همزیستی با طبیعت را از سرخپوستان بیاموزیم / غلامرضا خانی نور

گوشه ای از اعتقادات زیبای سرخ پوستان :

۱. ما جزئى از طبيعت هستيم نه رئيس آن۲. ما هيچ گاه گياهى را با ريشه از خاك نمى كنيم .۳. ما موقع ساختن خانه، خاك را زياد جابه جا نمى كنيم .

۴. ما در فصل بهار،آرام روى زمين قدم بر مى داريم ، چون مادر طبيعت باردار است .

۵. ما هرگز به درختان آسيب نمى رسانيم ،ما فقط درختان پير و خشك را قطع مى كنيم و قبل از قطع كردن، براى آرامش روحش دعا مى كنيم .

۶. حتى حيواناتى كه براى مايحتاج غذايى در حد نياز از آنها استفاده مى كنيم را نيز با اجازه و دعا براى آرامش روحش او را از چرخه ى هستى جدا مي كنيم .
۷. به اندازه ى مصرف مان درخت مى بريم و گوشت تهيه مى كنيم .
۸. هرگز هيزم ها را إسراف نمى كنيم.
۹. اگر حتى يك درخت جوان و سرسبزرا قطع كنيم ،
همه ى درختان ديگرجنگل، اشك مى ريزند.
واشک آنها در دل ما نفوذ می کند و وجودمان را مجروح می کند،
و قلب مان آرام آرام تاریک می شود .
۱۰. خاک مادر ما و آسمان پدر ماست .
۱۱. باران عاشقانه ترین سرود هستی است .
۱۲. طبیعت روح دارد و مهربانی را می فهمد .

نظرات

  • از آنجا که پیش از کریستف کلمب امکانات لازم از قبیل قطب نما و کشتی های مجهز برای عبور از اقیانوس ها وجود نداشت، بومیان اولیه کانادا و کل قاره آمریکا از طریق سیبری شرقی به قاره آمریکا راه یافته اند و پس از ورود به کانادا به سمت جنوب مثل مکزیک، پرو، شیلی و غیره مهاجرت کرده اند و تمدن اینکاها و مایاها را به وجود آورده اند.
    یکی از منابع تاریخی که در مورد بومیان اولیه کانادا و آمریکا وجود دارد کتابی با عنوان
    Universal History
    است که ولتر در کتاب “فرهنگ فلسفی” نوشته های این کتاب را نقد و بررسی کرده است. ولتر می نویسد:
    The authors of a tremendous “Universal History” pretend that all the Americans are descended from the Tartars
    نویسنده کتاب عظیم تاریخ جهان اعلام می کنند که تمام آمریکایی ها از تاتارها زایش پیدا کرده اند.
    According to them, some descendants of Noah could find nothing better to do, than to go and settle in the delicious country of Kamchatka, in the north of Siberia. This family being destitute of occupation, resolved to visit Canada either by means of ships, or by marching pleasantly across some slip of connecting land, which has not been discovered in our own times. They then began to busy themselves in propagation, until the fine country of Canada soon becoming inadequate to the support of so numerous a population, they went to people Mexico, Peru, Chile;
    به گفته نویسندگان کتاب تاریخ جهان، برخی از فرزندان نوح در سرزمین های خوب کامچاتکا در شمال سیبری سکونت یافتند. این خاندان های بی سرزمین تصمیم گرفتند از طریق کشتی یا برخی از زمین های مجاور که هنوز در زمان ما اکتشاف نشده به کانادا وارد شوند. آنها در این سرزمین توالد کردند و کانادا برایشان کافی نبود و برای پشتیبانی از جمعیت پرشمار به سمت مکزیک و پرو و شیلی روانه شدند.
    ولتر می نویسد:
    But the Kamchatkans have not alone peopled the new world; they have been charitably assisted by the Mantchou Tartars, by the Huns, by the Chinese, and by the inhabitants of Japan. The Mantchou Tartars are incontestably the ancestors of the Peruvians, for Mango Capac was the first inca of Peru. Mango resembles Manco; Manco sounds like Mancu; Mancu approaches Mantchu, and Mantchou is very close to the latter. Nothing can be better demonstrated. As for the Huns, they built in Hungary a town called Cunadi. Now, changing Cu into Ca, we have Canadi, from which Canada manifestly derives its name.
    با این وجود، کامچاتکا تنها ساکنان دنیای جدید (قاره آمریکا) را تشکیل نمی داد. تاتارهای مانچوا، هون ها، چینی ها و ژاپنی ها از دیگر بومیان قاره آمریکا را تشکیل می دهند. بی شک، تاتارهای مانچوا اجداد مردم پرو هستند. چون مانگو کاپاک (علاوه بر پرو نام استانی در بولیوی) اولین بنیانگذار اینکاهای پرو است. مانگو شبیه به مانکو است. مانکو شبیه منچو، مانچوا است. هیچ چیز بهتر از این اثبات نمی شود. هون ها، در مجارستان شهری بنا کردند که نامش کونادی بود. تغییر کو به کا شد کانادی. و نام کانادا از اینجا نشات گرفته است.
    ولتر در ادامه می نویسد گیاه جینسینگ در میان تاتارهای چین، در کانادا هم وجود دارد که مهاجران به آنجا آورده اند.

ارسال دیدگاه