عید نوروز یادگار باستانی ترکان آذربایجان

متن سخنرانی

م. کریمی

۰۵/۰۱/۱۴۰۱

عید نوروز را خدمت همه ی سرزوران حاضر در اتاق تبریک می گویم و سالی سرشار از سلامتی، شادکامی و موفقیت آرزو می کنم. امدوارم سال امنیت و آرامش و آسایش باشد و برای تمام بشریت سال صلح و آشتی و دوستی باشد و متجاوزان به حقوق بشر سر جای خود بنشینند.

سخن امروز ما در باره نوروز بایرامی و آئین ها و رسوم مربوط بدان در میان ترکان آذربایجان است.

بی آنکه تعصبی در کار باشد و باید در پژو هشهای تاریخی و علمی تعصب را راه نداد، من هم سعی می کنم بدون تعصب و جانبداری سخن بگویم. اما از سوی دیگر انحصارطلبی، خودمحوربینی و نژادپرستی در ایران ما چنان رشد کرده است که تمام ملیت های ایرانی به هیچ انگاشته می شوند و تنها وارث فرهنگ غنی ایرانی، فارس ها قلمداد می گردد و همین امر عکس العمل هایی را در پی می آورد.

حقیقت اینست که هزارها سال است انسان عید طبیعت را درک کرده و با آداب و رسومی خاص به استقبال روز های شیرین و خوب طبیعت رفته است. این امر تنها در یک اقلیم، کشور و یا یک ملت و قوم نبوده و نیست؛ همه ی مردم جهان تغییرات طبیعت را دوست می دارند. از شرق آسیا بگیرید تا غزب اروپا، افریقا، اقیانوسیه، آمریما. اما هر اقلیمی شروع سال با اقلیم دیگر فرق می کند. نیمکره ی شمالی با نیمکره جوبی درست برعکس هم هست. اینجا بهار شروع می شود در حالیکه در نیمکره ی جنوبی زمستان در حال آغاز شدن است. از نخستین هزاره هایی که انسان در این کره ی خاکی حیات یافته است موفق به تشخیق این تغییرات گشته و آۀداب و رسومی را برای استقبال روزهای شیرین، حتی روزهای سخت طبیعت آمادگی لازم را تدارک دیده است. یکی از این ایام، نو شدن طبیعت، شکوفه کردن گلها و درختان و به یک معنی سبز شدن طبیعت و حیات نو است، البته عرض کردم که در برخی از اقلیم ها، با دیگر اقلیم ها متفاوت است.

این جشن به یک ملت و قوم تعلق ندارد، انحصارطلبی شیوه ی علمی نیست، ناداشته های خودشان را امروز با خفه کردن فرهیختگان اقوام راستین ایرانی، مصادره می کنند و به نام خود نوشته و بزور از فرهنگ دیگری می زدایند تا مرکزگرایی را رونق دهند. خود را یک سر و گردن بالاتر از دیگران بدانند. البته این هم راهیست که استعمار جلوی پای اینان گذاشته است. نگاهی کوتاه به تاریخی که از فارس ها در دست است نشان می دهد که عید نوروز هیچ تعلقی به آریایی ها ندارد چنانچه می بینیم مهرداد بهار – فرزند ملک الشعرای بهار و اسطوره شناس ایرانی به صراحت در کتاب “جستاری چند در فرهنگ ایران” به صراحت تمام نوشته است:  نوروز جشنی ایرانی نیست، بلکه برگرفته از جشن دوموزی سومریان است. (۱۳۹۷، نشر آگاه، ص ۱۲). این جشن بنابگفته ی مهرداد بهار، سه هزار سال پیش از میلاد در بین النهرین توسط سومریان برگزار می شده است.

