مقایسه تورکی و فارسی و عربی از زبان کسروی / آیتاش

 « اگر ما ترکي را در يک کفه ترازو و فارسي و تمام لهجه هاي آنرااعم از مازندراني ، لري ، کردي ، سمناني و غيره را در کفه ديگر ترازو قراردهيم و اگر منظور مان فارسي سنتي است ، و آنرا با ترکي مقايسه کنيم ترکي بآن برتري دارد» کسروي دراين قسمت عالمانه بچند معيار مهم اشاره دارد که فوق العاده جالب است و ما چندمورد را مي آوريم که دليل بر تکامل ترکي از نظر اوست .

۱– فراواني زمان ها و حالات افعال که گفتيم فعل ماضي۱۴ نوع است ( نه صيغه ) مثال :۱- گئت دي   ۲ گئديردي     ۳ – گئديرديک    ۴ – گئت ميش دي       ۵– گئده جاغيدي       ۶– گئد ئيدي      ۷– گئت سئدي    ۸ – گئديرميش       ۹– گئدرميشيک ۱۰ – گئت ميشيک    ۱۱ – گئده جاغ ايميش      ۱۲    –گئت ميشيميک –    ۱۳ گئت ميش     ۱۴ -گئت

در حاليکه زبانهاي عربي و فارسي از چهار يا پنج صيغه بيشتر از ماضي استفاده نميکند ( مثل ذهب – قد ذهب – کان يذهب = او رفت – او رفته است – او مي رفت )  اما در ترکي اگر بگوئيم، گئده جاغميش در عربي خواهد شد کان عزم الذهب و در انگليسي ميشود he was exlending to go ) .

۲- کسروي ميگويد « براي بيان هر لغت مشابه ( ترکي ) صد ها لغت پيداکردم که نمي توان آنها را بزبانهاي ديگر ترجمه کرد بعنوان مثال در عربي واژه هاي «هرول ، عدا ، زکفي ( بمعني دويدن) ميباشدکه در فارسي فقط« دويدن »را داريم ولي در ترکي براي بيان انواع حالات و حرکات دويدن کلمات جداگانه و مناسبي بتعداد زياد موجود است » (مثال گؤتورلندي ، اوشدي، قاشدي ، يورودي،آشيريلدي، تاولي گئتدي ، تله سيک يئريدي و… )

۳- ترکي داراي قوانين روشن و ساده و عاري از بيقاعدگي مجهولي و التزامي است که در اکثر زبانها نيست مثلا در فارسي و انگليسي بجاي اينکه بگويند زيد،امر را زد ، ميگويند« زيد و امرهمديگر را زدند» که بي قاعدگي است و بايد گفته شود« زيد زده شد» که در فارسي يک قانون است  درحاليکه در ترکي ما با افزودن پسوند هاي متعدد آن ها را تکميل و بصورتهاي گوناگون التزامي ، مجهول ، متعدي و… در مي آوريم مثلا : ووردي =زد ،  ووروشدي = يکي ديگري را زد  ،  وورولدي زده شد  ،   ووردوردي = موجب زده شدن ديگري شد ، ووردوتدورولدي= بتحريک يکنفر ، بوسيله ديگران زده شدو…

۴- با قاعده بودن قوانين دستور زبان ترکي در برابر زبانهاي آريائي ( فارسي و انگليسي ) که استثنا ها وافعال بيقاعده درآن خيلي نادر است بر عکس در فارسي و اکثر زبانهاي اروپائي افعال بيقاعده زياد و استثناهاي زياد جزو قوانين زباني و دستوري آنهاست و تاکيد ميکند« در عربي افعال ضعيف بسيار زياد وجود دارد .» ( در ترکي اصلا فعل بي قاعده موجود نيست و فقط چند تا استثنا داريم )

۵ – وجود لغات تاکيد که در عربي با اضافه کردن کلمات مناسب بدست ميايد مثلا در رنگها: الاسود  سياه –  الاحمر قرمز – که الاحمر القاني ميشود سرخ تند يا سرخ سرخ ،  ولي در فارسي با تکرار خود کلمه مفهوم ميشود مثل سياه سياه و يا سفيد سفيد . ليکن در ترکي همانند حرف اول رنگ کلمه، پيشوندي برسرآن ميآوريم که تاکيد برسيري رنگ شده و کلمه آهنگين ميگردد مثال : قاپ قارا «سياه سياه» – دوم دوري« زلال زلال» –  اغ آپپاغ «سفيد سفيد» –  يام ياشل «سبز سبز » –  گوم گوي « آبي آبي » –  ساپ ساري « زرد زرد »و…

۶ – وجود کلمات با تغييراتي دراولين حرف باعث تاثير در عموميت آنها ميشود مثلا اگر کسي درترکي  بگويد« کتابيمي گئتير يعني کتاب مرا بياور» منظور او معلوم است اما اگر گفت «کيتاب ميتابي گئتير» منظور، آنچه کتاب وديگرلوازم است مفهوم ميشود و طرف علاوه ازکتاب ، مجله  روز نامه، مداد و قلم و خودکار وکاغذ وپوشه و پرونده و نقشه و … را هم خواهدآورد و يا« قاب قاشقي آپار» ، شامل بيشتري از وسائل موجود سفره غذاخوري است که بايد بر چيده شود.

۷- وجود علامت مصدري « ماق» در ترکي که آنرا از اسم و ساير صيغه ها ( فرم ها ) تميز ميدهد که، برعکس عربيست والبته خود فارسي هم علامت مصدري دارد ( يدن و دن و تن مثل دويدن – ديدن – رفتن ) .

***

ارسال دیدگاه