تاریخ آذربایجان از پگاه تاریخ تا امروز – ۱۲

م. کریمی

دانیشیق

۰۸/۰۸/۱۴۰۰

تاریخ گؤگ تورک

وقتی ما از گؤگ تورک و هونها صحبت می کنیم زمانی را در نظر داریم که گؤگ تورکها در آذربایجان حضور دارند و این زمان مصادف است با دوره ی ساسانیان و بویژه زمانی که امپراتوری گؤگ تورک از شمال قفقاز تا تمامی سرزمینهای امروز آذربایجان تا موصل را گرفته است. اما برای شناخت دقیق هونها که به هر حال در تاریخ جهان، تحولات امپراتوری های منطقه نقش بارزی داشته اند. نگاهی به تاریخ هونها داشته باشیم. آنچه هونها را مهم جلوده می دهد وجهه ی جهانی این دولت و مدنیت است. برای این امر اشاره باید کرد که گؤگ ترکها پیش از وارد شده در خاک آذربایجان دارای قدمتی روشن و بسیار قدیمی هستند. در عین حال با مردم بومی آذربایجان نسبت های نزدیکی داشته اند و از نظر زبانی نیز دارای منشاء یکسانی بوده اند. پس بسیار بجا خواهد بود که ابتدا نگاهی به دولتها و مدنیت هایی داشته باشیم که نام پروتوتورک داشته اند و سپس با نام کامل تورک وارد تاریخ گشته اند. در عین حال شناخت دیگر تورکانی که وارد خاک آذربایجان شده اند مانند هونها، گؤگ تورکها، اویغورها، آوارها، بلغارها، خزرها و غیره آشنایی داشته باشیم. برخی از این گروههای ترک تا اروپا رفته اند و تشکیل دولت داده اند مانند: فین ها، آوارها، بلغارها، مجارها، سابیرها، قپچاقها، و خزران. در اینجا برخی در هر دو قاره – آسیا و اروپا هم بوده اند مانند هونها و آوارها، یا بلغارها هرچند قبل از اسلام در آذربایجان بوده اند اما موفق به تشکیل دولت نشده اند در حالیکه به محض ورود به اروپا  دولت ملی خود را بوجود آورده و تا امروز روح ملی خود را حفظ کرده اند. یا قبایل بسیار بزرگی از ترکان از آسیا تا اروپا گذر کرده اند اما تا امروز هم نتوانسته اند حکومت و دولتی را تشکیل بدهند مانند پچنک ها که همچنان به صورت جمعیت هایی باقی مانده اند. برخی نیز بعد از اسلام قدرت بیشتری یافته اند مانند اوغوزها و اویغورها.

رد پای ترکان را می توان در بسیاری از کشورها یافت. از منابع و آرشیوهای چین، بیزانس، عرب، فارس اطلاعات خوبی را می توان بدست آورد که تا سده ی اخیر منابع چینی مورد غفلت قرار گرفته بود اما در سده ی بیستم توجه خاصی بدان شده و معلومات بسیار ارزشمندی بدست آمد. اما باز هم پروفسور بهاءالدین اؤگل با نگارش کتاب “بؤیوک هون امپریاسی”،  بجایی می رسد که الحق توانسن بگوید که “دیگر ترکها نیازی ندارند به ترجمه های ناقص روسی، آلمانی و فرانسوی قانع شوند. اسناد بسیاری که در آن آثار موجود نیست در این کتاب مشاهده خواهید کرد.” (امپراتوری بزرگ هون، ترجمه داشقین، ص ۵).

ج. ج. ساندرز می گویند: منابع در باره ی اوائل تاریخ ترک تقریبا همه چینی و بیزانسی هستند (تاریخ فتوحات مغول، تهران، ابولقاسم حالت، ۱۳۶۳،  ص ۲۷). اسناد چینی را استانیسلا ژولین گردآوری و ترجمه کرده است.اسناد بیزانسی را ا. شاوان در سنت پترزبورگ نشر داده است. همیشه گفته می شد بهترین تاریخ ترکان را و. بارتولد نوشته باشد. اما نوشته ی اؤگل برتر از همه ی اینهاست.

یواخیم بارکهاوزن، هیونگ نو ها را در ۱۲ قرن ق.م به تصویر کشیده و این دوران را اوج قدرت هونها می شمارد (امپراتوری زرد، ترجمه: اردشیر نیکپور، تهران، ۱۳۴۶٫ ص ۱۹).

دکتر هیئت با وجود اینکه تقویت زبان ترکی در ایران را به سلجوقیان نسبت می دهد اما در کتاب سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی، به زبان گؤگ تورکها در تکوین زبان ترکی آذربایجانی تاکید دارد ((تهران، چاپ سوم، ۱۳۸۰، ص ۳۳ به بعد)

هونها

اگر بخواهیم تاریخ ترکان را مطالعه کنیم باید از هونها آغاز کنیم. البته در تاریخ آذربایجان نام توروکها، یا توروخها در هزاره دوم ق.م میلادی نامشان ذکر شده اند که برخی آن را همان تورکها دانسته اند، اما این نظر هنوز در هاله ای از ابهام باقی مانده است. در عین حال، زبان التصاقی که خاص زبانهای ترکی است از هزاره های سوم قبل از میلاد نه تنها در آذربایجان، بلکه در کل سرزمینی که امروز ایران نام دارد شناخته شده است و کتیبه های چندی گویای این ادعاست.

در باره ی هونها و ارتباط آنان با ترکان و بویژه آذربایجان ، دانشمندان بسیاری قلم زده اند که از آن میان می توان به رادلوف، اتتو فرانکه، ابرهارد، هیرت، جاواننس، و دیگران اشاره کرد. اینجا اجازه می خواهم از هونها شروع کنم.

هونها در اسناد چینی در هزاره های دوم و سوم قبل از میلاد حضور دارند. پروفسور ابرهارد از مدنیت “یاگشااو” یاد کرده و ساکنان این ناحیه را مجموعه ای از ترکها و تبتی ها می داند. (اؤگل، ص ۱۰). این مدنیت به ۲۰۰۰ سال ق.م. مربوط می گردد. اؤگل می گوید که تاریخ چین با سلاله هسیا آغاز می شود. هونها نیز در همین زمان در تاریخ حضور دارند. اتتو فرانکه استاد پروفسور ابرهارد، قدرت یافتن هونها در فاصله ی زمانی ۱۴۵۰ قوم تا ۱۰۵۰ ق.م همزمان با سلاله شانگ در چین محرز می داند. او نخستین اجداد هونها را “شون وِی” یا “سهون وی” می داند که البته بیشتر حالت اسطوره ای دارد. در عین حال، جی اِ آخرین امپراتور شانگ را از هونها می شمارد. هونها در منابع چینی “هیونگ نو” نامیده شده اند که بعدها بتدریج خلاصه شده و هون خوانده شده اند. (اؤگل، ص ۱۹). اندکی بعد نیز در منابع چینی تورکیو خوانده اند که برخی معتقدند حرف ر خوانده نشده وگرنه تورکیو یا همان تورک بوده است.

