زبان ترکی در بوته ی زبانشناسی تطبیقی

مقدمه[۱]

   زبان یک پدیده­ی اجتماعی است که در مرحله­ای از تکامل انسان و جامعه پدید آمده است. اصولا پدیده­های اجتماعی را می­توان به دو نوع اصلی تقسیم کرد:

   یک دسته از پدیده ­ها همانگونه که در مسیر تکامل تاریخی به وجود آمده­ اند در مقطعی دیگر، با پایان یافتن رسالت تاریخیشان رو به زوال می­نهند. دسته­ ی دیگر با روند رو به رشد جامعه متکامل شده و در نهایت به نظامی قانونمند و سیستمی واحد دست می­ یابند. دلیل این زوال یا تکامل پدیده آن است که پدیده ­های دسته­ ی نخست در رفع نیازمندی­های انسان در دوره­ی ناتوانی یا جهل او پدید آمده ­اند و بیشتر برای توجیه حوادثی به کار رفته ­اند که دلیلشان ناشناخته بود. وقتی این دلایل معلوم می­گردند این پدیده­ها دیگر دلیل وجودی خود را از دست می­دهند. اما پدیده­ های دسته­ ی دوم نیازهایی را برطرف می­سازند که همپای تکامل انسان بیشتر می­شوند، همچون نیاز انسان به ایجاد رابطه با همنوعان خود. وسیله­ ی اصلی ارتباط انسان با انسانهای اطراف خود، همانا زبان است و زبان همراه با تکامل انسان و جامعه، تکامل خواهد یافت.

   در اینجا زبان ترکی را – که اینک به عنوان زبان دوم کشورمان و یکی از سه زبان عمده­ی دنیای اسلام مطرح است – در مقایسه با زبانهای زنده­ی امروزی جهان: فارسی، عربی، انگلیسی، آلمانی، فرانسه و . . . به روش زبان­شناسی تطبیقی مورد بررسی قرار خواهیم داد. ناگفته نماند که بحث روی یک زبان، نه برای ارضاء احساسات قومی و ملی، بلکه برای بهره برداری صحیح در آینده است. زبان یک پدیده­ی اجتماعی است که در همه­ی شئون اجتماعی دخالت دارد، علم، تکنولوژی، ادب و هنر و . . . به وسیله­ ی زبان تبیین می­گردد و اساسی­ترین وسیله­ ی ارتباطی و بیان اندیشه و احساس انسان است. لذا بایستی برای شناخت بهتر و انتخاب دقیقتر این وسیله که در همه­ی زمینه­ها دستیار انسان است، همچنین در برخورد با آن، احساسات کور ملی و قومی را کنار نهاد و با علم بدان برخورد کرد. ضعفها را دید و نقاط قوت را سنجید. هدف ما نشان دادن این کاستیها و قوّت­هاست؛ از سوی دیگر، هدف ما به هیچ وجه تقابل زبانها برای نشان دادن قوت یکی و ضعف دیگری به منظور طرد و تحقیر زبانهای دیگر نیست. غیرقابل انکار است که امروزه احساسات ملّی و وجدان انسانهاست که بین آنان با گذشتگان و اسلافشان رابطه و دلبستنگی­ هایی ایجاد می­کند و به روابط آنان رنگ می­دهد؛ آمال و آرزوهایشان را بهم نزدیک می­ کند. از سوی دیگر، امروزه زبان، فرهنگ و سنن مردم جهان آنچنان درهم آمیخته و باهم امتزاج یافته است که جداسازی آنها از هم غیرممکن و گاهی غیر انسانی است. امروز مرزهای واقعی بین انسانها را بایستی نه در زبان و نژاد، بلکه در چیز دیگری جستجو کرد. احساس نزدیکی انسانها به هم زمانی متولد می­شود که دلها بهم نزدیک شود یا درد مشترکی را احساس کنند. وقتی مردم ایران علیه ابرقدرتها، مردم هند علیه استعمار، الجزایر علیه فرانسه، فلسطین علیه اسرائیل و . . . می­ خروشند درد مشترکی دارند و مرزهای جغرافیایی، زبان و نژاد مانع از این نیست که ایرانی آگاه از فلسطین، ویتنامی یا بوسنیایی دفاع کند. این درد مشترک که وحدتی بین ایرانی آگاه با فلسطینی و . . . ایجاد می­کند احساس درد مشترک و آزادی از یوغ استکبار است و می­بینیم که دنیای اسلام و مظلومان زمان یک درد دارند؛ و اسلام به پیروان خود می­ گوید: این اختلاف رنگها، نژادها و زبانها که در ملتهای روی زمین می­بینی و آنها را ملاک جدایی و تفرقه ساخته­ اند چیزی اصیل و جوهری نیست. در مجموع آن مردمی عزیز و شریفند که در راه تکامل انسانیت گام بردارند. همین است که امروز در کشورهای تحت اسنعمار، اسلام بصورت یک ایدئولوژی نهضت و قیام محرومین در آمده است.

