فرهنگ بومی ماکو

آذربایجان سرزمین دلاوریها، زیباییها با فرهنگی غنی است. آذربایجان چهارراه حوادث تاریخی است که مردمش از خاکستر این حوادث، چون ققنوسهایی پر درآورده و سرفراز از حوادث تاریخ، هویت واقعی خود را حفظ کرده­اند. فرهنگی که با تمام تنوع و گسردگی­اش یکدست و زیباست. اینجا سخن از فرهنگ مي­رود و از مردمی كه داراي انسجام فرهنگي پذيرفته شده­اي است. تردیدی نیست که تمامي مشخصات فرهنگ، در وجود آثار تجلی می­یابد و بر تمامي انواع آن: ضرب­المثلها، ترانه‌ها، داستانها، قصه‌ها و حتي ادبيات كتبي آنان بطور يكسان سایه می­اندازد. در چنين صورتي مي­توان هويت فرهنگي آن ملت را غني و توانمند يافت. چنين ملتي در هر یک ازحوادث تاريخي­اش نيز برخورد مشخصي خواهد داشت.

   مردم آذربايجان در طول تاريخ با هموطنان خود متشکل از اقوام مختلف زندگي كرده است و روحياتي كه در تمامي برخوردها از خود بروز داده كم و بيش منبعث از فرهنگ عمومي مردمش بوده است. در طول تاريخ قهرماناني رهبري  مردم را به  عهده مي­گيرند که لایق آنند. حتي شاعران اين مردم نيز از اين سلحشوري و دلاوري برخودارند و با فداي جان خويش از آرمانهایشان دفاع كرده­اند. چنين روحيه­اي كه سمبل آنرا در قهرمانان و انديشمندانش مي­بينيم نمودي از روحية منبعث از فرهنگ مردم است. اين روحيه را مي­توان در فرهنگ شفاهي مردم يعني ترانه‌هایی يافت که مضمونش در دفاع دال بر رشادت و حمايت از مردانگي است و از اين فرهنگ مايه گرفته است. در ضرب­المثلها نيز مي­توان چنين روحيه­اي يافت، چرا كه در صدها ضرب­المثل از مردي و مردانگي، جسارت، وطندوستي و…  تعريف مي­شوند. همينگونه است ديدي كه نسبت به زنان وجود دارد. بينشي كه در مورد اعتقادات، حتي خرافات وجود دارد متمايز از مردمان ديگر است.

  تنوع ادبيات شفاهي موضوعي نیست كه بتوان به سادگی از آن گذشت. ترانه‌ها، ضرب­المثلها، قصه‌ها، افسانه‌ها، آداب و مراسم، ادبيات عاشيقها، شعر و منظومه‌ها، باياتيها، لالاييها، اوخشاماها، آلقيشها، قارقيشها، موسیقی و غيره آنچنان گنجينه­اي را آفريده­اند كه بررسي كوتاهي از آنها چندين مجلد خواهد بود. فولكلور يا ادبيات شفاهي مردم، اساس و پايه فرهنگهاي ملل مختلف را تشكيل مي­دهد. فولكلور سرچشمه­ي افكار، تجربه‌ها و اندوخته‌هاي توده­ي مردم است كه نسل به نسل انديشه‌هاي ارزشمند و گرانبهاي خود را برروي هم ريخته، عواطف و ذوق خود را بكار گرفته و گنجينه­ي زوال­ناپذيري را بوجود آورده­اند.

   ترانه‌هاي عاميانه از لالايي مادران، مرثيه در عزاي عزيزان از دست رفته، نغمه‌هاي شادي به روزهاي سرور، نغمه­های کار بهنگام کار و تلاش برای امرار معاش در عين حال که قديميترين كلام موزون بشمار مي­رود شاید بتوان گفت شعری است که از نظر وزن و قافيه و اصول ادبی غیردقيق و ابتدایی است، اما بسيار شيواتر و دلچسبتر از اشعار شاعران رسمي است. دلچسبي و شيوايي اشعار عاميانه در اينست كه ساخته­ي خود مردمند و در عرض سالها و قرنها زبان به زبان گشته و احساسات مردم زجركشيده و ستمديده با تمام حسرتها و اميال سركوفته­شان در آن مؤثر بوده و هر كسي بنا به مقتضاي حال خود، اين اشعار را بطرزي كه به جان نشيند، زينت و آرايش داده و آراسته­اند و بعيد نيست كه اينگونه اشعار براي عامه، بر اشعار اديبان رجحان داشته باشد، چون با احساسات و عواطف هزاران انسان ساخته شده است.

