تاریخ آذربایجان از پگاه تاریخ تا امروز – ۷

متن سخنرانی

م. کریمی

۲۷/۶/۱۴۰۰

مانناها

دوستان بزرگوار و اساتید ارجمند و علاقه مندان تاریخ آذربایجان، خدمت تک تک سروران سلام عرض می کنم و ساعات و روزهای خوشی را برایتان آرزو می کنم. امروز اولین روز بازگشایی مدارس در ایران است. باز هم جای  زبان مادری همه ی ایرانیان بجز فارسی زبانان خالیست. حق نخستین هر انسانی بهره گیری از زبان مادری است که در نزد تمام اندیشمندان و روشنفکران و عالمان عملی لازم و ضروری شناخته شده و تمام سازمانهای بین المللی و بشردوستانه خواهان این حرمت انسانی هستند. اما گویا در ایران گوش شنوایی برای حقوق بشر وجود ندارد که تنها زبان رسمی زبان فارسی است و بقیه ی سخنگویان غیرفارس شهروند درجه دوم بشمار می آیند. از دیگر سو، در برنامه ی درس تاریخ ایران، ترکان که امروز ۴۰ در صد ملت ایران را تشکیل می دهند مورد شدیدترین تحقیرها و اهانت ها قرار می گیرند. دروس تاریخ سرشار از تحقیر ترکان است و بزور در ۱۲ سال تحصیل فرزندان ما، اطلاعات غلط، وارونه و ضد بشری را به ذهن فرزندان ایران تحمیل و تلقین می کنند. همواره در گوش فرزندان ایران چنین می خوانند که تمدن ایران از هخامنشی آغاز می شود و تاریخ تحریف شده ای را تحویل دانش آموزان می دهند. گویی تاریخ از ۲۵۰۰ سال پیش آغاز شده است و به زور در ذهن دانش آموزان چنین تلقین می کنند که پیش از آنان با اینهمه آثار باقیمانده از هنرهای ظریف و زیبا که هخامنشیان تنها مقلد هنر آنان بوده اند سخنی در درس تاریخ از آنان نباشد. فرهنگ و تمدن هورریان، گوتتیان، ایلامیان و دیگر مدنیت های بشری باید فراموش شود و حتا نامشان به گوش دانش آموزان نخورد.
دوم آنکه تر تمام همت و تلاش دست اندرکاران نگارش درس تاریخ بر اینست که به دانش آموزان یاد تلقین کنند که ترکان با صفویان به ایران آمده اند و مهاجرند و غلام بوده اند. اما خود درمانده اند که سبکتین، آلپ تکین و چاغری بیگ چگونه غلامانی هستند که هزینه ی قوشون و دربار سامانی را تنها از عایدات املاک خود می پردازند؟ اینان چگونه چادرنشینانی هستند که هنر معماریشان بخشی از فرهنگ معماری ایران و اسلام شده است؟ اگر چادرنشین و مهاجر بودند چگونه هنر اسلامی و ایرانی نیز تمام سمبلهای مدنی اش را از هنر سلجوقی اقتباس کرده است؟ اینهمه دروغ؟ چرا به فکر بیداری دانش آموزان نیستید؟ فردا وقتی بزرگ شدند و حقایق را دانستند چه جوابی دارید؟ خواست نخستین ما، رسمی شدن زبان مادری همه ی خلقهای ایران بویژه ترکی است که تاریخی ۶۰۰۰ ساله داریم با هزاران اثر ادبی و اندیشگی. ثانیا تمام تحقیرها، اهانت ها و تحریف ها را از کتابهای درسی پاک کنید.

جوانان آذربایجان بدنبال کسب هویت خویشند و هر روز دست به قلم برده و حقایق را بدست می آورند. همین امروز کتابی از یک جوان پژوهشگر بدستم رسید که امیدوارتر از هر روز دیگر شدم. آقای محمد قره زاده شربیانی، کتابی نوشته اند با عنوان “متن ایلامی کتیبه ها با نگاهی به زبان ترکی”. در این کتاب کتیبه های باستان ایران بویژه کتیبه ی بیستون بخش ایلامی آن مورد کنکاش قرار گرفته و ضمن ارائه ی متن اصلی، ترجمه فارسی را با متن اصلی تطبیق داده است از جمله من در اینجا تنها یک متن کوتاه را با خوانش آن و ترجمه اش به فارسی می خوانم تا پی به قدمت زبان ترکی ببرید: تازه یادآوری می کنم که خوانش این کتیبه ها با اندکی تغییر در اعراب – کسره و فتحه و ضمه صورت گرفته و اصل خوانش توسط دانشمندانی چون ویلهلم تامسون (دانمارکی)، ژولیوس اوپرت (آلمانی)، وایسباخ، هنری راولینسون (وزیر مختار بریتانیا در ایران)، ویلیام هینکس (انگلیسی)، ویستر گارد، کریستوفر نوریس، جرج کامرون (آمریکایی) و ایگور دیاکونوف (روسی)  صورت گرفته است. متن را برایتان به خوانش این دانشمندان می خوانم:

این متن بر روی کوزه ای سفالی نوشته شده است که خوانش آن چنین است. لطفا دقت فرمایید و خود بدانید که این زبان آیا زبان ترکی آذربایجانی نیست؟

گوو آننا آن گووده آنادی گور یانار قوشدی یئریمیشم. آننا اولویا آساریش (آسماق) اولغو (اوشاق) یاردیم اولی گوو آنناسینا و اولا آسیان گوگلره (اولان یئره) اومیرا (ایستیه) دئییک (شعر، مدح) آنا قوشا.

لغاتی که امروز کاملا برای ما آشناست: گؤو – آسمان / آننا – خلق کننده – خدا / یانار – سوزان / قوش – پرنده / آسماق – آویزان کردن / یئریمک – راه آمدن / اولغو – فرزند / یاردیم – کمک / اومور – اومماق – ایسته مک / دئییک – شعر و مدح / قوشماق – سرودن. حالا ترجمه آن به زبان ترکی امروز:

ای گؤی تانریسی، گؤیده اولان تانری، ای یانار قوش، یانینا گلمیشم. منه بیر اوغول وئر تا گؤی تانریسینا یادیمچی اولسون و سنه مدح اوخوسون (یعنی سنی عبادت ائتسین).

ترجمه فارسی: ای خدای آسمان که در تمام آسمان خدا هستی، ای پرنده ی بسیار سوزان آمده ام به درگاهت، فرزندی عطا کن که یاری دهنده ی خدای آسمان باشد و برای او شعر بسراید.

این زبان پروتوتورک نیست؟ در جلسات آینده به کتیبه های هخامنشی خواهیم رسید.

مانناها

سرزمین مادری ما آذربایجان دارای تاریخی بسیار کهن است و در شأن ما نیست که به یک تاریخ ۲۵۰۰ بچسبیم و در این تاریخ جعلی فکر و ذهنمان را محصور کنیم. وقتی تاریخ را ورق می زنیم به تاریخی ۳۰۰۰ – ۴۰۰۰ سال پیش از این تاریخ ۲۵۰۰ مواجه می شویم. تاریخ برای شناخت هویتمان لازم است و برای عبرت گرفتن از آن و چراغ راه آینده کردن این تاریخ. والا می دانید که اندیشمندان امروز می گویند ما تاریخی بلند مدت و تمدنی درخشان هم نداشته باشیم ولی قوانین بسیار خوبی داریم که حقوق انسانها را محترم می شمارد و باعث آرامش خاطر و نشاط روحی ماست. این سخن بسیار زیباست، اما وقتی تاریخی تحمیلی را به خورد ما می دهند در واقع تحقیر شان و لیاقت انسانی است و باید از خلال این تاریخ واقعیت ها را کشف کرد و بدان متوسل شد. ایران تاریخی ۱۰۰۰۰ ساله دارد و ما در آذربایجان در طول ۷۰۰۰ سال گذشته در کنار دیگر اقوام ایرانی با سربلندی زیسته ایم و جز دوستی، صمیمیت و حمایت از همدیگر چیز دیگری نداریم اما استعمار و یادی آن در ۱۰۰ و خرده ای سال گذشته با انواع حیله ها و تحریف ها تفرقه اند اخته و حکومت کرده اند. امروز وقت آنست که حقلیق را دریابیم.