بنابراین می توان به ضرس قاطع گفت که آریایی ها زمانی که به این سرزمین آمدند چنین جشنی نداشته اند. دوم آنکه آـریایی ها وقتی به نجد ایران آمدند تنها دو فصل داشته اند. باز هم بنابگفته ی مهرداد بهار: آنان تابستان و زمستان داشته اند و فصلی بنام بهار برای آنان ناشناخته بود. ایشان از اواسط تیز تا اواسط آذر ماه را تابستان از آذر تا تیر را تابستان می دانستند. برای نمونه به سروده ی اسعد گرگانی بنام ویس و رامین اشاره می کنیم که در آنجا می نویسد:

سر آذر خجسته روز نوروز    جهان پیروز گشت از بخت پیروز

و بازهم در جای دیگر از همین ویس و رامین (ولادیمیر مینورسکی، اسماعیل حاکمی، ۱۳۸۱) که داستان دوره ساسانی است می خوانیم:

چو گردش های ایشان را بدیدند    ز آذرماه روزی برگزیدند

کجا آنگه ز گشت روزگاران    در آذرماه بودی نوبهاران

کتاب بُندَ هِشن که در قرن سوم نگارش یافته و از متون اوستایی قلمداد می کنند به همین سخن اشاره ها دارد. بنابراین آریایی ها – لطفا نگوییم ایرانیها – جشنی به نام جشن بهار و لذا نوروز بهاری نداشته اند. سوم: این جشن در اوستا هم اشاره ای نشده است در حالی که بایرام ما به دوران پیشااوستایی مربوط می گردد.

همچنین به صراحت باید بگویم که روز اعتدال بهاری را روز ۱۹ فروردین می دانسته اند تنها با آمدن سلجوقیان و تنظیم تقویم جلالی یا همان ملکشاهی است که روز اول فروردین به صورت دقیق روز و شب یکسان شناخته می شود و اول فروردین به عنوان آغاز سال جدید شناخته می شود. بنابراین نوروز ایرانی را ترکان بازسازی کرده اند، اما عید را – بایرام را از زمان سومریان برگزار می کرده اند.

ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه هم اشاره به جشن فارس ها دارد از جمله به جشن مهرگان و جشن سده اشاره کرده و در عین حال نفرت خود را از آداب و سنن فارسها که چیزی جز حیوان آزاری نبوده اشاره دارد. نظر شما را به چند کتاب جلب می کنم که هم بخوانید و هم مقایسه بکنید با اختلافات فراوانش در نظریه ها. لطفا به ترجمه ها نیز دقت باید کرد که چقدر با مفاهیم بازی کرده اند تا نظرات خودشان را اعمال کنند:

نوروز افسانه نیست، رویدادی تاریخی است – فاضل اصولیان

آئین گنوسی و مانوی (مجموعه مقاله) – گردآوری میرچا الیاده – ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور

از نوروز تا نوروز – کوروش نیکنام

گاه شماری و جشن های ملی ایرانیان – ذبیح اله صفا

نوروز، سال نو ایرانی ها – تورج درذیایی

نوروز و بنیاد نجومی آغن – یحیی ذکاء

آداب و رسوم نوروزی – رضا شعبانی

نوروز ، سوابق تاریخی تا امروز – هاشم رضی

نوروز و تاریخچه نوروز – پرویز ذکائی

نوروزنامه ی عمر خیام – تصحیح: مجتبی مینوی

جستاری چند در فرهنگ ایران – مهرداد بهار

و . . .

بنابراین جشن نوروز بین فارس ها وجود نداشته، وقتی بدین سرزمین ما آمده اند از مردم بومی یاد گرفته اند و اینک حدود ۱۰۰ سالی است که سعی دارند برای خود تاریخ بسازند و فرهنگ مردم بومی ایران زمین را مصادره کرده و بنام خود بنویسند. این شیوه ی استعماری را غربیان به رژیم پهلوی آموختند تا دیگر اقوام را سرکوب و آداب و سنن نیکوی مردمان این سرزمین را بنام فارس ها بنویسند و ایران را فارسستان کنند. آگاهی و بیداری ملت ما جلوی نیرنگ های استعمار و دیکتاتوری و نژادپرستی را خواهد گرفت.