   فولكلور از تجربه‌ها سخن مي­گويد و اين تجربه‌هاست كه ضرب­المثلها را بوجود آورده است و هر كسي تجربه­ي خود را با جمله­اي گفته و ديگران در بوته­ي آزمايش گذاشته، نتيجه گرفته و قبول كرده­اند. ادبيات شفاهي هر ملتي، لوكوموتيو اصلي فرهنگ آن ملت است. مردم با اين فرهنگ تربيت شده و پرورش مي­يابند.۱ هرچه فرهنگ شفاهي غني­تر باشد تأثير مستقيم آنرا در روابط انسانها، جامعه و حتي علوم  مي­توان يافت. اين فرهنگ شامل گذشته و حال مردم است، حوادثي كه در گذشته از سر گذرانده، مبارزاتي كه عليه بيداد و ستم پيش برده، شاديها و پيروزيهايي كه كسب كرده، همچنين غمها و شكستهايي كه داشته است، آمال و آرزوها، آداب و رسوم، طرز معيشت و توانمنديهاي يك ملت در ادبيات شفاهي آن متبلور است.

کتابی که اینک در دست دارید شامل ادبیات شفاهی منطقه­ای از سرزمین مقدس ما – ماکو است که پدید آورندگان آن، مردم منطقه و گردآورندگانش نیز از همین منطقه­اند. در گردآوري فولكلور، حجم كتاب به وجود آمده مطرح نيست و نبايد با گردآوري هر بياني، داستاني، ضرب­المثلي بر حجم آن افزود؛ بلكه مي­بايست در اصالت آنچه گردآوري مي­شود دقت كافي به خرج داد تا موادي گردآوري شود كه از درون خود ملت جوشيده باشد.

    تلاش در جهت گردآوري فولكلور در آذربايجان، قدمتي كم و بيش ۲۰۰ ساله را داراست هر چند كه علم فولكلورشناسي بيشتر از يك قرن عمر ندارد. بسياري از ترانه‌هاي عاميانه تحت نام باياتي در نسخه‌هاي خطي كتابهاي كلاسيك ـ در حاشيه و متن كتابها استنساخ يافته­اند. بسياري از ضرب­المثلها توسط شاعران كلاسيك وارد ادبيات مدون و رسمي گرديده­اند. در اين مورد حتي مي­توان ادعا كرد كه بسياري از شاعران والامقام ما فرهنگ شفاهي مردم را در خلاقیت­های ادبی خویش وارد كرده­اند.

   انکار نمی­توان کرد که آفرینندگان برخی از مواد فولکلوریک افراد شناخته شده­ای هستند مانند عاشيقها، دراويش، نقالها؛ حتا مي­توان از ساياچي­ها نيز نام برد. ساياچي­ها سرودهاي سايا را مي­خوانند. در سرتاسر اين سرودها، به چشم­اندازها و صحنه‌هاي جالب و جانداري از زندگيِ خانه­بدوشي مردمی بر مي­خوريم كه زندگيشان بسته بوجود حيوانات اهلي است. درميان اين حيوانات، بخصوص گوسفند و بز جاي والايي دارند. در ساياها، خانه‌هاي بي­گوسفند به رودخانه‌هاي خشكيده تشبيه مي­شوند و به چوپان توصيه مي­گردد كه گوسفند را از خود مرنجاند، او را در شوره­زارها سرگردان نكند و خوب و شايسته بچراند تا عروسان سپيد بازو گرد هم آيند و آنها را بدوشند، كره‌هاي سرشار بگيرند، اعضاء خانواده را شاد كنند، مردم اوبه و ده را خوشحال سازند، با روغنش پلو، با پشمش تشك، با دنبه­اش آش، از شيرش پنيره و ماست، از پوستش پوستين و جهيز براي دختران و غيره درست كنند. به گوسفند توصيه مي­شودكه از گله جدا نماند و گرنه طعمه­ي گرگ مي­شود، نامردي نكند و نگذارد بچه‌هاي قد و نيم­قد خانواده از گرسنگي و بي­غذايي تلف شوند. اگر چوپان را از خود رنجيده بيند، پستانهايش را پرشير كند و با او آشتي كند.