همچنین سلاله جوی که در سال ۱۱۲۲ ق.م در چین مستقر شده اند و اندیشمندانی چون کنفوسیوس، لائوتسه و دیگران تربیت یافتگان این دوره اند. در همین زمان دولت هون تشکیل شده و در سال ۲۴۷ ق.م از بین رفته است. از همین سال دولت گؤگ تورک توسط تئومان استقرار یافته است. مهمترین منبع چینی شیجی نام دارد که بخش چهارم این کتاب در باره ی هونهاست و در سده قبل از میلاد نوشته شده است. د. گروت این اثر را به آلمانی ترجمه کرده است.

منابع چینی نشان می دهند که در فاصله زمانی ۹۳۴ – ۷۱۰ ق.م هونها قدرت بلامنازعی داشته اند. اتتو فرانکه اظهار می کند که بدون تردید وقتی نام هون را می شنویم بلافاصله ترکان را در نظر می گیریم و این صحیح است. (ص ۳). در سال ۷۷۱ ق.م بود که هونها با هجومهای پی در پی به حاکمیت جوی پایان دادند (ص ۳۷). م. کورِن هونها را نیرویی واحد دانسته است که ترکان، مغولها و تونقوزها و تبتی ها را در خود داشت. (ص ۳۹). محقق چینی بنام وانگ کوو وئی هونهای هی اِن یون، هونیو، کانی و کو اِ ایفانگ را نام می برد. او در اینکه هونها توانسته اند به چنین قله ی تمدن و فرهنگ قابل ستایشی دست یابند حیرت زده است و اؤگل معتقد است این وضع از قابلیت و استعداد ترکان سرچشمه گرفته است (ص ۴۲). آنان بوفور از اسب و ارابه استفاده می کردند و لباس های زیبا می پوشیدند بطوری که پادشاهان چین به تبعیت از هونها لباس هونها را پوشیده و دسته های سواره و اسب سوار بوجود آوردند (ص ۴۷) هونها در شمال قانسو اسب های زیبا پرورش داده و سواره نظام تشکیل دادند و وارد چین شدند. ( ص ۴۹). وانگ کوو وئی لباس های هونها را تشریح کرده و از زیبایی لباس آنان تعریف کرده است که چینی ها با تقلید از لباس هونها و استفاده از وسایل و تجهیزات آنان بهره ها برده اند. محققان معاصر مانند اتتو فرانکه و د. گروت هم بدین مساله پرداخته اند.

شیراتوری مورخ ژاپن نیز از تمدن و فرهنگ هونها در سده های چهارم ق.م هونها سخن رانده و از آن جمله از امپراتوری چین بنام وانگ هئسی ئه نام می برد که پوشیدن لباس هونها را در مراسم رسمی و در کاخ چین اعلان می کند. (ص ۶۸).

اتتو فرانکه هونها را ترکان نام می برد، ورت هولد لائوفر نیز به استفاده ی هونها از لباسهای زیبا و ارابه های مجهز سخن می راند (ص ۷۵). این تمدن در قرن سوم هجری به تئومان می رسد که تا سال ۲۱۰ ق.م امپراتور بلامنازع هونها بوده است. بعد از او مته خاقان بر سر کار می آید که اوج قدرت گؤگ تورکها محسوب می شود. او بود که تقویم ترکان را بوجود آورد و علم را تشویق نمود. اؤگل بین ۱۴۵۰ الی ظهور تئومان را که ۱۲۰۰ سال است امپراتوری بدون شکست هونها می نامد (ص ۷۸). که با قدرت یابی تئومان و مته این قدرت به اوج می رسد و تا پایتخت چین در دست هونها قرار می گیرد. که البته دیوار بزرگ چین در میان سالهای ۲۹۰ الی ۳۰۰ ق.م در برابر هجوم هونها بنا گردیده بود اما نتوانست در برابر آنان سدی باشد.

سما چی اِن بزرگترین مورخ چین بر این حقیقت واقف بود که قبایل چین در امپراتوری چین در اقلیت بوده اند و اکثریت از آنِ هونها بوده است. د. گروت و برخی دیگر از محققان، تاریخ عظمت هونها را در زمان تئومان و مته خاقان در اوج دانسته و آن را تاریخ آغازین هون می نامند. تاریخ مشهور چین – شیجی – سالهای ۲۶۵ – ۲۴۴ را امپراتوری شانیو نام می برد. نام شانیو – شانکو و شانهو همگی به یک امپراتوری اطلاق شده است که در زمان قوتتیان، ساکاها و مانناها نیز بدین نام و لقب برمی خوریم و هر یک از حکومتهای محلی در آذربایجان با همین نام خوانده می شده اند (ص ۸۴ و ص ۱۱۰).

ابرهارد تمدن هونها را تا جایی پیش می برد که معتقد است نام چین نیز توسط غیرچینی ها – هونها بدین سرزمین دا ده شده است (ص ۸۸). در سده ی سوم و دوم ق.م تمام راههای ابریشم در دست ترکان بود  و هونها قدرت بلامنازع شناخته می شدند. در عین حال شیراتوری – مورخ بزرگ ژاپن ، ساکاها را که کورش را شکست دادند و تا سواحل رود ارس آمدند از همین هونها نام می برد. جالب آنکه در فرهنگ آنان داستان تپه گؤز که یکی از زیباترین داستانهای کتاب دده قورقود هم هست در این مقطع زمانی بوجود آمده است. (ص ۱۲۹). همچنین از زنان آمازون که نظامی گنجوی آنان را در زمان اسکندر مقدونی در بردع به تصویر می کشد  در تاریخ نیز مطرح می شوند. ( ص ۱۳۱).

نخستین و تواناترین امپراتوری بزرگ هونها در ۲۲۰ قبل از میلاد تا ۲۱۶ میلادی به مدت ۴۴۰ سال حکومت توانمندی را برقرار کرده و چین را باجگزار خود کرده است. تئومان نخستین امپراتور هون در ۱۱ سال حکومتش امپراتوری را گسترش داده و سپاهی ۱۰ هزار نفری را پدید آورده و نام خود را نیز از این انتظام بدست آورده است که امروز در زبان ترکی تومان به معنای ۱۰ هزار است. او سیستم سپاهی اونلوق، یوزلوک، مین لیک و اون مین لیک و در نهایت قوشون را با اون باشی، یوز باشی، مین باشی و اون مین باشی یعنی تومان را پدید آورد. نام او نیز از همین اون مین گرفته شده است که این کلمه امروز هم در زبان ما به همین معنی است. تومان حکومتی دموکراتیک بوجود آورد و نام شانکو بر حکومتهای بومی نهاد. بعد از او فرزندش مته بر سر کار آمد. مته نیز ۳۳ سال حکومت نمود و کارهای زیر را بدو نسبت داده اند:

گسترش دادن امپراتوری

تشکیل و نظم دادن به امور کشور

برقراری سیستم دموکراتیک

پدید آوردن تقویم و . . .

