدیریجیمیز محرم پریزاد (سورگون) جنابلاری بو اثری ده یرلی گؤره رک کیریل الیفباسیندان اؤز الیفبامیزا کؤچورموش و یئنی دن یاییلماسینا همت گؤسترمیشلر. بونو دئمک لازیمدیر کی کتابین اصلینی صامت علیزاده چاپ ائتدیرمیش، آنجاق سورگون جنابلاری علمی بیر شیوه و درین باخیشلا کامیللشدیرمیش و گؤزَل – اوخومالی شکلینده یئنی دن حاضیرلاییب، اونا آرتیرمالارلا برابر اوخوجولارا تقدیم ائتمیشدیر. بورادا ۲۰۰۰ آتالار سؤزونو علمی شکیلده آراشدیریب، یئرلی آتالار سؤزو ایله توتوشدوروب، اونلارا شرح هابئله اتک یازیلار آرتیراراق بوگونوموزون یازی قایدالارینا اویغون گتیرمیشدیر. کتابین سونوندا بیر سؤزلوک بؤلومو ده آرتیراراق اوخوجونون الینه ده یرلی بیر قایناق دا وئرمیشدیر. بئله لیکله اوغوزنامه – “اوغوز آتالار سؤزو” عنوانلی کتاب، بیر علمی فولکولوریک اثر کیمی الیمیزه چاتدیریلیبدیر. بو گؤرکملی عالیم دن بوندان اؤنجه “عتبه الحقایق” اثری نین شرحی، آتالار سؤزونون انکشافی، اثرلریله برابر ایکی شعر و نثر اثری نین ده اوخوجوسو اولموشوق: شعرده “هیجران داغی” و نثرده “او سؤزلره گلمز”. بیز بو کتابین اوخوماسینی بوتون اوخوجولاریمیزا توصیه ائدیب، عالیمیمیز اوچون ده ساغلیق، اوزون و شرفلی عؤمور دیله ییریک.

اوغوزنامه

نظرات

  • آذربایجان

    کهن ترین کتابی که در مورد فولکلور آذربایجان یعنی اوغوزنامه و گرگ خاکستری اشاره کرده، کتابی سریانی با عنوان :
    The Chronicle of
    Michael the Great,
    Patriarch of the Syrians
    می باشد. نویسنده این کتاب کشیشی سریانی با نام میکائیل بزرگ است.
    میکائیل سریانی (متولد ۱۱۲۶ میلادی) بابل و بین النهرین سومریان را زادگاه اولیه ترکان نامیده است که از بین النهرین به سمت شرق و شمال کوچ کرده اند و دوباره به زادگاه اولیه خودشان با راهبری سگی مقدس طی سده ها بازگشته اند. عین جمله میکائیل بزرگ در کتاب کهن سریانی چنین است:

    Turks, who are Gog and Magog, descend from the line of Japheth…. After the destruction of the tower [of Babel] they went eastward and turned north, establishing residence between two lofty and extensive
    mountain ranges called the Breasts of the North

    ترجمه: ترکها از یاجوج و ماجوج و فرزندان یافث بن نوح پیدایش یافته اند…. پس از فروریختن و نابودی برج بابل ترکها به سمت شرق و بعد شمال رفتند. و در میان رشته کوههای وسیع و بلند که سینه ی شمال نامیده می شود، سکونت گزیدند.

    کهن ترین فولکلور آذربایجان یعنی اوغوزنامه در کتاب کهن تاریخی میکائیل سریانی چنین روایت شده است:

    Once when the Turks were being led back to their own country as usual, when they got near the gate -since their escort was small- they turned on the Persians who were leading them and killed them.

    یکبار زمانی که ترکان به کشور و سرزمین خودشان طبق معمول باز می گشتند آنها به نزدیکی دروازه (دربند) رسیدند که توسط گاردهای کوچک حفاظت می شدند و بدین علت ترکان به سمت پرشیا آمدند همان ها که تحت فرمانروایی شان بودند و آنها را کشتند.