   در اینجا بدین دلیل به بیان توانمندیهای زبان ترکی می­ نشینیم که زبان و ادبیات ترکی در تکامل و تکوین یک دوره از حرکتها و طرز تفکر اسلامی، در برهه­ های حسّاسی از دوران تاریخی نقشی بسزا داشته است. زبان و ادبیات ترکی، به یمن پیروزی انقلاب اسلامی، جانی تازه یافته و در جامعه­ ی ما می­رود که جایگاه اصیل خود را دریابد. لذا علاقه نسبت به موقعیت و توانمندیهای این زبان در جامعه­ی ما مطرح است.

   کتاب حاضر بر این باور نوشته شده است که زبان ترکی با آنکه امروزه مورد توجه همگانی قرار گرفته، ولی علاقمندان، هنوز در این زمینه کتابی بدست نگرفته­ اند. منظور این نیست که در این باره کتابی نوشته نشده است، بلکه بر عکس، در مورد تاریخ و گرامر زبان ترکی کتابهای علمی فراوانی موجود است؛ اما همه­ی آنها برای کسانی نوشته شده­اند که نیازهای تحقیقی و آکادمیک آنان را مرتفع می­ سازد و به کار مبتدیان نمی­آید. در حالیکه این کتاب را برای کسانی می­نویسم که آگاهی زیادی راجع به زبان ترکی ندارند یا کمتر دارند. هم اینک مقالات و رساله­ های بسیار خوبی از کارشناسان و زبانشناسان در این شاخه از مطالعات زبان ترکی وجود دارد. کتابهای بسیار ارزنده و جالب در علم اشتقاق، تاریخ و واژگان ترکی وجود دارد امّا این کتابها، صرفاً مطالعه­ ی روی یک زبان است.

   کتاب حاضر هرچند که اذعان دارم چیزی جز یک پیش درآمد و طرح نیست اما در عین حال در صدد است تا همه­ ی جوانب مهم موضوع، یعنی گنجینه­ی واژگان، دستور زبان، ترکیب، تلفظ، تغییر صدا، علم اشتقاق، تاریخ تحولات زبان و . . . را بصورتی ساده، روشن و با اسلوبی مناسب ارائه دهد.

   خوشبختانه، علم زبانشناسی در سالهای اخیر رشد قابل ملاحظه­ ای داشته و کتابهای سودمندی ترجمه و تالیف شده است و من در این نوشتار خود به زبانشناسی تطبیقی روی آورده­ ام تا توانمندی های این زبان را در مقایسه و تطابق با زبانهای مختلف مانند فارسی، عربی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نشان دهم. خواننده­ ای که در اینجا مورد نظر من بوده است، بطور کلی دانشجو یا خواننده­ای است که می­ خواهد در باره­ی اینکه زبان مادری او چگونه زبانی است و چگونه توسعه یافته است اطلاعاتی بدست آورد. به همین دلیل سعی کرده­ام از برخورد آکادمیک و خیلی دقیق با این موضوع اجتناب کنم و تلاش اصلی­ام بر این اساس بوده است که حتی الامکان مطالب سودمندی را ارائه نمایم و نمونه­ هایی را ذکر کنم که برای خواننده  کاملاً ملموس باشد. حتی نمونه­های آورده شده از زبانهای دیگر هم طوری انتتخاب شده ­اند که هر خواننده ­ی دیپلمه­ ی ایرانی بر آنها واقف است. واژگان برگزیده شده، گرامر و بحث بر روی تغییرات زبان طوری مطرح شده است که برای خواننده قابل لمس باشد. خواه خواننده ترک زبان باشد یا زبان مادریش غیر از زبان ترکی باشد. سادگی را اصل قرار داده­ام تا خسته کننده نباشد.

[۱]    م. کریمی، زبان ترکی در بوته زبانشناسی تطبیقی، امید زنجان، پیش شماره ۱، اول خرداد ۱۳۷۲٫

ارسال دیدگاه