نامگذاری ۱۲ دوره تقویم و نامیدن هر سال به نام حیوانی از کارهای اوست. همچنین دوره های ۱۲ ساله برای عمر انسان مانند ۱۲ سال دوران کودکی، ۱۲ سال دوران بلوغ، ۱۲ سال دوران جوانی، ۱۲ سال پختگی، ۱۲ سال میانسالی، ۱۲ سال پیری و عزت نام می برد. تشکیل شورای ریش سفیدان نیز او انجام رساند. بعد از مته خان فرزندش کی اوک حکومت کرد و استقلال آنان تا سال ۲۱۶ م ادامه یافت.

فرهنگ و ادب هونها

در اینجا لازم است اشاره ای به فرهنگ و مدنیت گؤگ تورکهای دوران اول – از ۱۲ قرن پیش از میلاد تا سده ششم میلادی بیندازیم و سپس به گؤگ تورکهای بومین خاقان برسیم.

آنچه از منابع مختلف چینی بدست آمده اینست که صنعت و معدنکاری در میان هونها بسیار پیشرفته تر از سایر شاهنشاهی ها و امپراتوری ها بوده است. محققان روس روی سیستم آبیاری هونها انگشت می گذارند و آن را پیشرفته تر از هر مدنیت دیگر در آسیا بشمار می آورند. (آلتون گؤگ، ص ۷۴).

محصولات آهنی و مسی بسیار زیبا و هنرمندان بوده و آنان این صنعت را به ایران (آلتونگؤگ، ص ۱۴۰) آوردند. آنان سکه های خود را به ترکی می زدند (ص ۱۴۱)، آجر پخته در شهرسازیهای خود استفاده می کردند. (ص ۱۴۱) بنابراین در شهرسازی و شهرنشینی آنان تردیدی نیست. ابن حوقل نیز با این اظهار نظر موافق اشت، (ابن حوقل، ص ۲۰۲).

ابن بلخی ابزارآلات برنده را ساختِ هونها – گؤگ تورکها می داند که از طریق گؤگ تورکها به فرهنگ ساسانی راه یافته است (آلتون گؤگ، ص ۱۴۲ / ابن بلخی، ص ۹۰ و ۹۱).

آلات ریخته گری بویژه ساخت ماشینهای ضرب سکه را گؤگ تورکها ساختند ، همچنین ماشینها و ملزومات بافندگی نیز از ساخته های گؤگ تورکان است (آلتون گؤگ، ص ۱۵۶). ابن بلخی اضافه می کند که ساسانیان منقلهای برنزی تولید دست گؤگ تورکها را می خریدند و برای گرم شدن، پخت و پز و دودافشانی استفاده می کردند. ظروف برنزی را گؤگ تورکها به ساسانیان، مغولها، مردم چین، آلتای، مجارستان می فروختند.

نوشته هایی از هونها بدست آمده است که برخی از آنها بررسی و منتشر شده و هنوز این برسی ها ادامه دارد.

اما ما تاریخ آذربایجان را مد نظر داریم. ورود هونها به آذربایجان را باید از سده ی دوم میلادی دانست. زیرا با هجوم هونها، آوارها بسمت قاقفاز آمدند و دیگر قبایل ترک مستقر در آذربایجان تقویت شدند. در تاریخ می خوانیم که شاپور هونها را در تبریز شکست داد. (تورکلرین اسکی تاریخی، ج ۲، ص ۴۰۱). بنابراین هونها در سده ی سوم میلاد در تبریز حضور دارند. بعدا در تاریخ ۳۷۵ میلادی هونها نه تنها در آذربایجان، اران تا اورفا اسکان دارند بلکه و به عنوان متحد بیزانش در این سرزمینها علیه ساسانیان عمل می کنند. حتا از وجود خزران به عنوان متحد گؤگ تورک ها که بعدا جانشین آنان می شوند در اوراق تاریخی خبر می گیریم. آنان در آذربایجان بسیار نیرومند هستند. مسعودی هم از سابارها یا سابیرها در آذربایجان سخن می گوید. همچنین حضورشان بلغارها، مجارها و هونها در آذربایجان نیرومند هست. هرچند خزران در اواخر سده دوم میلادی ظهور کرده اند و نام خزر بیشتر از هر قبیله و دولت محلی دیگری در زبانها می چرخد اما در حوادث سال ۳۶۳ م. ژولین امپراتور بیزانس با حمایت خزران علیه دولت ساسانی عمل می کند.

لیئو هوآن امپراتور مشهور چین در سده چهارم بعد از میلاد از هونها و از نوادگان مته خاقان بود (ص ۱۳۴). تردیدی نباید داشت که داستانهای مته خان تا حدی بوده است که زندگی وی را در خلق داستانهایی همچون کوراوغلو نیز مطرح می شود. اما مجبورین از این زمان سریعا بگذریم تا به گؤگ تورکها در سده ۴ بعد از میلاد برسیم.

مهمترین جنگ بین ترکان قفقاز و ساسانیان به سال ۳۶۳ م. برمی گردد. خزران با همکاری گؤگ تورکها توانست بخش اعظم سرزمینهایی که امروز ارمنستان نام دارد تسخیر کند و با بیزانش همسایه گردد. در این زمان از دربند تا ارس در دست خزران بود که سابیرها، آلبانها، پچنقها، قپچاقها و کنگرها را در ساختار خود داشته است. بین اقوان مستقر در قفقاز با وجود همنژاد بودن و یا بهتر است بگوییم همزبان بودنشان،  رقابت هایی هم وجود داشت از جمله جلو زدن هر یک در جنگ با ساسانیان نشانه ی قدرت آنان بود. برای همین هم سابیرها در سال ۵۰۵ م. علیه شاپور ساسانی در سال ۵۰۳ م. برخاستند. اما شکست خوردند (آلتون گؤگ، ص ۱۲۹). کار سابیرها در سال ۵۵۰ به اتمام رسید و خزران خود را بالاتر و برتر از آنان نشان دادند. (همان، ص ۱۳۰).

البته زمان حکمرانی آتیلا در سالهای ۴۳۴ به بعد حضور ترکان در قفقاز مسلم گشته بود و قباد – شاه ساسانی دژها و استحکاماتی در برابر آنان احداث می کرد اما هرگز این استحکامات مانع ورود آنان به این سرزمین نشد. سابیرها از مدتها پیش در این سرزمین حضور داشته اند و چنانچه مشاهده می شود ورود اقوام ترک و هون، روزبروز بر توان ترکان می افزاید.