دوستان عزیز، امروز از سری سحنرانیهایی با عنوان تاریخ آذربایجان از پگاه تاریخ تا امروز، ماننائیان را مورد بررسی قرار خواهیم داد. استاد رحیم رئیس نیا در این باره می نویسند:

“شرایط و زمینه تشكیل دولت ماننا ابتدا در اراضی اطراف دریاچه اورمیه با اتحاد چند تا از قبایل و ایل­های گوتتی – لولوبی فراهم شد. قدرتمندترین این قبایل گوتتی – لوللوبی، ایل ماننا بود كه در جنوب و جنوب شرق دریاچه اورمیه ساكن بودند و به علت نقش مهم آنان در تشكیل دولت ماننا آن دولت با اسم آن قبیله معروف شد”[۱]

مانناها در آذربايجان به مدت ۲۷۰ سال حکومت کرده اند و رشد اقتصادي – مدنی خوبي را در پيش داشته اند. آنان جاي خود را به ماد آتروپاتن داده اند. استرابن در اين مورد مي‌نويسد: اين كشور داراي زمينهاي حاصلخيز بوده و شمال آن كوهستاني است.[۲]

   در ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد قبایلی در آذربایجان می زیستند که حکومتهای اتحاد قبایل خود را تشکیل داده و تمام امور خود را اداره می کردند و گاهی برای صیانت از هستی خود تشکیل قوشون داده و به مقامت می پرداختند. زندگی سالم و سرشار از دوستی و آرامش نیازی به داشتن قوشون نبود. اما دشمن خارجی از جمله آشور سبب می شد تا اورارتوها را از مانناها جدا کند. گاهی هم بدین امر موفق شده است. در این مقطع تاریخی ساکاها در شرق، اورارتوها در غرب آذربایجان و مانناها در مرکز آذربایجان جای داشتند. دیاکونوف با بررسی منابع تاریخی حدود جغرافیایی مانناها را با سرزمین های امروزین آذربایجان مطابقت داده و تائید و اثبات می کند.[۳] ( تاریخ ماد، ص ۶۵ ) سپس دیاکونوف اظهار می کند که همین سرزمینها جزو اراضی ماد شده است. سرزمین آنان تا کنار رود کُر ادامه می یافت. اضافه بر آن در سال ۷۱۷ با پیوستن گوتتی ها به آنان وسعت مانناها بسیار افزایش یافت.

یکی از شاهان ماننا با نام اریانزی است که در زمان او، دولت ماننا بسییار قدرتمند گشته و وسعت کشور نیز گسترده تر شده است. این سرزمینها در غرب تا دریاچه وان و در جنوب تا قزوین ادامه داشت.[۴] در شمال آنان نیز ایشغوزها یا همان ساکاها حکومت می راندند که آنان نیز به ماننا پیوستند.

دیاکونوف روی ار یانزی – شاه ماننا تاکید می کند. ار یانزی همچون ارسلان را مثال می آورد و ریشه ی نام او را می کاود و به ترکی بودن این نام نزدیک می شود. این نام – ار یانزی بعدها ساده تر شده و به یانزی تبدیل گشته است.[۵]

   مانناها مردمی ثروتمند بوده و سرزمینشان آباد بوده است. پایتخت آنان زیوه – در نزدیکی شهر سقز امروزی جای داشت که در حفاریهای سالهای مختلف اشیای گرانقیمتی از نظر باستان شناسی بدست آمده است. از روی همین اشیای کشف شده تخمین می زنند که پایتخت اصلی آنان در نزدیکی شهر بوکان امروزی بوده است و این نظر صحیحتر به نظر می آید.[۶]  [۱] ) گرانتوفسكی، داندامایو و …، تاریخ ایران از آغاز تا به امروز ص ۵۳٫

   مورخانی همچون دیاکونوف به وجود نوشته هایی به خط میخی از مانناها اصرار دارند. نوشته های روی سینی بدست آمده از حفاریهای زیوه اثبات می گردد که زبان آنان التصاقی بوده است. در عین حال اثبات شده است که دیگر دولت های معاصر و یا پیشین مستقر در آذربایجان مانند گوتتی ها همچون ایلامی ها زبان التصاقی داشته اند و زبان همه ی این دولتها چنین بوده است.

   دولت ماننا در ۳۰۰۰ سال پیش از این دارای فرهنگ و مدنیتی پایدار و استوار بوده که سرزمینهای اطراف دریاچه اورمیه همچون آذربایجان شرقی، غربی، زنجان و اطراف را در بر می گرفت. امروز شهرستان مانیشان در استان زنگان که امروز ماهنشان نامگذاری شده است یکی از مراکز اصلی ماننائیان بوده است و فونداسیون قلعه ای در دامنه ی کوه بلقیس هنوز هم موجود است که تابلوی کاخ ماننائی بدان زده شده است. مردم این شهر خودشان نام شهرشان را مانیشان می دانند و چنین تلفظ می کنند اما اسم من در آوردی ماهنشان در نقشه های رسمی گنجانده شده است. در ۴۰ کیلومتری مانیشان در دامنه ی کوه تخت سلیمان این فونداسیون قرار دارد.