البته به نوروزِ ترکان، یا همان دوموز سومریان اشاره خواهم کرد اما پیش آن اجازه می خواهم اشاره ای هم به چهارشنبه سوری داشته باشم. ماه آخر سال – اسفند را ما ترکان آذربایجان ماه بایرام – یعنی ماه عید می نامیم و چهار چهارشینه را داریم که هر یک از این چهار چهارشنبه بنام یکی از چهار عنصر اصلی حیات یعنی: آب، آتش، هوا و خاک جشن می گیریم و هر یک هم فلسفه ای اسطوروی دارد. این آداب و سنن سابقه ای بیش از ۷۰۰۰ سال دارد. ترکان، دوره ی حیات انسان روی کرده ی خاکی را به ۱۲۰۰۰ سال تقسیم می کردند و هر ۱۰۰۰ سال را یک دوره می خواندند. در عین حال ۱۲۰۰۰ سال را به چهار دوره ی ۳۰۰۰ ساله نیز تقسیم می کردند.  عدد ۱۲ از قدیم الایام بین ترکان مقدس بوده است. حتی دوره حیات انسان به دوره های ۱۲ ساله تقسیم می گردد: ۱۲ سال نخست دوران کودکی، ۱۲ سال دوم دوره بلوغ، ۱۲ سال سوم، دوره جوانی، ۱۲ سال چهارم دوره پختگی، ۱۲ سال پنجم دوره میانسالی و ۱۲ سال ششم را دوران پیری می گفتند. در ادبیات ترکی نیز اشاره های فراوان بدین مساله وجود دارد از دیوان خواجه احمد یسوی تا خواجه احمد فقیه تبریزی، قایغوسوز آبدال و صدها شاعر و نویسنده ی دیگر این اشارات وجود دارند.

دوره ی ۱۲ ساله نیز هر یک سالش به نام حیوانی نامیده می شده که تا سال ۱۳۰۴ این اسامی در ایران و تقویم ما رسمیت داشت. سال اول به نام سیچقان ایل – سال موش / اینی – گاو / بارس – پلنگ / لوی – نهنگ / ایلان – مار / آت – اسب / قویون – گوسفند / پیجی – میمون / تویوق – مرغ / ایت – سگ / دوغوز – خوک که از زمان سومریان این نامها بوده اند؛ اما مته خاقان در سال ۱۷۴ قبل از میلاد – خاقان هون های سفید ترتیب سال ها را مشخص تر ساخت. در زمان سومریان یعنی حداقل از ۵۵۰۰ سال پیش ماه بایرام – اسفند بنام دوموز یا همان دوغوز و دونقوز نامیده می شده است. آن زمان را دوره ی اسطوره می دانند: می دانید انسان از نظر شناخت و باورهایش سه دوره را گذرانده است: دوره اسطوره – دوره دین و دوره علم. امروز در دوره ی علم بسر می بریم. یعنی تمام حوادث طبیعی دلایل علمی اش مشخص است و علم هر سوآلی را پاسخ می دهد. دیگر برای یافت جواب سوآل دنبال اسطوره و دین نمی رویم بلکه به کمک علم دنبال دلایل می گردیم.

اما ۱۲۰۰۰ سال که یک دوره حیات برای پیدایش حیات بر روی کره ی خاکی تلقی می گردد مراحل مختلفی دارد که باید در بررسی اساطیر آذربایجان بدان اشاره کرد که این مفاهیم را در کتاب های دده قورقود، اصلی و کرم و دیگر داستانهای قدیمی آذربایجان بوضوح می بینیم. برای اطلاعات کافی به کتاب های میر علی سیدسلامت و دکتر روشن خیاوی مراجعه فرمایید.