تواریخ روی حضور بسیار توانمند گؤگ تورکها در آذربایجان در سال ۴۵۷ تاکید دارند (احمد آلتون گؤگ، ایران و توران در کشاکش تاریخ، تبریز، ۱۳۹۴، ص ۱۲۲).

اما گؤگ تورکها در سال ۵۵۲م. فدراسیون آوارها را شکست داده و وارد قفقاز شدند و راه نفوذ ساسانی بر قفقاز را بطور کامل بستند.

ذکر این مساله ضروری است که اوغوزها در همین سده ها در آذربایجان حضور دارند. برخلاف آنچه گفته می شود اوغوزها با سلجوقیان به آذربایجان آمده اند، تاریخ نشان می دهد که آمدن اوغوزها به دوران پیشتر مربوط می گردد. زیرا گویند هون های سفید را “آغ اوز” گویند که تبدیل به اوغوز شده است. (پروفسور فاروق سومر، اوغوزها، ترجمه آنادردی عنصری، گنبد قابوس، ۱۳۸۰، ص ۶)

در کتیبه ی اورخون نام اوغوزها نیز آمده است: “توروک، اوغوز بیگلری، بودون ایشیدینگ!” (اورخون، محرم ارگین، ج ۱، ص ۲۲ ، ۳۸) یعنی قبل از تشکیل دولت دوم گؤگ تورکها در سال ۵۵۲ م. اوغوزها در آذربایجان حضور داشته اند و همان هونهای سفید هستند.

دولت گؤگ تورک در سال ۵۵۲ با امپراتوری بومین خاقان آغاز می شود و نام تورک رسمیت می یابد. البته در زمان فیروز و بهرام، گؤگ تورکهای اولیه – یا نوه های مته خاقات در شمال و شرق ساسانیان وجود دارند و بویژه شمالِ ساسانیان در دست آنان است ولی رسمیت یافتن نام تورک از ۵۵۲ آغاز می گردد که در این سالها تا آذربایجان کشیده شده اند. ایستمی برادر بومین از سال ۵۵۳ امپراتوری غربی گؤگ تورکان را در دست دارد و با انوشیروان به عقد قرارداد ها موفق می شود. او رهبری مدبر و دوراندیش بوده و با همکاری انوشیروان توانست هیاطله را از بین برده و جاده ابریشم را در دست بگیرد و از این راه هم اقتصاد را رونق داد و هم فرهنگ ترکی را جا انداخت. او با ساسانیان و بیزانس روابط سیاسی – اقتصادی خوبی برقرار کرد و جتی با وصلتش با خانواده ی ساسانی امنیت و آسایش را به آذربایجان فراهم آورد. قلمرو گؤگ تورک تا موصل هم کشیده بود. حکومت گؤگ تورک به دو دوره تقسیم می گردد: از ۵۶۲ الی ۶۰۲ و دوره دوم از ۶۰۲ الی ۸۰۴ میلادی. عربها گؤگ تورکان را در زمان ساسانیان صاجب سریر نامیده اند و درست در دربار انوشیروان تختی داشته اند که بعدها این تخت به خزران واگذار شد چون خزران جانشین گؤگ ترکان شدند. در این زمان سرزمین گؤگ ترکان از منچوری تا غرب دریای خزر گسترده بوده است.

 بعد از بومین و ایستمی فرزند ایستمی بنام تاردو حکومت را در دست گرفت. حکومت او نیز با جلال و شکوه تمام ادامه یافت. اما قابل ذکر است که کتیبه های اورخون و یئنی سئی توسط وزیر نامدار گؤگ ترکان یعنی تونیوکوک و بنام بیلگه خاقان نوشته شده اند. تونیوکوک نخستین مورخ ترکان است که شناخته شده و سال ۲۰۲۰ از طرف یونسکو بنام وی معرفی شد و برنامه های ادبی – فرهنگی و علمی چندی در دنیا برگزار شد که در ایران مثل همیشه با سکوت برقرار گردید. این ضعف به فعالان فرهنگی و مدنی خودمان مربوط می گردد . باید فعالتر باشیم و هماهنگتر؛ که متاسفانه حرکتی مشاهده نمی شود.

   گؤگ تورکها، تا آذربایجان کشیده شده بود. در اين امپراتوري بزرگ، صنايعي چون معدنكاوي و آهنگري رشد كرده بود و آهنگران براي ارتش خود اسلحه مي‌ساختند و از آن در مقابل دشمنان براي دفاع از سرزمين خود استفاده مي‌كردند. همچنین دارای فرهنگ و مدنیتی قابل توجه بودند و در نظم جهانی تاثیر شگرفی نهادند، همچنین رونق اقتصادی و صنایع و هنرها را هم رشد دادند.

پژوهشگران هونها بویژه گؤگ تورکها، همواره با عنوان گؤرگ تورکها در آذربایجان بدین مساله گریزی می زنند. بیشتر این محققان داستان اوغوزخان را که همان بومین خاقان و حتا مته خاقان می شمارند در تشکیل سرزمین آذربایجان مهم تلقی می کنند. در این داستان که فضل اله همدانی هم بدان اشاره می کند آمده است که وقتی در فصل بهار به سرزمین های آران و موغان می رسد در محلی بنام اوجان – بستان آباد امروزی، از ملت خویش می خواهد هر یک دامنی خاک بیاورند و روی هم بریزند. از این خاک تپه ای پدیدار شد و نامش را آذربایجان نهادند. آذر یعنی زمین بلند و بایگان یعنی بیگلر و لذا آذربایجان سرزمین بزرگان نامیده شد. (خودیف، آذربایجان ادبی دیلی اریخی، تهران، ۱۳۷۷). تاثیر زبان گؤگ تورکان را در تکوین زبان ترکی آذربایجانی را باید خاطر نشان کرد. اکثر پژوهشگران نقش گؤگ ترکان در تکوین و تکمیل زبان امروزین آذربایجان بسیار مهم تلقی می کنند. ذکی ولیدی توغان نیز بر همین باور است. او نیز نشان می دهد که از سده ی چهارم و پنجم میلادی هونها در سواحل دریای خزر امکان پیشروی به ساسانیان را نداده اند. بطوری که برخی از شاهان ساسانی که دچار مشکل سلطنتی و درگیری با قدرت می شدند و فرار از مشکلات را انتخاب می کردند به آذربایجان روی آورده و پناهنده شده اند از جمله  بهرام، قباد، هرمز و حتی خسرو پرویز ساسانی. (تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۰۵)