با توسل به منابع تاریخی، همچنین بررسیهای علمی صورت گرفته، سرزمین اصلی مانناها همین آذربایجان امروزی از شما تا دربند، از جنوب تا قزوین، در شرق  تا دریای خزر و از غرب تا دریاچه ی وان بوده است. مسلم است که در طول ۲۵۰ سال حکومت دولت ماننا این سرزمین گاهی وسعت یافته و گاهی محدودتر هم شده است. دریاچه ی اورمیه در میانه ی این کشور قرار داشته است. تمامی مورخین تاکید داشته اند که مانناها وارث سرزمین گوتتی ها شده اند و بعدا اورارتوها و ساکاها نیز بدانان پیوسته اند و حتا خودشان تمامی سرزمین خود را به مادها سپرده اند. البته برخوردهای سختی هم بینشان اتفاق افتاده است.

کتیبه ی بجا مانده از سلمنسر سوم که به سال ۸۴۳ [۷] نوشته شده است از ماننائیان نام می برد. این نخستین باری است که از مانناها در یک سند تاریخی نام برده می شود آخرین نام از مانناها به سال ۶۱۶ ق.م مربوط می گردد و بنابراین حکومت مانناها بنا به نظر مورخان نزدیک به ۲۷۰ سال بوده است. اشیای بدست آمده در حفاریهای مختلف که تعلق آنان به مانناها اثبات گشته است همچون آلات کشاورزی، وسایل تزئینی و زیورآلات، همچنین ظروف غذا و غیره نشان می دهد که مانناها مدنیتی والا داشته و تا زمانی که مجبور نمی شده اند با قبیله ای یا دولتی دیگر وارد جنگ و برخورد نمی شده اند. اما هنگام تجاوز دشمن هم ساکت ننشسته بلکه قوشونی فراهم آورده و با مقابله و دفاع از کیان خود می پرداخته اند. برای چنین اداره ای و دفاع از خود دارای سیستمی بسار پیشرفته و تا حدی می توان گفت سیستمی دموکراتیک داشته اند که ضروریست بدین مساله نیز پرداخته شود. این موضوع مورد توجه محققان مختلف قرار گرفته و یافته های خود را ارائه داده اند.

عالمان بسیاری در باره ی موضوعات مختلف حکوکت مانناها به تحقیق و تفحص پرداخته اند و به نتایج راضی کننده ای رسیده اند. در کشور خودمان دکتر زهتابی، استاد رحیم رئیس نیا، از باستان شناسان دکتر نوبری، دکتر طاهری کسانی هستند که در کنار دیگر عالمانی مانند دیاکونوف، گرانتوفسکی، هنری فیلد، آرتور کیست، چارلز بارنی و دهها دانشمند و پژوهشگر این عرصه تلاشهای خوبی را به سرانجام رسانده و اطلاعات دقیقی بدست آورده اند. همه ی این دانشمندان حاصلخیزی این خاک، آب و هوای مطبوع را مهد تمدنهای باستانی دانسته و مانناها را از صاحبان اصلی و قدیمی آذربایجان دانسته اند. سرزمین آنان دقیقا همین استانهای آذربایجان از کنار دریای خزر تا همدان، قزوین و یالات همجوار می باشد که در تاریخ سرزمین گوتتی ها، لوللوبی ها، توروکها و آذها بوده و زبان التصاقی آنان پروتوتورک و سلف همین ترکی امروز ما بشمار آمده است که بعد از اسلام با آمدن اوغوزها استواری بیشتری یافته و زبان امروزین ما تلفیق همه ی این مجموعه بشمار می آید. بعبارت دیگر زبان گوتتیها، هورریها و مانناها در طول ۵۰۰۰ سال گذشته با تغییر و تحولات طبیعی زبان، سلف زبان ترکی امروزین ما گشته است و ۳۰۰۰ سال قبل از آمدن آریایی ها به فلات ایران زمین ریشه های استوار این زبان در این خاک ریشه دوانده و تا امروز هم استوار و پابرجا باقی مانده است. نتایج تحقیقات محققان اثباتگر این نظر است و نتایج علمی بررسیهای تاریخی این امر را اثبات می کند و ما نیز بدین نتایج تکیه می کنیم.