نوروز به لحاظ نجومی آغاز فصل بهار در نیم‌کره‌ی شمالی و شروع پائیز در نیم‌کره‌ی جنوبی است. عید نوروز یادگار و محصول مشترک همه‌ی اقوام منطقه، بویژه عیلامی-ایلامی، سومری، سامی-بابلی، تورک، مصری، و … است. عید نوروز به مفهومی که در ایران امروز معمول است ادامه و برآیند جشن‌های «دوموزی» (سومری)، «آکیتوم» (اککدی)، «زاگموگ» (بابلی) و «یئنگی گون» (تورکی) است. جغرافیای امروزی عید نوروز و آئین‌های مشابه آن با نام نوروز و یا نام‌های دیگر، سراسر خاورمیانه، آناتولی، قفقاز، اوروپا (بالکان)، آسیای میانه (قزاقستان، قیرقیزستان، اوزبیکستان، تاتارستان، چین، تورکستان چین،…)، آسیا (هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال، تبت، ..) آفریقا (مصر، سودان، زنگبار، …)، را شامل می‌شود. به همین سبب نیز در سال ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد، عید نوروز را، نه به عنوان یک عید ملی، بلکه به عنوان «روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان» به رسمیت شناخت.

در تشکل هویت عید نوروز، تورکان سهم تعین کننده‌ای داشته‌اند. معادل نوروز در فرهنگ تورک بیشتر دو جشن بهاره‌ی‌ «ارگه‌نه قون» و «یئنگی‌‌گون» (فورم باستانی: یانگی گون) است. این ها حوادث اسطوروی را روایت می کنند. برای اطلاعات بیشتر به کتاب “تاریخ تمدن های آسیای میانه” که از طرف سازمان یونسکو گردآوری شده و توسط صادق ملک شهمیرزادی در چهار جلد ترجمه شده مراجعه کنید.

طبق متون تاریخی صدها سال قبل از میلاد در بین اقوام تورک باستانی هون، جشن‌های بهاری برپا می‌شد. در یک سنگ‌نوشته‌ی تورکی بنام «قییا داشی» در یئنی‌سئی که به شکل بوزقورت (گرگ خاکستری) است، در باره‌ی عید بهار و یا نوروز چنین گفته می‌شود: “بیگ‌های هون، با ما در یانگی‌گون (روز نو)، این نخستین روز و نخستین شادی بهار که برای ما ارزش خاصی دارد، در سرزمینی بزرگ از چین و ماچین به سوی غرب، و آن سوتر از غرب تا هندوستان شریک شدند”.

این جشن در میان ملل مختلف ترک به اسامی مختلف خوانده می شود: این جشن در میان تورکان مسیحی – چوواش در روسیه، به اسم آکاتوی برگزار می‌شود که برخی از مولفه‌ها و محتوای آن شباهت به جشن آکیتوی سومری دارد. آکا معادل اکین (کِشْتْ) در زبان تورکی است. این جشن با نام‌های «سوهاتوی» در چوواشیای شمالی، «سابان‌توی» تاتاری، «هابان‌توی» باشقیری، و نام‌های گوناگون دیگر در میان تورکهای بالقار و نوقای در قفقاز شمالی و ملل اویقوریک ماری، موردوا، اودمورت، … در ناحيه‌ی وولگا هم رایج است.

بنابراین شناختی از دوموز بایرامی ضروری است. برای رعایت زمان اتاقمان، شما را به مطالعه ی مقاله ی دکتر حسین فیض الهی وحید که امروز در آذر کتاب توران گذاشته شده است دعوات می کنم.

لازم می دانم اشاره ای هم به سفره عید داشته باشم.

عدد هفت‌ عددی مقدس است و سفره ی عید مجموعه‌ای از هفت چیزِ نمادین است که به‌طور سنتی در عید گسترانده می‌شود. سفره ی عید از مشهورترین مراسم سال نو است و معمولاً اعضای خانواده در زمان تحویل سال، دور آن می‌نشینند. این سفره از گردِ هم آوردن و انتخابِ چیزهایی که برکت خوانده می شوند و چیزهای دیگری نیز برای تکمیلِ مفاهیم روحانی و نمادین بر این سفره قرار می‌گیرند؛ از جمله آینه، قرآن، شمعدان، تخم مرغ رنگی،  ماهی سرخ ، گل، شیرینی، بویژه از حبوبات و نظایر آن که بنا به عرف و سنت و اعتقاد مردمان مختلف است، بر سفره جای می‌گیرند. سفره ی نوروز معمولاً تا پایانِ عید در خانه‌ها می‌ماند، تا روز سیزدهم که طبق اعتقادات اسطوره ای ترکان روز آغازین زندگی است سفره را جمع می کنند و وسایل سفره را به طبیعت – به آب، پرندگان و دیگر حیوانات طبیعت می سپارند و . . . هر چیزی در این سفره می‌تواند نمادی از آرزوهای سال نو باشد؛ آرزوهایی همچون سلامتی، برکت، خوشبختی و مواردی دیگر.