        يكي ديگر از مواد فولكلوريك اشعاري است كه براي كودكان مي­خوانند تا كودكان با یادگرفتن آنها، زودتر زبان بازكنند و قادر به سخنگويي شوند. اين شعرها اصولاً ساده، آهنگدار و داراي مفاهيم ساده­، اما در عين حال داراي منطقي قوي مي­باشند. كودكان در اين اشعار با علت و معلولهايي آشنا مي­شوند و دلايل منطقي حوادث و موضوعات را ياد مي­گيرند. تاپماجايا (چيستان) نيز يكي ديگر از موضوعات ادبيات شفاهي است كه جاي خاصي دارد. تاپماجايا، بيلمه­جه يا باغلاما جهت گسترش و توسعه­ي فكر كودكان بسيار مناسب و مفيد است و تفريح خوبي نيز به شمار مي­آيد. تاپماجا جاي خاصي در داستانها نيز دارد چرا كه در بسياري از داستانها، پادشاه دختر خود را به ازدواج كسي در مي­آورد كه بتواند پاسخ تاپماجاي او را بدهد. گاه عاشيقها با اشعار تاپماجا گونه‌هايي (دئییشمه) به مناظره مي­پردازند. اما اصل تاپماجا براي تقويت هوش و فكر كودكان و نوجوانان است و در شب‌نشيني‌ها و دورِ هم جمع­شدنها استفاده مي­كنند و از آنجائي كه بيان تاپماجاها به شعر است كودكان خيلي زود ياد مي­گيرند. تاپماجاهاي آذربايجان بسيار فراوان، روان و متنوعند و تمام علوم زمان را مي­توان از خلال آنها آموخت و در حقيقت بسياري از علوم ساده كه براي كودكان مفيد و لازم است توسط تاپماجاها بيان شده تا با يافتن جواب و شنيدن شعر آهنگين، شادي و خوشحالي نصيب آنان گردد.

   گنجینه­ی مواد فولکلوریک آذربایجان که بیشتر فرهنگ­پژوهان جهان را به حیرت واداشته در سرتاسر شهرها و ولایات تا کوره­دهها پراکنده است و گردآوری این همه، از عهده­ی یک تن خارج است و نیاز به کار گروهی و متمرکز و سازمان یافته است. در زمانی که نبود این امکانات هر فرهنگدوستی را آزار می­دهد، اهالی فرهنگ آذربایجان دست روی دست نگذاشته­اند؛ بلکه از هر شهری و دیاری افرادی جان­نثار بپا خاسته و در این راه پر مشقت گام برمی­دارند. در ماکو نیز پژوهشگر و تلاشگر محبوب مردم – آقای “دکتر بهمن نصیرزاده” دست به قلم شده و بیشتر شهرهای منطقه­ی ماکو تا روستاهای دور-افتاده را زیر پا نهاده و آثار هزاران ساله از فرهنگ مردمی را کشف کرده و برای زنده نگهداشتن آن با شناخت علمی گام برداشته است. این شخصیت فرهنگی تا کنون کارهای ارزشمندی را تقدیم جامعه­ی فرهنگی کرده و بیکار ننشسته است. از جمله آثار او علاوه بر سرودن اشعار تعلیمی و آموزشی، بیان احساسات شاعرانه، نگارش یافته­های فرهنگی، همچنین پژوهش در فرهنگ موسیقی مردمی را نیز در کارنامه دارد که به زیور طبع نیز آراسته شده­اند. شاید خوانندگان گرامی این سطور، از فعالیت نویسنده­ی گرامی مطلع باشند و سخنان من مصداق زیره به کرمان بردن باشد.

   در این مجموعه به ثبت و ضبط مواد فولکلوریک مردمی همت گماشته و از افسانه­ها و قصه­ها، بازیهای کودکان، ضرب­المثلها و دیگر عناصر فولکلوریک نمونه­های زیبایی را گردآوری کرده و به کنکاش در آداب و رسوم مردم پرداخته است. کارهای بی­نظیر و بدیعی در ثبت این آثار مشاهده می­کنیم؛ یکی از این ابداعات زیبای پژوهشگر، ثبت اصل موضوع و آنگاه ترجمه­ی آن به زبان فارسی است و در واقع کتاب دوزبانه­ای را خلق کرده است تا برای عموم مردم ایران، برای آنانکه ترکی نمی­دانند نیز قابل استفاده باشد.

از زیباییها و امتیازات این مجموعه، بررسی لباسهای مردم منطقه است، موضوعی که متاسفانه در کتابهایی از این نوع، مورد غفلت قرار گرفته است. همچنین دیگر امتیاز این کتاب اینست که در هر موضوعی پیش از پرداختن به گردآوریهای موضوع، بررسی کوتاهی از موضوع را ارائه می­دهد و در این بخش لزوم شناخت، ارتباط آن با فرهنگ کلی جامعه و همچنین انواع آن را مورد بررسی قرار می­دهد و آنگاه به ثبت و ضبط مواد آن می­پردازد.

   این کتاب تنها بررسی کوتاهی از برخی جنبه­های زندگی توده­ی مردمی است. همین گردآوریهای منطقه­ای، کلِ فرهنگ آذربایجان را به نمایش می­گذارد. امید آن داریم که در آینده­ای نه چندان دور، امکانات آکادمیک برای گردآوری فرهنگ مردم بوجود آید و بزرگانی همچون گردآورندگان این مجموعه، راهگشای چنین فعالیتهای عظیم باشند.

                                                                            با آروزی بهترینها: م. کریمی

ارسال دیدگاه