سفره نوروز – عیدتان موبارک!

یا

هفت سین

هفت‌ عددی مقدس است و سفره ی عید مجموعه‌ای از هفت چیزِ نمادین است که به‌طور سنتی در نوروز، گسترانده می‌شود. سفره ی نوروز یا همان اوغوزخان از مشهورترین مراسم سال نو است که روی زمین، میز یا خوان گذاشته می‌شود و معمولاً اعضای خانواده در زمان تحویل سال، دور آن می‌نشینند. این سفره از گردهم آوردن و انتخابِ چیزهایی که برکت خوانده می شوند و چیزهای دیگری نیز برای تکمیلِ مفاهیم روحانی و نمادین بر این سفره قرار می‌گیرند؛ از جمله آینه، قرآن، شمعدان، تخم مرغ رنگی  ماهی سرخ ، گل، شیرینی و نظایر آن که بنا به عرف و سنت و اعتقاد مردمان مختلف است، بر سفره جای می‌گیرند. سفره ی نوروز یا به عبارت بهتر است بگوییم اوغوز – معمولاً تا پایانِ عید در خانه‌ها می‌ماند، تا روز سیزدهم که طبق اعتقادات اسطوره ای ترکان روز آغازین زندگی است سفره را جمع می کنند و وسایل سفره را به طبیعت – به آب، پرندگان و دیگر حیوانات طبیعت می سپارند و . . .

 هر چیزی در این سفره می‌تواند نمادی از آرزوهای سال نو باشد؛ آرزوهایی همچون سلامتی، برکت، خوشبختی و مواردی دیگر.

در سفره ی عید نوروز چه ها می گذاریم؟ آینه و قرآن – نماد خدواند و آسمان / آب و سبزه – نماد زندگی و رویش / سیب و تخم مرغ – حرمت حیوانات / حبوبات – ارج نهادن بر کشت و زرع /  سیب و سنجد – نمادی بر برکت درخت و باغ / شمع – نماد گرمی و نور و . . .

این رسم و آئین تورک هاست. هیچ نسبتی با سفره ی فارس ها ندارد اما همه ی ملت ها این آئین را دوست دارند و دلشان می خواهد در آن سهیم باشند. بویژه در دهه های اخیر، ادیبان فارس تلاش کرده اند برای این رسم و آئین تاریخی جعلی بسازند اما هنوز یکی از ده ها اشکال را هم برطرف نکرده اند. از جمله در همین سفره ای که نام هفت سین نهاده اند چندین شئی اساسی وجود دارد که نسبتی با حرف سین ندارند. از جمله: آینه، قرآن، تخم مرغ، آب و ماهی سرخ، و . . . که جزو اساسی ترین اشیایی هستند که در سفره ی تحویل سال چیده می شوند.

 این اشیاء در سفره ی آذربایجانی همه دارای معانی مشخصی هستند. زیرا اصل اینست که ترکان می گویند : (برکتین “یئئدی­سین سفره یه دوزرلر). در اینجا “یئددی سین” را فارس ها برداشته و “هفت سین” ترجمه کرده اند یعنی نام اشیایی که با حرف سین شروع می شود. این ترجمه، کاملا غلط است و مفهومی را نمی رساند. هرچه فلسفه هم ببافند سفسطه خواهد بود. پس بهتر که حقیقت را بپذیرند و با دیگر ملل آشتی کنند.

اما تورکان: از برکت های خدائوندی که در زندگی انسانها مهم هستند در سفره می پینند.

از برکت های آسمانی: آینه و قرآن

از برکت های آب: ماهی و خود آب که ماهی در آن است.

از برکت های زمینی: قوورغا، سبزه و گل

از برکت ها درختان: سیب و سنجد – میوه های سرخ و سبز را انتخاب می کنند.

از برکت حیوانی: تخم مرغ را رنگی می کنند و با شکل و شمایل زیبایی سفره را می آرایند.