از دیگر قبایل گؤگ تورک که در سده های ۴ و ۵ میلادی به آذربایجان آمده اند از پچنق ها یا کنگرها نام برده می شود. حتا از اسکان ۱۰ هزار خانوار در آذربایجان توسط انوشیروان ساسانی در تاریخ بلعمی هم سخن رفته است. ۱۰ هزار خانوار با احتساب حداقل خانواده ی ۵ نفری، یعنی بیش از ۵۰۰۰۰ انسان از کنگریان یا پچنق ها در آذربایجان جایگزین شده اند. یعنی حتا با معیارهای امروزی جمعیت بیش از ۱۰ شهر از ترکان در آذربایجان اسکان یافته اند. تردیدی نیست که در تکوین زبان ترکی آذربایجان و شکل گیری زبان ترکی بی تاثیر نبوده اند. همه ی این عوامل نشانگر تکوین و شکل گیری زبان ترکی است و روند تکاملی زبان در همین دوره به اتمام رسیده است. (سلیمان الیارلی، آذربایجان تاریخی و رحیم رئیس نیا، آذربایجان در سیر تاریخ ایران / محمود اسماعیل، آذربایجان خالقی نین یارانماسی، باکی). در همین اوضاع و احوال می بینیم که آذربایجان بسوی بیزانس تمایل می یابد و در جنگ بین ساسانیان و بیزانش، آذربایجان گاه طرف ساسانی را می گیرد و گاه با بیزانس به تفاهم می رسد، لذا نقش تاثیرگذاری را در نتیجه ی جنگ ها ایفا می کند.

بنابراین می توان در همین دوره از زبان ادبی ترکی آذربایجانی سخن راند چرا که مدتی بعد از این شاهد آفرینش آثار ترکی در آذربایجان هستیم. در عین حال سخنان دوه­داری از بزرگان مملوکان مصر که در سده هفتم هجری از وجود کتاب ترکی اوغوزنامه با نام “اولوبابا بیتگی” در کتابخانه ی بوذرجمهر – وزیر انوشیروان خبر می دهد و همین گزارش وی از این کتاب در دوره ی مورد نظر نشانگر نگارش کتابهای ترکی است. البته بررسی های بیشتر در همین زمینه، مسایل دیگری را نیز آشکار خواهد ساخت.

امپراتوران گؤگ تورک:

   بومین خاقان

بومين خاقان سردار رشيد آوارها بود كه به دليل خواستگاري از دختر شاهزاده‌ي آوارها، مورد غضب قرار گرفت و چون احترامي نديد به فكر تأسيس حكومت افتاد و در اندك زماني با يك شاهزاده‌ي تابغاچ ازدواج كرد و يك سال بعد سلسله‌ي گؤگ تورك را بنياد نهاد ( ۵۵۲ ميلادي). به سرعت امپراتوري خود را گسترش داد بطوريكه از شرق با چين و از غرب با روم همسايه شد. او توانست تمامي ملتهاي ترك را زير يك پرچم گرد آورد.

   در سال ۵۵۲ میلادی گؤگ تورکها با اعلام استقلال خود سلسله­ی گؤگ تورک را بنا نهادند. آنان برای نابودی دشمن اصلی خود ژوان–ژوان­ها (آوارهای دوران بعدی)، طی دهه­ها جنگ و گریز موفق شدند آنان از صحنه ی آسیا براننده. در دهه­های بعدی  بود که ژوان ژوان ها در اروپا با نام آوارها موقعیتی کسب کنند. گؤگ تورکها دو دولت موجود در جنوب چین را در عرصه­ی سیاسی مغلوب کرده و به باجگزاری سالانه مجبور کردند. دولت هفتالیت را در جنوب غربی از میان برداشته و جاده­ی ابریشم را بدست گرفتند و در صحنه­ی جهانی تجارت بین­المللی امن و سالمی را با توان و قدرت کافی برقرار کردند و از این طریق درآمدهای مطمئنی را صاحب گشته و رضایت تاجران بین شرق و غرب جهان را کسب کردند. توسعه ی آنان ادامه یافت و در غرب با ساسانیان همسایه شدند. روابط نه چندان حسنه­ای باهم داشته و فراریان هر یک در دیگری پناه داده می شد تا اینکه زمینه برای نفوذ گؤگ تورکها مهیا شد و از طریق قفقاز تمام کرانه های دریای کاسپین را بدست گرفتند و خزرها را نماینده­ی خود در این مناطق گذاشتند. به عبارت دیگر گؤگ تورکها به آذربایجان آمدند و بعدها جای خود را بکل به خزرها دادند. دولت بیزانس هم با توجه به دوری از امپراتوری گؤگ تورک خواستار برقراری روابط حسنه بود. هر چند گؤگ تورکان ابتدا با بیزانس از درِ دوستی وارد شدند اما در دوره های بعدی قلعه­های بیزانس را در کریمه – کرچ – فتح کرده و از این طریق بر آذربایجان و قفقاز دست یافتند.

    قارا قاغان

   بعد از بومین فرزندش قارا (کو لو) بر مسند حکومت نشست. اما بر اساس برخی منابع برادر بومین یعنی “آی” به حکومت رسید. اما منابع اصلی قارا فرزند بومین را ترجیح داده­اند . قارا نیز در سال ۵۵۳ فوت کرد.

   موکان قاآن

   ۲۰ سال بر تخت نشست و دوران حکومت او دوران امنیت و آرامش آسیای میانه و ملتهای آن بوده است. همین دوران را اعتلای امپراتوری گؤگ تورکها دانسته­اند.

    تاسپار قاآن (۵۷۲ ۵۸۱)

   بدین ترتیب حکومتی منسجم پدید آورد و قشون قوی و متشکل از چند صد هزار سواره نظام توانست قدرت نخست آسیای میانه گردد.

اما قسمت غربی امپراتوری گؤگ تورک که آذربایجان را نیز تا اردبیل و موصل در بر می گرفت در دست برادر بومین یعنی ایستمی خان بود که بعد از ایستمی بترتیب تاردو، آشبارا، باغا خاقان، توولان خاقان، ایل خاقان، و تنی چند حکومت کردند و در سال ۶۲۹ جای خود را تماما به خزران سپردند.

اما در اینجا لازم است به زندگی و حکومت ایستمی خان پرداخته شود. چون بعد از بومین، ایستمی مهمترین شخصیت گؤگ تورکهاست و در مورد آذربایجان نقش بارزی دارد.

