براهنی ؛ در محتوا دلوزی در فرم نیچه ای / یوسف مرتضایی

جان آدمی گرهگاهی است که عقل و احساس در آن درهم می آمیزند و این آمیختگی به مرتبه بالاتری می رسد همان تجربه ی پدیدار شدنِ ” جانِ بیدار” ، که با جهان وارد گفتگو می شود .

آنچه که ، نوشته های آقای دکتر براهنی با جانِ انسان می کند ، در هم آمیختگی عقل و احساس است. جانی که گرفتار در جهانی گذرا و یا روزمره گی زندگی نیست بلکه مساله آن بی کرانگی این “پدیدار” بعنوان راز هستی است .

آقای براهنی ادبیات و شعر را از تنگناهای جهان احساسی و یا کوته بینی های عقل امانیستی رها می کند کاری که آقای نیچه در کتاب” چنین گفت زرتشت” ، زبان فلسفی غرب را از قید ساختار و معناهای پیش تعریف رهانیده و در آفرینش شعر آن را به شکل تجربه ی زیسته بیان کرده است .

نوشته های دکتر براهنی مانند نوشته های آقای نیچه محتوائی آماده برای عقل آدمی و یا متنی ادبی برای تحریک احساس و عاطفه نیستند.

نوشته های این دو متفکر جان آدمی را بیدار می کنند و آن را به هم آوائی با متن بر می کشند مانند “خطاب به پروانه ها” .

رهانیدن محبوسی از انقیاد دستور زبان و معنای واژگان از فرهنگ لغاتی که معنا را از قبل با بندهای هرمنوتیکی گریز ناپذیر کردند ؛ گنجاندن جان آدمی در خود زبان (زبانیّت) است که از آفرینش های آقای دکتر براهنی برای بیان مستقل و تکین شاعرانه تفکری رها از فرم است .

پاشندگی معنا ، پاشندگی دستور زبان ، تعدد فرم ، ترکیب اوزان و عدم وزن در متن است که ایشان را دیگر نمیتوان نه نیمائی و نه شاملوئی و نه …‌ دانست .

در کتاب “رازهای سرزمین من” و یا “روزگار دوزخی آقای ایاز” و رمانهای دیگر ، نگاهی به انسان است که آن انسان با ما “هم زبان” است و مونتاژی از انسانِ مدرنِ غربی در ساختارِ ادبی نیست .

ایشان همانند آقایان”دلوز”و” گتاری” ادبیات را در پیوند ژرف با زندگی می دانند زندگی برای ایشان فقط جهان بالفعل نیست ایشان بعنوان یک منتقد ادبی در نقدها نشان داده اند که اگر زندگی افق های جدیدی را گشوده است به خاطرِ آزاد شدنِ پتانسیل های بالقوه اش است ؛ نه تکرار و باز تعریف پتانسیل های بالفعل موجود!!! .

ایشان نقدِ را در ادبیات، شعر و هنر مانند آنچه که قبل از ایشان معمول بود ( و با تاسف کماکان نیز در مسیر جریان اصلی تولید محتوا ادامه دارد) بازنمائیِ پدیدارهایِ بالفعل ، نمی دانستند بلکه تفکر بر خلاف جریان غالب ، باید بالقوگی زندگی، با آفرینشِ مولفان تجسد پیدا کند.

آثار آقای دکتر رضا براهنی در فرم نزدیک به آثار آقای فردریش نیچه و بلحاظ محتوا نزدیک به “ادبیات اقلیت” است که توسط آقایان ژیل دلوز و فلیکس گتاری صورتبندی فلسفی شده است .
یوسف_مرتضائی

ارسال دیدگاه