شاه بولاغی – تفرجگاه سلطانیه

موقعیت طبیعی منطقه سلطانیه از گذشته تا به امروز ویژگی خاصی بدان بخشیده است. علاوه بر چمن زیبایش که معرف عموم می باشد، وجود برخی مزیت های جغرافیای این منطقه را مورد توجه شاهان و دولتمردان قرار داد.
ارتفاع اراضی راه در سلطانیه از سایر قسمت ها بیشتر و در واقع این قسمت مرتفع از جهت بلندی حد مشخصی بین اراضی دو طرف راه است. سطح آن تا به امروز هموار مانده و آبهای جبال اطراف نظر به ملایم بودن نشیب اراضی نتوانستند دره های گود که موجب ناهمواری زمین است، ایجاد کنند، بلکه در فصول بارانی مقداری گل و رسوب از کوه های اطراف فرود می آورند و بر سطح این دشت هموار باقی می گذارند و خود در شکل نهره های باریک در زمین نفوذ کرده، در روی طبقات غیر قابل نشر به فاصله های کم از سطح خشکی به جریان مشغول می شوند.
سلطانیه با دارا بودن این ویژگی، به جهت داشتن برخی برکه ها و قنات های آباد در اطراف، در مواقع قحطی و خشکسالی محل رفع نیازمندی های مردمان روستاهای اطراف بوده است.
از جمله چشمه های اطراف سلطانیه چشمه ای موسوم به “شاه بلاغی” است که به جهت جغرافیایی در جنوب این شهر قرار گرفته است. این چشمه از کوه دلیخان نزدیک روستای اسدآباد سرچشمه می گیرد. اگرچه برخی از منابع و اظهارات مردمان محلی وجه تسمیه ی این چشمه را به دوره مغولان می رسانند، اما به نظر می رسد با اعتبار و اهمیت یافتن چشمه در دوره قاجاریه و رایج شدن بیشتر واژه “شاه” به جای “سلطان” و “خان” برای پادشاهان این سلسله ترک نژاد، دوره قاجاریه به نظر صحیح تر باشد.