   ایستمی یابغو (۵۵۲ ۵۷۶)

 بومين خاقان بخش غربي امپراتوری را به برادرش ایستمی سپرد. ايستمي، دست اتحاد به سوي ايران دراز كرد. شاه ايران انوشيروان بود. دوستي او و همچنين همسري يكي از دخترهاي او با خوشوقتي پذيرفته شد. در نتيجه در سالهاي ۵۶۳ و ۵۶۷ مبارزه‌ي مشتركي ترتيب يافت و باهم هفتاليان (يكي از شاخه‌هاي ترك) را كه ايران باجگزار آنان بود از پا در آوردند و سرزمين آنان بين ايستمي و انوشيروان تقسيم شد. خراسان به ايران ملحق شد و ايستمي سغد را كه سرزمين حاصلخيز در كنار رود جيحون بود ضميمه‌ي قلمرو خود ساخت؛ در نتيجه، جاده‌ي ابريشم بدست تركان افتاد. ايستمي مأموران در طول اين راه گماشت و راهها را ايمن ساخت و جريان بازرگاني را تشويق كرد و سپس بر بازرگاناني كه از اين راه مي‌گذشتند مالياتي برقرار ساخت. اين امر قدرت ايستمي را قوام بخشيد. ایستمی از شمال وارد قفقاز شد و تا آذربایجان پیش آمد.

 ژوستي­نين فرمانرواي روم علاقه داشت صنعت ابريشم را در روم رواج دهد. ايستمي سفيري بنام مانياخ را براي پيشنهاد رواج ابريشم در رم به قسطنطنيه فرستاد. مانياخ به دربار ژوستی نین رفت و پيشنهاد دوستي داد، در برگشت مانياخ، سفير رومي بنام زمارخوس پيش فرمانرواي ترك آمد تا شاد باش امپراتور روم را عرضه دارد. سفير با صنعت آهن و ابريشم تركان از نزديك آشنايي يافت. در دربار ايستمي پرده‌هاي ابريشمي، صندلي طلائي، بشقابها و ظروف سيمين را مشاهده كرد. ايستمي زمارخوس را به ديدن يك مانور نظامي در تالاس برد.[۱] ايرانيان كه با روميان دشمني ديرينه داشتند از روابط دوستانه‌ي تركان با روم مطلع شدند. از سوي ديگر زمارخوس یا زمرکوس در برگشت به كشور خود از قدرت تركان سخن گفت و تصويري از قدرت بي‌حد آنان كشيد. گزارش او اینک یکی از اسناد معتبر دنیای شرقشناسی بشمار می­رود. امپراتور از اين قدرت آنان پربيم شد. در اين زمان جوان جوان يا آوارها كه به شمال درياي سياه رسيده بودند از امپراتور روم حمايت و دوستي طلبيدند و امپراتور با توجه به ترسي كه از تركان در او پيدا شده بود دعوت و درخواست آنان را پذيرفت. تركان از اين كار رنجيدند.[۲]

 در اين اثنا ايستمي در گذشت (درسال ۵۷۵ م) و تاردو (Tardu) بر جاي پدر نشست.

در سال ۵۸۲م در نتیجه ی شورشهای و دخالتهای چین، گؤگ تورک به دو بخش تقسیم شد و تا سال ۶۳۰ دو قسمت شرقی و غربی بطور مستقل حکومت کردند. دولت بخش غربی بخاطر توانمندی خود توانست قلعه یئن مئن را در سال ۶۱۵ از دست چین آزاد سازد. اما دولت شرقی علیرغم اوج قدرتش تا سال ۶۳۰ بخاطر قحطی ناشی از سرمای شدید ضعیف شد و در سال ۶۳۰ میلادی شکست خورد. اما دولت غربی با فراز و نشیبهائی به حکومت خود ادامه داد. در سال ۶۸۲ دومین دوره از امپراتوری گؤگ تورک (بخش غربی) با گردآوری مجدد نیروهای توانمند تشکیل شد و با تجمیع نیروهای قبلی توانست امپراتوری نیرومندتری را بوجود آورد و قوی ترین امپراتوری سرزمینهای مجاور گردید. در سالهای ۷۲۷ تونیوکوک و از سال ۷۳۲ الی ۷۳۵ بیلگه خاقان کتیبه­های اورخون را نوشتند. از این به بعد دولت گؤگ تورک دوم تداوم آورد تا در سال ۷۵۸ مغلوب اویغورها شد.

فرهنگ و ادب ترکی در زمان گؤگ تورک ها

   آنچه حائز اهمیت است توان یافتن علم و هنر و ادبیات در این دوره است. گؤگ تورکها دین بودا را قبول کرده و کتابهایی را در این زمینه ترجمه کردند و یا نوشتند. در زمان تاسپار تعداد فراوانی از این کتابها نوشته شده اند. راهبان بودائی نیز برای تبلیغ دین خود از هند به سرزمینهای گؤگ تورک می آمدند و با آزادی به تبلیغ می­پرداختند. دهها کتاب را نیز آنان آورده و تاسپار دستور به ترجمه و نوشتن کتبی به زبان تورکی در این باره داد. از راهبان این زمان نام تعدادی در منابع آمده است. حتی امپراتورهای چین نیز از فرصت استفاده کرده و می خواستند از هنردوستی امپراتور گؤگ تورک سوء استفاده کنند. لذا راهبانی فرستاده تا معانی و مضامین کتابها را برای امپراتور بخوانند. فرصتی استثنائی بود تا آثار فراوانی به ترکی نوشته شود. راهب شامانی با نام “هوئی لین” نقش برجسته­ای در این امر داشت. این راهب سبب رفاه و آسایش کشورها را در بکار بستن دستورات بودائیزم می­دانست. بر اثر تعالیم وی، کتابهای مقدس بودیسم مانند نییه پان، هوآ یئن، چینگ مین و شیه تونگ را به ترکی ترجمه شدند. در این زمان دانشمندی بود به نام “لیو شسه چینگ” که زبانها کشورهای چین را بخوبی می دانست. او کتاب “نییه پان” را به ترکی نوشت و به خاقان تعلیم می داد. این نسخه ی ترکی توسط فردی ایلچی به نام “لو تئلین” به تاسپار معرفی شد (سال ۵۷۵). از طرف دیگر در بین سالهای ۵۷۴ الی ۵۸۴ راهب بودیستی در میان گؤگ تورکها ماند و کتاب بودیستی دیگر – از جمله سوترا – را نیز تعلیم داد. آثار باقیمانده از این دوره بخشی از گنجینه های بشریت است که هنوز دست نخورده مانده است.

   گؤگ توركان در سده‌هاي چهارم و پنجم ميلادي تحت سلطه‌ي آوارها مي‌زيستند. هرچند آوارها در همسایگی ساسانیان بودند و مزاحمتهایی هم برای آنان بوجود آوردند اما وارد خاک آذربایجان نشدند. مسقط الرأس اصلي گؤگ ترکان ديار ارگنه قون بود و طبق اساطير، جد كبير آنان در كودكي توسط گرگي ماده، شير داده شده و از اين لحاظ گرگ، توتم آنان به شمار مي‌آمد. جد بزرگ گؤگ تورك، بنا به اسطوره‌ي ارگنه قون در سال ۴۳۹ ميلادي از يك قتل عام جان سالم به در برد و در سال ۵۳۵ ميلادي از آن ديار خارج شد[۳] و به مرور نيرو گرفت و حكومت گؤگ تورك را بنا نهاد.