    They seized a fortress which they retained and made more secure. Then they notified their kinfolk and a group of them arose to help them, and seized other fortresses, placing the gate under their own command. Then they notified some of their distant people, who were their princes and the wealthiest of them.
    ترکان قلعه شان را گرفتند و آن را امن ترش ساختند. سپس آنها به خویشان خویش خبر دادند و یک گروه از آنها به کمک شان آمدند و سایر قلعه ها را فتح کردند و دروازه (دربند) را در ید قدرت خویش گرفتند. سپس آنها به مردمان خویشاوند خویش در اماکن دور خبر دادند، همانها که حاکمان شان بودند و ثروتمندترین آنها می بود
    After that, multitudes of them who had been behind the gate started to come forth frequently.
    پس از آن، شمار زیادی از آنها که پشت دروازه (دربند) بودند به سمت جلو پیش آمدند.
    Having accomplished this, they again fortified the gate, arose and came to the Aral (Aragh) country in the land of the Persians, close to the land of the Persians.
    پس از آن، دروازه را مستحکمتر کردند و در آنجا سنگرها ساختند. به آرال یا عراق (عجم) در سرزمین پرشین ها و مرز سرزمین پرشین ها آمدند

    Now they say that a white animal, like a dog, led them on. That dog led them to the [next] gate and behold, the gate was open and they passed through. Whenever they started to stray, that animal would bark loudly at them until they came back to him. They worshipped it.
    ترکان می گویند که یک حیوان سفید، شبیه به یک سگ، (گرگ) آنها را راهبری می کرد. آن (شبه) سگ آنها را به دروازه برد و دروازه باز شد و آنها از میان دروازه عبور کردند. وقتی ترکان داشتند راه را گم می کردند آن حیوان به بلندی زوزه کشید و آنها راه را پیدا کردند و نزد حیوان آمدند. ترکها گرگ را پرستش کردند.

    در کتاب ترکی فولکلور اوغوزنامه با ترجمه پروفسور هوسینو Husseyno این نوشته کهن میکائیل سریانی تصدیق شده است. در کتاب کهن فولکلور اوغوزنامه چنین قید شده است:

    When it began to be day in the tent of Oghuz Khagan, a ray appeared similar
    to a sunray.
    وقتی صبح شد، در خیمه اوغوز خاقان، یک پرتوی شبیه به انوار خورشید آشکار شد.
    Out of this ray came a large wolf with a grey mane. The wolf
    addressed itself to Oghuz Khagan and said to him, “O Oghuz! You want to
    leave for Uruma. O Oghuz, I will march with you, in front.”
    از این نور یک گرگ بزرگی بیرون آمدن با یالهای خاکستری. گرگ اوغوزخاقان را مخاطب قرار داد و به او گفت: اوغوز تو باید به ارومیه uruma (به گفته میکائیل مرز عراق و پرشین) بروی. ای اوغوز، من جلوی تو خواهم امد
    And behold, after
    Oghuz Khagan had put away his tent, he went a little way and he saw in front
    of the army which was marching an enormous wolf with a grey body and
    mane…
    و پس از آنکه اوغوز خاقان خیمه اش را برچید، او اندکی راه پیمود و گرگ بزرگی با یالها و بدن خاکستری در جلوی سپاهیان خویش مشاهده کرد
    After several days, the immense wolf with the grey body and mane
    stopped. And the army of Oghuz stopped also… After that Oghuz Khagan saw
    the wolf with the grey body and mane.
    پس از چند روز، گرگ بزرگ با یالها و بدن خاکستری ایستاد و سپاهیان اوغوز نیز ایستاد. .. پس از آن اوغوز خاقان گرگ را با بدن و یالهای خاکستری دید
    This wolf said to Oghuz Khagan,
    “Now, march with the army, Oghuz Khagan. Lead the people and the nobles
    (begs) there and I will show the way.” And when daybreak had come, Oghuz
    Khagan saw that the wolf was already in front of the army that was marching
    and he rejoiced and he went off in front. When the wolf with the grey body
    and mane no longer marched in front, he stopped. And Oghuz Khagan also
    stopped and set up his camp.
    گرگ به اوغوز خاقان گفت که با سپاهیانت پیش رو. مردم را و بیگ ها را رهبری کن. من راه را به تو نشان خواهم داد. وقتی شب شد، اوغوز خاقان دید که گرگ همواره در جلوی سپاه حرکت می کند و او شاد شد و به جلوی سپاه رفت. وقتی گرگ خاکستری در جلوی سپاه از حرکت باز ایستاد، او نیز ایستاد و اردو و خیمه ی خویش را در آنجا برافراشت

