در تاریکی هزاره ها

نقد کتاب

ایرج اسکندری (۱۲۸۶ تهران – ۱۱ شهریور ۱۳۶۴ برلین شرقی) یکی از نخبگان معاصر ایران است که زندگی پر فراز و نشیبی را از سر گذرانده و فعالیت های علمی – سیاسی قابل اعتنایی را داشته است. وی دبیر اول حزب توده ایران یکی از اعضای شاخص گروه   ۵۳ نفر و از بنیانگذاران حزب توده ایران  بود. وی همچنین نماینده دوره چهاردهم مجلس شورای ملی، وزیر پیشه و هنر در کابینه ی قوام السلطنه بود. اسکندری از سال ۱۳۲۰ تا انقلاب ۱۳۵۷در فعالیت‌های این حزب حضور داشت

او تاریخ باستان ایران را خوب می‌شناخت و کتاب “در تاریکی هزاره ها” نشانگر شناخت اوست.

در ۱۳۱۰ از اروپا به ایران بازگشت و در مقام معاون دادستان مشغول به کار شد. با همکاری دکتر دکتر تقی رانی مجله ی دنیا را منتشر  کرد و مقالات بسیاری را نوشت. در ۱۳۱۵ از وزارتخانه استعفا کرد و دنبال کارهای سیاسی و علمی رفت.

او در سال ۱۳۱۷ به عنوان یکی از اعضای گروه ۵۳ نفر دستگیر و به ۵ سال زندان محکوم شد. وقتی رضاشاه سقوط کرد او از زندان آزاد شد. سپس امتیاز روزنامه رهبر ارگان رسمی حزب توده را گرفت و برای سال‌ها، آنرا مدیریت کرد.

در مرداد سال ۱۳۲۵، احمد قوام نخست‌وزیر وقت، تصمیم گرفت برای نزدیک‌تر شدن به کشور شوروی و حل برخی مشکلات خارجی و داخلی، سه مقام وزارت را در اختیار حزب توده قرار دهد؛ اسکندری وزیر بازرگانی و پیشه و هنر شد.

ایرج اسکندری، در سال ۱۳۶۴ در آلمان درگذشت. در تاریکی هزاره ها از جمله کارهای پژوهشی و نوشتاری وی در زمینه تاریخ باستان ایران است و سخنان ناگفته ای را در این باره بیان کرده است.

این کتاب بر اساس یک شیوه ی علمی نعتبر نوشته شده است و با علم بر دیالکتیک تاریخی توانسته است تاریخ این سرزمین را از ۵۰۰۰ سال پیش مورد بررسی قرار دهد؛ کاری که دیگران جرأت نزدیک شده بدین مساله ی مهم را نداشته اند. تردیدی نیست که تنوع اوضاع جغرافیایی باعث تنوع حیات در این سرزمین است. این تنوع در یافته های باستان شناسی کاملا قابل مشاهده است. شمال غرب ایران بویژه آذربایجان به همین دلایل و شرایط اقلیمی – وجود آبهای سطحی فراوان، آب و هوای سرد و کوهستانی شرایط مناسبی برای حیات و تشکیل جوامع ابتدایی انسانها فراهم آورده بود. در کنار همین آبهای روان – رودخانه ها و آبهای ساکن – دریاچه ها، تشکیل جوامع اولیه انسانها امکان پذیر بوده است. همیم موقعیت سبب ایجاد و پدید آمدن مدنیت هایی زودتر از سایر نقاط ایران و تا اندازه ای پیشرفته تر از سایر مناطق بوده است. وجود خاک حاصلخیز ، شکارگاههای فراوان و آب کافی و شرایط مناسب برای اسکان انسانها، سبب جلب آنان بوده است. بطوری که در هزاره ها و دوره های باستانی حتی پیش از دوره ی مزولیت و نئولیت مدنیتهایی در آذربایجان شکل گرفته است. یافته های باستان شناسی و شناخت ابزار آلات شکار و کشاورزی در غارهای این مناطی نشان می دهد که آنسان آذربایجانی نسبت به سایر مناطق از قدمیت بیشتری برخوردار است. وجود غارهای آزیق، داش سالاحلی و غیره در اطراف دریاچه اورمو حتا در دورانی که آزیغ آنتروپ – شکل تکامل یافته ی انسان دوپا نشان از قدمت و غنای حیات انسانی را دارد.

البته با تمام تلاش نویسنده در بیان عالمانه ی مدنیت در سرزمین ایران، نوعی ناسیونالیسم آریایی در این نوشته بچشم می خورد. از جمله اشاره های مکرر نویسنده به افسانه های کیومرث و مشابه آن در همان صفحات آغازین کتاب (ص ۱۴)، روحیه ی ایرانگرایی قابل مشاهده است. در حالی که می دانیم در این مقطع تاریخی زبان نمی توانست وجود داشته باشد زیرا صحبت ۲۰ هزار سال پیش است و تازه اینکه آمدن آریایی ها در تاریخ به هزاره های بسیار بعدتر، هزاره اول پیش از میلاد مربوط می شود.

از دیگر سو هنوز گزارشهای علمی قابل توجهی از غارهای مطرح در این کتاب مانند غار هوتو در دست نیست و لذا سخن گفتن از افسانه های آریایی در این مقطع زمانی معنایی جز نژادگرایی نمی تواند داشته باشد. در عین حال آوردن اشعاری از فردوسی نه تنها جنبه ی علمی کتاب را پایین می آورد بلکه آن را بطور کامل از علم جدا می سازد. زیرا شاهنامه هرگز نمی تواند منبعی برای تاریخ بشمار آید و نشانگر تنها روحیه ی ایرانگرایی و نژادپرستی تلقی می گردد.

در اینجا هرچند بطور گذرا به دوره های شکار در شش هزار سال پیش، اهلی کردن حیوانات و فرهنگ سفالیه های رنگین در دوره های نئولیت اشاره شده است یافته های غاز آزیغ قدمیت بسیار بالاتری را نشان می دهد که در این کتاب مورد غفلت قرار گرفته است. یا تپه ی سیلک به هزاره چهارم ق.م برمی گردد که ربطی به آریایی ها ندارد بنابراین سخن گفتن از این قوم و دیگر مسائلی از این دست، به چارچوب علمی اثر صدمه می زند. واقعیت اینست که کشاورزی پیش از دامداری بوجود آمده و لذا قبل از دامداری هیچ حرکت کوچیدن صورت نگرفته است. کوچ زمانی آغاز گشته است که انسان برای چرای حیوانات اهلی نیاز به چراگاههای دیگری داشته و در عین اسب را نیز اهلی کرده بود و ارابه را نیز ساخته بود. این دوره به هزاره های بعدی و نهایتا به هزاره های دوم و سوم ق.م مربوط می گردد و آریایی ها در هزاره ی اول بدین سرزمین وارد شده اند و لذا از حیات آنان در هزاره های پیشتر سخن گفتن خطاست. اما تردیدی نیست و یافته های باستان شناسی از زندگی انسانهای بومی در همین سرزمین خبر می دهند. البته ایرج اسکندری به واقعیت هایی از این دست یعنی تقدم زندگی اسکان یافته ی کشاورزی بر زندگی کوچنده ی اقوام دامدار بدرستی اشاره کرده است (کتاب، ص ۳۸). در هر صورت کتاب “در تاریکی هزاره ها” شاید نخستین کتاب در این زمینه است که توسط یک ایرانی و بدون وابستگی به مستشرقین به رشته ی تحریر درآمده است و از این دیدگاه، کتابی بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است.

ارسال دیدگاه