نخستین بار در عهد قاجاریه نام این چشمه را با آغامحمدخان قاجار سرسلسله دودمان قاجاریه می شنویم. شاه قاجار در زمان نابسامانی های داخلی کشور که با بازماندگان دودمان های زندیه، افشاریه و خوانین محلی در کشمکش بود، جهت سرکوب حکمران آذربایجان بدین صوب آمد. آغامحمدخان در چمن سلطانیه و لشکریانش در پشت مقبره ملاحسن کاشی اتراق نمودند. علت این اقدام نزدیکی سپاهیان برای دسترسی بهتر به آب چشمه شاه بولاغی بود. در این دوره با ثبات نسبی در کشور، موضوع آرام سازی مناطق مرزی ضروری به نظر می رسید، از این رو شاه قاجار عزم تسخیر تفلیس را نمود و دوباره چمن سلطانیه مورد استفاده قرار گرفت و سپاهیان از چشمه جنوبی شهر (شاه بلاغی) جهت رفع نیازهایشان استفاده کردند.
اوج شکوفایی و اهمیت یافتن چشمه شاه بولاغی به دوره فتحعلی شاه قاجار باز می گردد. شاه قاجار در جریان جنگ های ایران و روس با اقامت در سلطانیه، رسیدگی به مکان های طبیعی اطراف را وجه همت خود قرار داد. در این دوره علاوه بر احداث قصر شاهی در نزدیکی مقبره ملاحسن کاشی، مسیر کاخ تا چشمه شاه بلاغی جهت عبور و مرور تسطیح گردید. فلاندن خرابی های این قصر را به چشم خود دیده، اما راه عبور به چشمه را توصیف نکرده است. فتحعلی شاه در دو طرف راه دستور کاشتن درختان بیدی را داد که علاوه بر زیبایی، موجب سایه انداختن بر روی عابران این راه تا شاه بولاغی می شد. اگرچه از آن جاده امروزه خبری نیست، اما در آن دوره اغلب شاهزادگان قاجاری برای رسیدن به چشمه از آن استفاده می کردند.
به جهت اقامت طولانی مدت شاه در سلطانیه، اغلب جلسات دربار و دولت در این منطقه برگزار می شد که میرزا شفیع مازندرانی صدراعظم معروف شاه در راه تهران به سلطانیه جهت رسیدن به خدمت فتحعلی شاه از دنیا رفت و جنازه اش پس از غسل دادن در این چشمه به فرمان فتحعلی شاه در مقبره ملاحسن کاشی(نزدیک قصر) به امانت گذاشته شد تا پس از آرام شدن شرایط جنگی دو کشور ایران و عثمانی به عتبات گسیل گردد.
در دوره محمدشاه قاجار بواسطه وزیر صوفی مسلک حاج میرزا آقاسی(عباس بیات ایروانی)، جنگهای هرات و جنوب کشور با انگلیسی ها و بواسطه امنیت نسبی حاصل از قراردادهای یکجانبه ترکمن چای و گلستان، سلطانیه از دیدگان محمدشاه افتاد و چشمه شاه بلاغی رو به خرابی نهاد.
دوره پنجاه ساله پادشاهی ناصرالدین شاه، سرآغاز خرمی دوباره چشمه شاه بولاغی است. شاه در مسافرت هایش به نواحی شمال غرب کشور و هم چنین سفرهای فرنگستان بارها از چمن سلطانیه و چشمه شاه بلاغی استفاده نمود.
او در یکی از همین سفرهایش می نویسد: “… ما راندیم تا رسیدیم به اسدآباد که مال سیداسماعیل است… . در زنجان می نشیند. بالاتر از اسدآباد شاه بولاغی است. سال ها پیش که قدیم ما آنجا می آمدیم، شاه بلاغی گردشگاه من بود. دریاچه ی خوبی داشت. دورش همه بیدهای کهن داشت. سکوی جای چادر داشت. خیلی باصفا بود. امروز که رفتیم، من هر چه عقب بیدها و دریاچه گشتم، نبود. بیدها را بریده بودند و چشمه بود. دورش چمن بود. حاکم را آوردیم. دستورالعمل دادم که درخت بکارد و مثل قدیم آن جا را درست کند. توی چمن افتادیم به چای عصرانه…”.
این بیدها که ناصرالدین شاه به همراه سکوی نشستن و چشمه زیبایش وصف می کند، توسط فتحعلی شاه ساخته و پرداخته و در دوره نوه اش محمدشاه قاجار مورد بی مهری واقع گشته بود. سررشته دار در بخشی از سفرنامه ی این دوره اش می نویسد: ” آب اینجا (سلطانیه) از کوه شاه بلاغی نزدیک باغ آقا سید اسماعیل مجتهد زنجانی که به قدر یک فرسنگ مسافت دارد، می آید. مذکور است که خاقان مغفور فتحعلی شاه قاجار این آب را از آن جا آوردند. در بین قنات و کهریز بسیار است و لکن آب زراعت از همان کوه شاه بلاغی می آید”.
با توجه به ضعف دولت مرکزی در دوره جانشینان ناصرالدین شاه قاجار و بی ثباتی کشور، چشمه شاه بلاغی پس از دوره ناصری از رونق و آبادانی گذشته افتاد و به مانند شهر سلطانیه رو به خرابی نهاد. پس از ناصرالدین شاه، جانشینانش به مانند مظفرالدین شاه قاجار که در مسافرت اول به اروپا شبی طوفانی را در سلطانیه گذرانده و خاطره بدی از این شهر داشت، اهمیتی به آن شهر و چشمه زیبایش ندادند. رویدادهای مشروطیت، حمله روس و انگلیس و حوادث ناگوار پیاپی دیگر مجالی برای آبادانی در این دوره باقی نگذاشت و با توجه به حملات خوانینی چون امیرافشار به سلطانیه و روستاهای اطراف آن که به غارت و آتش زدن خرمن های روستاییان منجر می شد، خرابی آن را بیشتر از پیش ساخت.
منابع
– افشاری، پرویز(۱۳۷۶)، صدراعظم های سلسله قاجاریه، چاپ نخست، تهران: نشر وزارت امور خارجه.
– سام میرزا(۱۳۹۵)، سفرنامه ناصرالدین شاه به چمن سلطانیه، به کوشش زهرا موسیوند و نادر پروانه، چاپ اول، تهران: نشر اردهال.
– سپهر، محمدتقی(۱۳۷۷)، ناسخ التواریخ؛ تاریخ قاجاریه از آغاز تا سلطنت فتحعلی شاه، به اهتمام جمشید کیانفر، چاپ نخست، تهران: نشر اساطیر.
– فلاندن، اوژن(۱۳۵۶)، سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، ترجمه حسین نورصادقی، تهران: چاپ اشراقی.

– قاجار، ناصرالدین شاه(۱۳۶۹)، روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه در سفر سوم به فرنگستان، به تصحیح رضوانی و قاضیها، کتاب اول، تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا.
– مخلصی، محمدعلی(۱۳۷۸)، جغرافیای تاریخی سلطانیه از دوره مغول تا قاجاریه، چاپ سوم، تهدان: نشر گنجینه هنر.
– ملکی، محمد(۱۳۹۰)، سلطانیه در گذر تاریخ، چاپ اول، زنجان: نشر دانش.
– ناروند، رضا(۱۳۵۴)، غروب خاندان زند، جلد اول، تهران: چاپ اتحاد.

مقالات
– اقبال آشتیانی، عباس(۱۳۰۳)، نگاهی به تاریخ سلطانیه و گنبد آن، مجله ایرانشهر، سال دوم، شماره ۷۰.
– سررشته دار، محمدعلی(۱۳۵۷)، سفرنامه راه تبریز به طهران، مجله فرهنگ ایران زمین، شماره ۲۳
حسن رستمی

ارسال دیدگاه