از طنز تا هجو – از مداحی تا آشیقی / دکتر یوسف مرتضایی

حدفاصل طنز و هجو چیست ؟ عده ای آن را بسیار باریک می دانند اما این باریکی به معنای نزدیکی آن دو نیست بلکه از باب هشدار است .
اگر مولفِ طنز ، غفلت کند و عقلانیت را به خنده ببازد یعنی شادی را با خشنودی اشتباه بگیرد از طنز به هجو افتاده است .

اگر نیتِ مولف، ارائه طنز است باید دقت داشته باشد که این مخاطب است که آن باریکی را یک گسست غیر قابل عبور فهم خواهد کرد .

وجه مشترک طنز و هجو خنده است اما وجه افتراق آن دو با ژانرهای هنری قابل بیان نیست .

رابط طنز و هجو بلحاظ فهم ، بیش از پارادوکس است شاید بتوان بخشی از طنز را در قابل ژانر ایرُنی (irony) آورد اما هجو را نمی توان علاوه بر خنده صورت بندی کرد .

در واقع اگر اشتراکِ هر امرِ کمیکی خنده باشد تفاوت صورتبندی های امر کمیک از لوده گی تا خشنودی در یک راستا قابل طرح نیست .

گویا هنوز بعضی افکار نتوانستند تمایزی میان نشانه های زبانی برای ایجاد خوشنودی به عنوان امری ذهنی ناشی از طنز در مقابلِ زبانی برای خنده به عنوان امری فیزیکی قائل شوند .

به رغم لذتی که طنز به همراه دارد ، معمولا “طنز” در باره لذت نیست بلکه در باره مشکلات است و وقتی که مشکلات توسط مولف به شکل “حسی ناسازگار” طرح و عامل خنده است انتخاب نشانه هائی که خودِ آن نشانه ها ابزاری برای بیان مشکلات در ژانرهای دیگر هستند؛ مانند موسیقی آشیقی و یا حتی مداحی ؛ می شود همان گسست بین طنز و هجو .
مداحی در تعزیه و موسیقی آشیقی هر دو در ژانر روائی بدون ارزش گذاری در محتوا از پایه های اصلی حفظ ادبیات شفاهی زبان ترکی هستند .

زمانی که شاهد اجراهای ۵۰ و ۶۰ سانسی به اسم طنز !!! با هجوِ مداحی هایِ زبان ترکی؛ سالن ها را پر خنده می کردند ؛

و در پرده آخر تقدیم دسته های گل !!! امروز نیز باید شاهدِ به مسلخ هجو بردنِ موسیقی “آشیقی” باشیم !!!

زي تير نگه كرد و پر خويش بر او ديد گفتا:
ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست
یوسف مرتضائی

ارسال دیدگاه