از برکت های معامله و داد و ستد: سکه و پول می گذارند.

از برکت های روئیدنی: سبزه و گل

جالب آنکه رسم است در هنگام تحویل سال غذایی را در حال جوشیدن می گذارند (این رسم بویژه در تبریز مرسوم است) که اکثر برکت ها در آن وجود دارد یعنی دُلمه که در آن: برگ مو از گیاهان، انواع جبوبات، گوشت و غیره در آن وجود دارد و معتقدند اگر هنگام تحویل سال، دلمه در حال جوشیدن باشد برکت های خداوندی در تمام سال فراوان خواهد بود و رفاه برای همگان فراهم خواهد بود.

                                                     عیدتان موبارک!

نظرات

  • در زبان ترکی نام فصل ها با سبک زندگی عشایری گره خورده است. “یای” / “یاییلماخ”در زبان ترکی به معنای “تابستان” و “پخش شدن” است. در این فصل گله ی گوسفندان را در مراتع قشلاق / قشلیق پخش می کردند. نام کهن و تاریخی رودخانه یاییق (داییق بطلمیوس/ ایتیل خزران) در کتاب شجره تراکمه نوشته ابوالغازی بهادرخان (متولد ۱۶۰۳ میلادی) در این معنای “یای” به معنای پخش و توسیع ثبت شده است
    در زبان مجاری واژه ی:
    Nyáj
    یعنی گله ی گوسفند
    واژه ی مجاری گله ی گوسفند با واژه ی ترکی فصل “یای” مرتبط است

    ***
    در زبان مجاری واژه ی:
    Kös
    یعنی قوچ ترکی

    در زبان مجاری واژه ی :
    ŐSZ
    یعنی پاییز
    در زبان ترکی “کوز” یعنی پاییز
    پاییز ترکی هم با قوچ مجاری و هم با پاییز مجاری مرتبط است
    در فصل پاییز به خاطر سرما گوسفندان و احشام را در بند می کردند و پشم شان را قیچی می کردند و گوشت شان را پروار
    در فصل تابستان آنها را رها و در مراتع پخش می کردند. در زبان مجاری تابستان یعنی:
    Nyár

    در زبان مجاری واژه ی:
    Nyáj
    یعنی گله ی گوسفند
    هم واژه ی مجاری تابستان و هم واژه ی مجاری گوسفند با “یای” و “یاز” ترکی مرتبط است. نام فصل های پاییز و بهار و تابستان به زندگی عشایری ترکان مرتبط است

    یکی از سنت های کهن عشایر ترک در اوایل فصل بهار ، کوچ به دامنه ها و مراتع سردتر می باشد (ییلاق). دنیای جدید با سبزه ها و دشت ها، ساخت پنیر و کره ی سنتی در دامنه ی کوه ها، اسب تاراندن، همگی با جشن و سرور همراه است که یکی از ریشه های جشن بهار در میان ترکان است که متاسفانه به این امر که ریشه در سبک زندگی ترکان دارد، در مباحث تورکولوژی پرداخته نشده است و جشن بهار را جدای از سبک زندگی عشایر ترک صرفا یک رویداد نجومی تصور می کنند
    ترکان با آمدن بهار جهان ییلاقی سبز و با طراوت را کشف می کردند و در دل طبیعت زیبا و بکر و در دامنه ی کوه های بلند و مراتع سرسبز به بازی ها و جشن ها و هنرهای شعر و موسیقی مختلف می پرداختند.
    یکی از بازی های جشن بهار میان ترکان عشایر (ییلاق در اوایل بهار)، “قیز قوماخ” نام دارد. قیز قوماخ به ترکی یعنی تعقیب اسب دختران، در این بازی که جوانان لباس های زیبا و تازه و خوشرنگ به تن می کنند، دسته ای از دختران ایل ، با چابکی سوار اسب می شوند و اسب را با سرعت هر چه تمام – که در اسب سواری بسیار ماهرند- می تارانند. دسته ای دیگر از جوانان ایل که معمولا عاشق دختران اسب سوار هستند، آنها را با سرعت هر چه تمام تعقیب می کنند. دختر ایل پیش از تاراندن اسب، به صورت مطایبه آمیز متلکی به جوانی که دوستش دارد می اندازد و بعد مثل تندباد اسب را هی می کند و پیش می رود. جوان اگر بتواند دختر اسب سوار را با سبقت متوقف سازد و یا بره ای را که در دامن دختر اسب سوار است ، برباید برنده است. دختران اسب سوار که عاشق جوان تعقیب کننده هستند، معمولا به گفته ی ما ترک ها “پیشیه یولی ” (آوانتاژ)به او می دهند و سعی می کنند که جوان برنده شود ولی اگر دختر اسب سوار عاشق جوان نباشد، او را شکست میدهد و گاهی بازی برعکس می شود، دختر اسب سوار جوان را تعقیب می کند و با شلاق بر پشت او می زند و سایر دختران نیز با او هماوا می شوند و جوان بدبخت را با شلاق کبود می کنند.
    جشن بهار در میان ترکان در اوایل بهار (ییلاق) ، با شادی و ورزش و عشق و هنر و شعر و موسیقی همراه است