    منبع اول:
    The Chronicle of Michael the Great,
    Patriarch of the Syrians / Translated from Classical Armenian by Robert Bedrosian

    منبع دوم:
    Husseynov, R.A. “Le terme turc GOŠ dans un texte syriaque” in Studia et Acta Orientalia,
    ۱۹۶۷, vol. V-VI, pp. 389-93.

  • آذربایجان

    نام فرزند اغوزخان عبارت است از:
    کن بن اغوزخان . مراد از کن آفتاب است.
    آی خان بن اغوزخان. مراد از آی ماه است.
    یلدز بن آی خان. مراد از یلدز یعنی ستاره
    اغوز یا ایغوز به گفته کتاب ظفرنامه به معنای ملت به هم پیوسته یا هم پیمان می باشد
    آذرخان بن مغول . آذر به گفته خواجه رشیدالدین فضل الله و خلف تبریزی صاحب برهان قاطع یعنی جایگاه بلند. مثل آذربایجان کوهستانی

  • آذربایجان

    حیف است از کن خان، آی خان، یلدز خان، آذرخان نام ببرم ولی از تنکر خان به معنای دریا نام نبرم. چقدر اسمهای ترکی زیبایی هستند. آفتاب ستاره دریا ماه بلندی
    خوشبختانه در مغولستان تات وجود ندارد که نام آذرخان بن مغول را سفیهانه تفسیر کنند 🙂 خواجه رشیدالدین فضل الله آذر در لفظ آذربایجان را واژه ای ترکی دانسته مثل نام آذرخان بن مغول