    همچنین بؤز قورد با راهنمايي کردن گؤگ تركان، آنان را از خطر نابودی رهانیده و به همين دليل، بوز قورد (گرگ خاكستري) در بين آنان مقدس شمرده شده است.

   نخستين كتيبه‌هاي مفصل و كامل از گؤگ توركان در زمان حكومت دو برادر بيلگه خاقان و گول تگين و در وزارت تون يوكوك نوشته شده­اند. نخستين كتيبه در سال ۷۳۲ و دومين كتيبه در سال ۷۳۵ م توسط فرزند بيلگه خاقان و به دستور وي حكاكي شده است اما نوشته‌ي كتيبه از آن پدر وي بوده است و سومين كتيبه بين سالهاي ۷۲۵ ۷۲۰ برپا گشته است كه به نام تان يوكوك معروف است.

 كشف اين سه كتيبه در اوايل قرن ۱۸ ميلادي رخ داد كه يكي از موفقيت‌هاي علم باستان شناسي محسوب مي‌شود. هرچند در كتابهاي تاريخ چيني و ايراني پيرامون كتيبه‌هاي و سلسله‌ي گؤگ تورك اطلاعات فراواني ذكر شده بود اما اين كتيبه‌ها تا قرن ۱۸ در ظلمت و فراموشي باقي مانده بود تا اينكه مستر اشميدت در دشت يئني سئي بطور اتفاقي به چند سنگ نوشته برخورد و بزودي توجه باستان شناسان به آن منطقه معطوف گرديد. در اين جريان عملكرد استرالنبرگ حائز اهميت است. اين افسر سوئيسي كه در سال ۱۷۰۹ م اسير ارتش روسها شده و به سيبري تبعيد شده بود و با مستراشميدت همكاري مي‌كرد توانست با  ارائه‌ي گزارشهايي توجه عالمان بدان منطقه جلب كند. او به سال ۱۷۲۲ م به كشور خويش برگشت و نتايج كاوشهاي خود را در سال ۱۷۳۰ منتشر ساخت. به دنبال اين حركت، دانشمندان ديگري به منطقه آمده و كتيبه‌هاي ديگري نيز كشف كردند تا اينكه در اواخر قرن نوزده تمامي كتيبه‌هاي يئني سئي و اورخون مورد مطالعه قرار گرفت، متن آنها خوانده شد، گرامر و قواعد زبان گؤگ تورك در آورده شده و به زبانهاي مختلف ترجمه گرديد. از اين دانشمندان مي‌توان يادرينتسوف، ميلي اورانسكي، مالوف، تامسون هئيكل و رادلف را نام برد. ترجمه‌ي اين كتيبه‌ها به زبانهاي مختلف انجام گرفت و در اندك زماني، توجه آكادمي‌هاي مختلف را به خود جلب نمود.

 مهمترين اين كتيبه‌ها شش تاست و مهمترين آنها كتيبه‌هاي تونيوكوك، گول تگين و بيلگه خاقان است. با وجود اينكه در تاريخ جهانگشاي جويني از كتيبه‌هاي اورخون ياد شده بود تا اواخر قرن گذشته براي دنياي علم ناشناخته مانده بودند.

 كتيبه‌هاي اورخون سال ۱۸۸۹ توسط يادرينستوف ( Yadrinstev ) عالم روس كشف شد و سال ۱۸۹۳ بوسيله‌ي تومسن ( Thomsen ) عالم دانماركي خوانده شد. متن اين كتيبه‌ها در كتاب صد صفحه‌اي كه راجع به دين شمن بود، بهمراه چند سند توسط تومسن منتشر گرديد ( ۱۸ ۱۹۱۴ م ).

 كتيبه‌هاي اورخون با الفباي گؤگ تورك نوشته شده است. اين الفبا متشكل از ۳۸ حرف است كه چهار تاي آن صدا دار و بقيه بي‌صداست.

 در زبان تركي اورخون ۸ فونم صدا دار وجود دارد. هر حرف صدا دار بر اساس زبر و نرم بودن، دو فونم صدا دار بوجود مي‌آورد. براي جبران اين نقصان، براي حروف بي‌صداي ب، د، ك، گ، ل. ن، ر، س، ث، و‌ي هر يك داراي دو حرف زبر و نرم مي‌باشد. مثلاً : الفي كه در كنار بِ زبر قرار دارد آ و الفي موجود در جوار ب ِ نرم، اَ خوانده مي‌شود.

 اين امر نشان مي‌دهد كه الفباي گؤگ تورك با در نظر گرفتن قانون تطابق صداهاي زبان تركي تنظيم شده بود.

 در الفباي گؤگ تورك همچنين ۹ حرف دو صدايي وجود دارد كه عبارتند از: ايك، ايچ، اؤك، اوك يا اوخ، لت، نت، نچ، ني يا ين، نگ.

 در مورد منشاء اين الفبا نظرات مختلفي توسط مؤلفين ابراز شده است. برخي مؤلفين از جمله آريستوف، پوليانوف، ج. نامق اورخون و احمد جعفر اوغلو اين الفبا را داراي منشاء تركي مي‌دانند. از ديدگاه اينان اين الفبا بر اساس دامغاها تدوین شده اند.

 زبان گؤگ تورك يا زبان باستان آذربايجان برگرفته از ادبيات گؤگ توركان تورکولوگ‌ها را به خود معطوف داشته و نتايج مطمئني به دست آمده است. زبان اين كتيبه‌ها نقشي عظيم در زبان و ادبيات سده‌هاي بعدي آذربايجان ايفا كرده است. قدمت كتيبه‌هاي گوگ توركان در دنيا از ارزش بالایی برخوردار است و بدون ريب و ريا مي‌توان زبان و ادبيات گؤگ­تورك را سلف راستين زبان و ادبيات آذربايجان دانست. (نامیق اورکون، ص ۵۰۳)

   فرجامين اثر كامل در باب دستور زبان تركي باستان كه در اين يادمان‌ها به كار رفته، از آن پروفسور طلعت تكين بود كه در آمريكا به زبان انگليسي چاپ شد و نشر متون تنقيدي و علمي نصيب «حسين اورخون» و مرحوم پروفسور دكتر محرم ارگين شد. نخستين چاپ متن حسين اورخون در سال ۱۹۴۰ و چاپ دوم آن در سال۱۹۸۷ منتشر شد. و متون تهيه شده از سوي مرحوم پروفسور دكتر محرم ارگين بارها چاپ شده است و متن درسي در دانشگاهاي جهان است.