دانشمندانی چون ف. هومل زبان قبایل قبل از میلاد آذربایجان را پروتوتورک خوانده و زبان التصاقی قبایلی که ۵۰۰۰ سال پیش از این در آذربایجان می زیسته اند سلف زبان امروزین مردم آذربایجان شمرده اند و آن را پروتوتورک نامیده است. او می نویسد: تردیدی نیست که اگر آنان نبودند (یعنی گوتتیها و مانناها و . . .) قبایلی که بعدا آمدند یعنی ایشغوزها و اوغوزها و قپچاقها قدرت لازم را برای بقا نمی یافتند و در میان زبانهای ایران مستحیل می شدند.

   چنانچه قبلا هم عرض کرده ام هورری ها و گوتتیها دولتی به مثابه اتحادیه قبایل تشکیل داده اند. مانناها نیز در داخل همان سیستم زندگی کرده و هر وقت لازم آمده دولت تشکیل داده اند و علاقه ای به قوشون کشی و جنگ نداشته اند. بلکه اهل آرامش و زندگی سالم بوده اند و تنها در زمان هجوم دشمن به دفاع از خود آرایش جنگی پیدا می کردند و از تمام امکانات خود برای حفظ موجوریت خود استفاده می کردند. استحکام سیستم دولتی و اداری بین مانناها از این لحاظ توجه بسیاری از محققان را جلب کرده است که سیستم اداری آنان قویتر از سیستم قوشون بوده است و لذا دموکراسی پیشرفته ای نیز انتظار می رود. این مساله را نیز برخی از پژوهشگران موضوع پژوهش خود قرار داده اند.[۸]

در تاریخ نمونه هایی از جنگ ماننا گزارش شده است و می بینیم که در زمان لزوم، به اتحاد قبایل روی آورده و در برابر حمله های بی هنگام و دشمن پاسخ مساعد داده اند از جمله در برابر هجوم سال ۸۴۳ ق.م توسط آشور مقامت کرده و در سال ۸۴۲ ق.م بر آنان پیروز گشته و همچنان از استقلال خود دفاع کرده اند. اما باز هم دشمن سرسخت بر جای خود ننشسته و در سالهای ۸۲۴ و ۸۱۰ ق.م شامیس آداد پنجم به مانناها هجوم می آورد و قلعه های اوراش و سیبار در نزدیکی زنگان امروزی را فتح می کند. در همان زمان شهر ساق بیتو در نزدیکی قزوین امروزی را ویران می کند. در سال ۷۴۴ ق.م نیز تیقلت پیله سر به ماننا حمله آورده و دو شاکنو را از بین می برد. نکته ی مهمی که در اینجا اشاره بدان لازم است اینست که در هر حمله ای آشورها با شاهان مختلف و یا شاکنوهای گوناگونی روبرو می شوند. این امر نشان می دهد که در سیستم اداری مانناها دموکراسی خوبی که امروز به فدراتیو معروف است روبرو می شده اند.

 اما شاکنو چیست؟ باید این را توضیح داد. مانناها در هر قبیله ای شورای ریش سفیدان را تشکیل می دادند و ریش سفیدان نیز شاهی برای خود برمی گزیدند و بدین طریق دولت محلی خود را می آفریدند و اینها را شاکنو می نامیدند. شاکنو در واقع حاکم محلی شمرده می شد که به مرکز وصل می شد و دستورات مرکز را اجرا می کرد و در زمان لازم به مرکز کمک هم می فرستاد. شاکنو از هر سه سال یکبار انتخاب می شد. این سیستم در میان گوتتیها، هورری ها و می توان گفت که در تمام دولت های آذربایجان وجود داشت و این امر بخشی از فرهنگ تمدنی آذربایجان شمرده شده است. شاکنوها تدابیر لازم را برای اداره سرزمین خود اتخاذ می کردند. شاکنوها در مرکز ماننا نیز گرد هم می آمدند و در صورت نیاز شورای ریش سفیدان نیز در پایتخت برقرار می گردید. این سیستم شبیه به پارلمان و فدرالهای امروزین کشورهای مترقی نیست؟ بعد از این توضیح برمی گردم به پیله سر. او دو شاکنو از مانناها را سر به نیست می کند نام یکی از آنان “توناکو” و دیگری “میتاکی” بوده است. زبانشناسان با بررسی اسامی مانناها نیز به نتایج قانع کننده ای رسیده اند و پی به ساختار زبانی مانناها رسیده اند. این اسامی در زبان امروزین ما دارای معنا هستند. در اینجا لازم می آید بررسی چند نام از مانناها گفته شود. گفتن این مسایل احتمالا تصور خوبی را از زبان مانناها و مقایسه با زبان امروزین ما بدهد. حال نام چند شاکنو:

او ایش دیش – اون اوچ دیش (۱۳ دندانه) در نزدیکی شهر مراغه ی امروزی

زیکئرتو – بین میانه و اردبیل

آندیا یا ائندیا– سرزمین های علیای رود قیزیل اؤزن جایی که از طارم بطرف رودبار می رود.

دیوک – واقع در شمال رودخانه قیزیل اؤزن

ائللی پی – در نزدیکی کرمانشاه

مادای – بین راه قزوین – همدان

آشور قبل از سال ۷۱۶ دوبار به ماننا هجوم آورده و تامارکیس (تبریز)، اوش قایا (اسکو) و سوبی (صوفیان ) را فتح کرده و به آتش می کشد. اما ماننائیان ۳ سال بعد – ۷۱۳ ق.م آشورها را شکست داده و مجبور به فرار کردند و از خراج به آشور آزاد شدند.

محققان تاریخ اعلان می کنند که تا ۶۰۰ ق.م در سرزمین آذربایجان تمامی قبایلی که زیسته اند غیرآریایی و دارای زبان التصاقی بوده اند.[۹] [۱]) گرانتوفسكی، داندامایو، تاریخ ایران از زمان قدیم تا به امروز، ص ۵۳ .

دیاکونوف، گرانتوفسکی، دایسون، هومئل و دیگران از وجود دموکراسی – هرچند ابتدایی در بین ماننائیان سخن می رانند. همانگونه که قبلا عرض کرده ام تمام قبایل قبل از مانناها مانند هوریان، گوتتیان، ساکاها و دیگران، شورایی از ریش سفیدان با انتخاب حاکم خود عمل می کرده اند. آنان در هر قسمت از سرزمین خود حکومتی تحت عنوان شاکنو یا شاخنو از طریق مجلسی همچون مجلس سنای امروزی تشکیل می داده اند. شاکنوها در عین استقلال، در زمان لازم در اتحاد با مرکز عمل می کردند. این شورا، خاقان اصلی را انتخاب می کرد و هر از چند سالی یکبار تشکیل جلسه می دادند. برخی از مورخان تعداد شاکنوها را تا ۳۰ عدد دانسته اند اما شاکنوهای معروف آذربایجان عبارت بودند از: قیزیل بوندا، ائندیا، زیگرتو، قافلانتو و . . .

 تمامی اشیا یافت شده از شهرها و روستاهای شرق دریاچه اورمو مانند آخیرجان، ممقان، گونئی، گوور قبری و غیره همگی متعلق به مانناها بوده است. در روستای زیوه در نزدیکی شهر ساق قیز که مربوط به سده ی ۹ ق.م است. از یک قلعه ی ماننایی جام شرابی بدست آمده است. روی آن تصویر یک اوزان – آشیق حکاکی شده است که از هر نظر – لباس و سازی که بدست دارد تماما همچون آشیقهای امروزین آذربایجان است. دیل دورانت می نویسد: در لوحه ی بدست آمده از زیوه ۶ بار نام ماننا آمده است. آثار بازمانده از هنر مانناها ۵۰۰ – ۶۰۰ سال به قبل از برپایی تخت جمشید برمی گردد و نشان می دهد که در ساخت تخت جمشید از هنر معماری ماننائیان بهره گرفته شده است.[۱۰] [۱]  ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۱۱۲٫

این جام زرین در سال ۱۳۳۷ از تپه حسنلو بدست آمده است. جام ۶۵۰ گرمی بدست آمده از حاجی آباد سولدوز به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مربوط می گردد. این جام متعلق به زمانیست که چندین سده قبل از آمدن آریایی هاست. این اثر، هنر و مدنیت برجسته ی مانناها را نشان می دهد. از تصاویر روی این جام معلوم می گردد که مسابقه های ورزشی در آن زمان مرسوم بوده و قهرمانان به ارائه هنر خود می پرداخته اند. همچنین فونداسیون موجود در دامن کوه تخت سلیمان نیز مهارت مانناها را در ساخت عمارتهای بزگ مثل کاخ نشان می دهد. همه ی اینها منعکس کننده ی مدنیت و فرهنگ بالای مردم منطقه در دورانیست که هنوز پای آریاییان بدینجا نرسیده است.