  • بایرام گوزللیک دیر، گوزللیک لر سیزین اولسون،
    بایرام اومود دور، اومودلرینیز گرچک اولسون.
    شکر کیمی دادلی، ناغیل کیمی، گوزل بیر ایل آرزیلاییرام سیزه
    قارشیندان گلن یئنی ایلین جان ساغلیغی، اوغور و سعادتله دولو اولسون.
    تانری دان سیزه أن گؤزل گونلر , سئوینج یاشاماغی , ساغلیق دیله ییم وار.
    یئنی ایلین باشلاییشی، نوروز بایرامینیز قوتلو اولسون.
    نئچه بئله بایراملار

  • لینک زیر
    https://en.wikipedia.org/wiki/Utu#/media/File:Shamash.jpg
    تصویر خدای آشور است که به اشتباه اهورا مزدا خوانده می شود. آشوری های بین النهرین در اول آوریل (بهار) سال نوی خود را جشن می گیرند.
    نام خدای آشور که به اشتباه اهورا مزدا خوانده می شود، شمش نام دارد که تصاویر آن در قصر نمرود یعنی ۸۶۰ قبل از میلاد به صورت برجسته حک شده است. شمش خدای خورشید است. شمس عربی ریشه اش از اینجاست.
    خاب نیسان
    Kha b-Nisan
    سال نوی آشوری در اول آوریل (بهار) است.
    تفاوت ارمنی و آشوری در این است که ارمنی به قفقاز اما آشوری به بین النهرین مربوط است. آشوری ها برخلاف ارمنی ها سامی نژاد هستند.
    از آنجا که خط و زبان و تمدن ایران زمین متاثر از بین النهرین و ماوراء النهر و قفقاز است، سال نوی آشوری نیز به صورت نوروز در ایران اقتباس شده است.

  • همانطور که قبلا نوشتیم، یک روده راست در شکم این مورخان پهلوی یافت نمی شود. بر اساس اسناد تاریخی من جمله تاریخ موسی کالان کاتواتسی یا موسی خورنی به خوبی روشن است که ساسانیان حکومتی دینی و فاناتیک بودند. سوال این است که چرا در آتشکده ها و سکه ها و آثار به جا مانده از فاناتیک های مذهبی ساسانی هیچ نشانی از اهورامزا که مقدس تصور می شود، وجود ندارد؟ دلیلش این است که دروغ گفته اند. اهورامزدا نماد مذهبی آشوریان است. هیچ ربطی به ایران و زرتشتیان ندارد

ارسال دیدگاه