در عین حال باید نگاهی کوتاه به کتابهای ترکی نوشته شده در زمان گؤگ تورکها انداخت. زیرا نام و آثار تنی چند از شاعران ترکی گوی در دست است. باید افزود که علاوه بر کتیبه های اورخون و یئنی سئی، کتابهایی بزبان ترکی در کاوشهای تورفان بدست آمد که امروز در موزه های لندن، پاریس و سنت پترزبورگ نگهداری می شودند از آن جمله اثرییست که روی چرم نوشته شده (در ابعاد ۹٫۵ در ۱۶ سانتیمتر) که در پاریس با عنوان TH نگهداری می شود. در این کتاب ۷ شعر وجود دارد که نخستین آن تان تانری نامیده می شود. و دارای ۱۲ سطر است. دومین شعر پارلاق نام دارد که W.Bang خوانده و ترجمه کرده است و دارای ۲۰ سطر است. سومین شعر دارای ۱۲ سطر، چهارمی ۲۰ سطر و پنجمی شعری است که نام شاعر را نیز عنوان کرده است. شاعر آن آپرین چور تگین است. آنچه از آپرین چور تگین می دانیم اینست که وی ۱۵۰۰ سال پیش می زیسته و این شعر ۲۴ سطری از اوست. البته آثار دیگر او نیز بعدها شناخته شد.

 اثر دیگری که از ترکی گؤگ تورکها باقی مانده است چرم نوشته است در ابعاد ۱۳٫۵ در ۱۳٫۵ سانتیمتر با نام تامو – دامو یعنی جهنم. این اثر ۵۰ صفحه است که دارای ۱۲۳ دؤردلوک – یعنی دو بیتی یا چهار مصرعی که دارای ۷ منظومه است و امروز به زبانهای مختلف ترجمه شده است.

باز هم یک کتاب ۵۰ صفحه ای دیگری وجود دارد که با شماره T3D260 در موزه پاریس نگهداری می شود و ابعاد آن ۶ در ۲۱٫۵ سانتیمتر است. این اثر تحت تاثیر سخنان فیلسوفانه ی کنفوسیوس و فلسفه ی چینی نوشته شده است. این اثر در سال ۱۹۱۶ به انگلیسی ترجمه و منتشر شده است. جالب آن است که نسخه ی دیگری از همین اثر در موزه ی بریتانیا و با شماره Or  نگهداری می شود. نظر بر اینست که این اثر ترجمه ایست از زبان چینی. در همین اثر ۸ شعر وجود دارد که بلندترین شعر دارای ۱۴۰۰ مصرع می باشد. دومین شعر ۹۴۸ مصرع بوده و سومین شعر نیز ۴۴۰ مصرع است. علاوه بر این ۸ شعر دیگر نیز در این اثر وجود دارد.

اثر دیگری با ۳۷ صفحه با نام بؤیوکلوک مدحیه سی که شاعر آن هنوز شناخته نشده است.

دیگر کتاب این دوره ۴۶ صفحه و با عنوان بورکانچی که پروفسور رحمتی آرات ترجمه و منتشر کرده اند.

نکته ی جالب اینست که دیوان لغات التورک بخشی از این اشعار را آورده است و لذا اعتبار این آثار را نشان می دهد. یعنی اشعار نوشته شده در دیوان لغات التورک، حداقل از ۵۰۰ سال پیش از خود را ذکر کرده است. پس این اشعار بین مردم رایج بوده اند. از آن جمله نام شاعران نیز در دیوان لغات التورک ذکر شده است. از شاعران معرفی شده در این کتاب چیسیو توتونگ است که اثری ۵۳ صفحه ای با نام گؤزه للیک بویاسی در کاوشهای تورفان کشف شد. این اثر توسط حسین نامیق اورخون بررسی شده و منتشر گشته است. این آثار تا اوایل سده ی بیستم شناخته نمی شدند. اما امروز به زبان های زنده ی جهان قابل دسترسی است.

اصل و ترجمه ی این آثار را در کتاب اسکی تورک یازیتلاری، حسین نامیق اورکون، آنکارا، ۱۹۹۴) بخوانید. البته حقیر هم اشاره ای به این آثار در کتالب خودم با نام ادبیات باستان آذربایجان، تبریز، ۱۳۵۸ بدانها اشاره کرده ام.

ایرک بیتیک نیز جزو آثاری است که در ویرانه های تورفان گشف شده است و شامل ۶۴ داستان کوتاه است که به عنوان فال از آنها استفاده می شود. کتاب دیگر پیدا شده از تورفان آلتون یاروق است که داستان بلندی است و هر دو کتاب نامبرده در ایران نیز هم به زبان ترکی و هم فارسی منتشر شده است.

منابع:

ابن بلخی، فارسنامه، تصحیح: گای لسترنج و دینولد الین نیکلسون، تهران، ۱۳۳۹٫

ابن حوقل، صوره الارض، ترجمه: جعفر شعار، تهران، ۱۳۴۶٫

احمد این ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه: محمد ابراهیم آیتی، ۲ ج، تهران، ۱۳۴۲٫

بهاءالدین اؤگل، بؤیوک هون امپریاسی،

بهاءالدین اؤگل، امپراتوری بزرگ هون، ترجمه: علی داشقین، تبریز، ۱۳۸۴٫

ژان پاول روکس، تورکلرین تاریخی، آنکارا، ۲۰۰۰٫

احمد آلتونگوک، ایران و توران در کشاکش تاریخ، ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی، تبریز، ۱۳۹۴٫

دکتر محمدتقی زهتابی، تاریخ دیرین ترکان ایران، ترجمه: علی احمدیان سرای، تبریز، چاپ سوم، ۱۳۸۳٫

لیو نیکلایوویچ گومیلف، تاریخ توران، ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی، تبریز، ۱۳۹۵٫

لیو گومیلوو، قدیم تورکلر، کؤچورن: زکیه ذوالفقاری، تبریز، ۱۴۰۰٫

امید نیایش، آلتایلاردان سهنده، تبریز، ۱۳۸۲٫

م. کریمی، ادبیات باستان آذربایجان، تبریز، ۱۳۵۸

حسین نامیق اورکون، اسکی تورک یازیتلاری، آنکارا، ۱۹۹۴

م. کریمی، مروری بر تاریخ ادبیات آذربایجان در ایران، تبریز، ۱۳۹۸٫

۱) ج.ج. ساندرز، تاريخ فتوحات مغول، ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران، ۱۳۶۴٫

۲) تاريخ تمدن، همان، ص۲۷۰٫

۱ ) بهاءالدين اوگل، تورك ميتولوژيسي، استانبول، ۱۹۷۱ .

ارسال دیدگاه