رابرت دایسون باستان شناس آمریکایی از تاریخ ۶۰۰۰ ساله آذربایجان سخن می راند و حیرت خود را از برجستگی تمدن منطقه بروز می دهد. دیاکونف نیز در مورد مانناها از اسب سواری، همچنین تربیت اسب مانناها و توسعه ی کشاورزی در بین آنان سخن می راند. (تاریخ ماد، ص ۱۶۶).

زبان مانناها

   تمام مورخان، زبان شناسان و باستان شناسان مدنیتهایی چون گوتتیها، لوللوبی ها، ساکاها و مانناها را همچون عیلامیان دارای زبان التصاقی دانسته اند که امروز با بررسیهای بیشتر و علمی تر آنان را پروتوتورک می نامند. دیاکونوف، گرانتوفسکی، دایسون و پروفسور زهتابی جزو این دانشمندان بشمار می آیند. سخن تکراری است اما گفتنش لازم است تا شاید تلقیناتی از تاریخ که در طول دهه های گذشته بر ذهن و مغز ما تحمیل شده است از ذهنمان پاک کنیم و آن اینست که ترکان با سلجوقیان به ایران و آذربایجان نیامده اند بلکه آنان با آمدنشان، با همزبانان خود مواجه شده اند و دیگر زبانهایی که در زمان ساسانیان داشت جانشین زبان اصلی مردم می شد از میدان بدر رفتند.

 اشیای یافت شده از حفاریهای باستان شناسی در تائید این سخنان است. اشیای کشف شده در سال ۱۹۴۷ در زیوه به سده های ۸ . ۹ ق.م منسوب است. اشیای بدست آمده از تخت سلیمان و مانیشان مشخصات زبانی مانناها را بیشتر روشن می کند. در عین حال نوشته های دانشمندان این عرصه در تائید سخنان فوق است.

هرچند قبلا پیش دانشمندانی چون دیاکونوف، لوکونین، داندامایف و دیگران تردیدی در این امر وجود داشت با کشف کتیبه ای که از زیوه بدست آمد به یقین رسیدند و شک ها پاک گردید. در این حفاری ۳۴۱ قطعه طلا، ۷۱ قطعه نقره و ۱۰۳ قطعه عاج یافته شد. لیست این اشیا را گیریشمن در کتاب خود ثبت کرده است، با اینحال امروز برخی از این اشیا گم و گور شده است. با بررسی هایی که توسط کسانی چون آندره گُدار، هرتسفلد ، ر. برنت و دیگران انجام گرفته زبان پروتوتورک بودن آنان تائید گشته است.

ارنباط بسیار نزدیک ماننائیان با ساکاها از طرف مورخین قدیم و معاصر تائید شده است. اما آنچه بسیار مهم و اساسی است خوانش کتیبه های ماننایی توسط عالمان خود ایران است که در اینجا باید از زحمات دانشمندانی چون دکتر منصور رنجبری، دکتر رهبری، دکتر طاهری و دکتر نوبری باستان شناس و دکتر نوبری که متخصص جراحی هستند اما بیش از ۱۵ سال است که در مورد زبانهای باستان ایران کار می کنند نام برد. دکتر منصور رنجبری و دکتر رهبری کتیبه ی ماننائی موجود در موزه ی بریتانیا را که از مانیشان بدست آمده خوانده و آوانگاری کرده و با جا دادن حرکه های حروف صدادار نشان داده اند که این واژگان همین امروز هم در زبان مردم آذربایجان مورد مصرف دارند. هرچند این دو عزیز، ترک زبان هم نیستند اما به حقایق نزدیک شده اند. واژگانی که در این کتیبه عینا با زبان امروزین ما وجود دارد عبارتند از:

آقاش – آغاج / یز : یاز، به معنای بهار / کیش : قیش – زمستان / نا نا: ننه – آنا / دینقیر: تنگیز – تانری – خداوند / دویماق : حس ائتمک – احساس / اَی: آی – ماه و . . .