  • آذربایجان

    یاقوت حموی در توضیح واژه آذربایجان می نویسد: گروهی نیز اذ و گروهی آذ خوانند. از مهلب که او را نمی شناسم روایت است که آذربیجان با مد الف و سکون ذال و کسر راء و سکون یاء و فتح باء سپس جیم و الف و نون است.
    اگر اشتباه نکرده باشم این مهلب همان حاکم آذربایجان از طرف مصعب بن زبیر پس از سرکوب قیام مختار است.
    یکی از دلایلی که آذر را به معنای آتش می گیرند شیوع آتش پرستی در آذربایجان است ولی بر اساس نوشته های مستند موسی کالان کاتواتسی در زمان یزدگرد دوم ساسانی بود که آتش پرستی را می خواستند در آتروپان و آلبان و گرجستان تحمیل کنند که این سه ملت به همدیگر پیوستند و در مقابل تحمیل دین زرتشتیگری مبارزه کردند. عین نوشته موسی کالان کاتواتسی چنین است:
    موسی کالان کاتواتسی می گوید، وقتی یزدگرد (رخدادها مربوط به ۴۵۰ میلادی است) – که پدر فیروز است و فرزند بهرام گور، فیروز هم پدربزرگ انوشیروان است – به قدرت رسید اعلام که آتشکده ها و معابد را در آلبان آذربایجان خواهد ساخت و مسیحیت را برخواهد چید، این امر موجب خشم مردم آذربایجان شد. آنها رفتند از ارمنستان و دربند هون ها برای جنگ با تحمیل دین پرشیا به آنها مبارزه کنند. آنها سه دسته شدند. یک دسته برای کمک به گرجستان و یک دسته برای کمک به آلبان و یک دسته برای کمک به آتروپاتن اعزام شدند. آلبان ها یا آذربایجانی ها به دربند حمله کردند و ایرانیان محافظ انجا را کشتند و دست اتحاد به هون ها یا ترکها برای مقابله با پرشیا دادند.
    موسی کالان کاتواتسی:
    IN the days of the impious Yazkert, Satan incited and urged him to destroy the Christian religion, and Albania received the strict command to abandon the Faith and submit to the Magian sect of fire-worshippers The same king wrought the same iniquity in Armenia.
    در زمان یزدگرد بی ایمان، شیطان او را تحریک کرد و او را واداشت تا دین مسیحیت را نابود سازد و به آلبان ها به سختی حکم کردند کهباید ایمان تان را ترک کنید و به مجوسیت و آتش پرستی بگروید. یزدگرد همان دستور ناعادلانه را به ارمنی ها هم عرضه کرد.
    پرشین ها چنین حکم کرده بودند:
    If you voluntarily accept our law, you shall receive gifts and honours from the king, but if you will not accept willingly, we have orders to build fire-temples in the villages and hamlets, to place therein the Vahram fire (Vfamakan kTak), and to appoint magi and mobads as the country’s lawgivers; and if any should rebel, he shall be put to death, and his wife and children shall be exiled
    اگر داوطلبانه دین و آیین ما را پذیرفتید شما از شاه پاداش و افتخار کسب خواهید کرد. ما دستور داریم که در روستاها و دهکده ها آتشکده بسازیم. تا در آنجا آتش بهرام بسازیم و انجا مغ و موبد و قانونگذار بگماریم و اگر کسی شورش کرد او محکوم به مرگ خواهد شد و زن و فرزندانش تبعید خواهند شد
    موسی کالان می گوید آلبان ها برای دفع تحمیل دین توسط پرشین ها با رومی ها برای کمک نیرو خواستند ولی انها کمک نکردند. ارمنستان خودش با آلبان و ترک های دربند متحد شد. به گفته موسی کالان:
    they divided into three armies. The first they entrusted to Nedapuh Rmbosean to
    protect Atrpatakan, the second to Vardan, the general of Armenia, to cross the Georgian border to attack the marzpan of colay who had come to destroy the churches of Albania
    آنها به سه دسته نظامی تقسیم شدند. دسته اول به نداپو رمبوسن سپرده شد تا از آتروپاتن یا آذربایجان (در این تحمیل دین دفاع کند) دسته دوم به وردان فرمانده ارمنی سپرده شد تا تا از مرزهای گرجستان عبور کند و به مرزبانان محافظ پرشیا در دربند یا دوازه چولی حمله کند. همان مرزبان پرشیا که آمده بود کلیساهای آلبان را ویران سازد
    Then they set off to the Gate of the Honk’ which the Persians held by force, captured and destroyed the fortress, annihilated the soldiers stationed inside, and entrusted the Gate to a certain Vardan who was of the family of the Albanian
    kings
    آنها سپس به دروازه هونها یعنی دربند رفتند . دروازه چولی یا دروازه هون ها توسط پرشین ها با زور حفاظت می شد. آلبانها دروازه چولی و قلعه ها را ویران کردند و سربازان داخل ان را کشتند و دربند هون ها را به وردان که خویشاوند شاه آلبان بود سپردند.
    They sent the same man who had been entrusted with the gate as an ambassador to the land of the Honk’ in order to speak with them and establish an inviolable treaty of alliance
    آنها وردان را که محافظت دربند را به او سپرده بودند به داخل دربند هون فرستادند تا با هون ها صحبت کنند و یک پیمان ناگسستنی با ترکها ببندند
    they swore by the laws of the heavens and accepted the oath of the Christians to maintain a firm alliance, thus fulfilling all their desires
    ترکها قسم به قانون خدای آسمانها خوردند که پیمان خود را با آذربایجان نخواهند شکست و یک اتحاد محکم با آذربایجان خواهند داشت و تمام خواست های آنها را برآورده خواهند ساخت

    دین آذربایجان به گفته استرابو مثل دین ماساژتها و خزرها (پیش از یهودیت)و هون ها خورشیدپرستی بود و اسبها را در پیشگاه خدای خورشید قربانی می کردند

ارسال دیدگاه