همچنین اسامی جغرافیایی و نامهای قبایل موجود در کتیبه های آشور نیز از دغدغه های زبان شناسان است و از این حیث زبان آنان را التصاقی می دانند از جمله:

ایللی­لی، سانقیلی، بیللی، ائللی پی، باککانی، دوننی، میتاکی، سانقی، ساق بیتو، سیبار (سابیر)، ائرئنزیاش و . ..

   امروز کتیبه های بدست آمده مورد بازبینی قرار گرفته و با مقایسه و تطبیق خوانشهای مختلف – حتا با مقایسه با لوحه های سومری و اکدی و زبان های بین النهرین به نتایج خوب و استواری رسیده اند که در نتیجه این زبانها را التصاقی و پروتوتورک خوانده اند.

من تصویر این کتیبه را آوردم اما اینجا نمیشود نشان داد. آنانکه علاقه دارند فردا یا پس فردا در سایت آذر کتاب توران می توانند مشاهده بکنند. خوانش آن و ترجمه فارسی اش را هم خواهید دید::

 البته منبع اصلی این کتیبه در مجله اولای لار غزئته سی، شماره ۲۰۳ مربوط به سال ۲۰۰۱ می توانید مطالعه بفرمایید.

منابع:

 م. کالانکاتوکلو، آلبانیا تاریخی، باکی، ۱۹۹۳٫

 منصور رهبری، ۲۸۰۰ ایل اؤنجه یه عایید یازی نمونه سی، اولای لار غزئته سی، نمره ۲۰۳، ۲۰ نوامبر ۲۰۰۱٫

Ghrishman R. A., Propos du Tresor de Ziviye, – Jnes. Vol. 32. 1973.

Godard A. Le tresor de Ziviye, Haarlem, 1950.

Luckenbill D. Ancient records Assyria and Babylonia. Vol.2, Chicago, 1927.

Barnet R. Median art. – IR. An. Vol. 2, 1962.

آلتایجا – تورکجه سؤزلوک، آنکارا، آتاتورک کولتور و دیل و تاریخ یوکسک قورومو – تورک دیل قورومو یایینلاری، ۱۹۹۹٫

م. سیدوف، قیزیل دؤیوشچونون طالعی، باکی، گنجلیک نشریاتی، ۱۹۸۴٫

م. اسماعیل روستم قیزی، نخجوان افسانه­لری، نخجوان، علم نشریاتی، ۲۰۰۸٫

ب. اؤگل، تورک میفولوگیاسی، ج ۱، استانبول، ۲۰۰۶٫

رحیم رئیس نیار، آذربایجان در مسیر تاریخ، تبریز، انتشارات نیما، ۱۳۶۸٫

پروفسور محمدتقی زهتابی، تاریخ دیرین تركان ایران، تبریز، نشر اختر، ۱۳۷۸٫

ا.م. دیاکونف، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۹۰٫

ادوین آرویدویج گرانتوفسكی؛ م. ا. داندامایو، تاریخ ایران از آغاز تا به امروز، ترجمه: کیخسرو کشاورزی، تهران، نشر مروارید، ۱۳۸۵٫

آذربايجان قيسسا تاريخي، باكي ۱۹۹۸٫

آذربايجان تاريخي، آذربايجان نشرياتي، باكي، ۱۹۹۶٫

ا . ن . قلی اوف، تاریخ آذربایجان، تهران، ۱۳۵۹٫

ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۸٫

م. کریمی، مروری بر تاریخ ادبیات آذربایجان، تبریز، نشر اختر، ۱۳۹۵٫

[۱] آذربایجان در مسیر تاریخ٬ ص ۱۹۷٫

[۲] آذربايجان قيسسا تاريخي، ص ۴۱٫

[۳]  دیاکونوف، تاریخ ماد، ص۵۶٫

[۴]  پروفسور زهتابی٬ تاریخ دیرین تركان ایران٬ ص ۳۰۰ .

[۵]  م. دیاکونف، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، ص ۱۴۰٫

[۶] ) گرانتوفسكی، داندامایو و …، تاریخ ایران از آغاز تا به امروز ص ۵۳٫

۲) آذربايجان تاريخي، آذربايجان نشرياتي، باكي، ۱۹۹۶،ص ۷۴٫

[۸]) ا . ن . قلی اوف، تاریخ آذربایجان، ص ۱۷۰، ۱۳۵۹ تهران .

[۹]) گرانتوفسكی، داندامایو، تاریخ ایران از زمان قدیم تا به امروز، ص ۵۳ .

[۱۰]  ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۱۱۲٫

ارسال دیدگاه