در سفره ی عید نوروز چه ها می گذاریم؟ آینه و قرآن که نماد خداوند و آسمان است / آب و سبزه – نماد زندگی و رویش / سیب و تخم مرغ – حرمت حیوانات / حبوبات – ارج نهادن بر کشت و زرع /  سیب و سنجد – نمادی از برکت درخت و باغ / شمع – نماد گرمی و نور و . . .

این رسم و آئین تورک هاست. همه ی ملت ها این آئین را دوست دارند و دلشان می خواهد در آن سهیم باشند. در دهه های اخیر، ادیبان فارس تلاش کرده اند برای این رسم و آئین، تاریخ و فلسفه ای جعلی بسازند اما هنوز یکی از ده ها اشکال را هم برطرف نکرده اند. از جمله در همین سفره ای که نام هفت سین نهاده اند چندین شئی اساسی وجود دارد که نسبتی با حرف سین ندارند. از جمله: آینه، قرآن، تخم مرغ، آب و ماهی سرخ، و . . . که جزو اساسی ترین اشیایی هستند که در سفره ی تحویل سال چیده می شوند.

 این اشیاء در سفره ی آذربایجانی همه دارای معانی مشخصی هستند. زیرا اصل اینست که ترکان می گویند: (برکتین “یئئدی­سین سفره یه دوزرلر). در اینجا “یئددی سین” را فارس ها برداشته و “هفت سین” ترجمه کرده اند یعنی نام اشیایی که با حرف سین شروع می شود. این ترجمه، کاملا غلط است و مفهومی را نمی رساند. هرچه فلسفه هم ببافند سفسطه خواهد بود. پس بهتر که حقیقت را بپذیرند و با دیگر ملل آشتی کنند.

اما تورکان: از برکت های خداوندی که در زندگی انسانها مهم هستند در سفره می چینند.

از برکت های آسمانی: آینه و قرآن

از برکت های آب: ماهی و خود آب که ماهی در آن است.

از برکت های زمینی: قوورغا، انواع حبوبات، سبزه و گل

از برکت های درختان: سیب و سنجد – میوه های سرخ و سبز را انتخاب می کنند.

از برکت حیوانی: تخم مرغ را رنگی می کنند و با شکل و شمایل زیبایی سفره را می آرایند.

از برکت های معامله و داد و ستد: سکه و پول می گذارند (اسکناس را هم لای قرآن گذاشته و بعد از تحویل سال، هر یک از اعضای خانواده یکی را برمی دارد که امید رونق کسب و کار می رود).

از برکت های روئیدنی: سبزه و گل

جالب آنکه رسم است در هنگام تحویل سال غذایی را در حال جوشیدن می گذارند (این رسم بویژه در تبریز مرسوم است) که اکثر برکت ها در آن وجود دارد یعنی دُلمه که در آن: برگ مو از گیاهان، انواع سبزیجات و حبوبات، گوشت و غیره در آن وجود دارد و معتقدند اگر هنگام تحویل سال، دلمه در حال جوشیدن باشد برکت های خداوندی در تمام سال فراوان خواهد بود و رفاه برای همگان فراهم خواهد بود.

    عدیتان مبارک!

نظرات

  • لینک زیر تصویر جشن شم النسیم در ساحل رود نیل مصر است.
    https://s6.uupload.ir/files/untitled65_xetb.png
    جشن شم النسیم جشنی باستانی در هفته اول بهار است و در این روز مثل روز سیزده به در مردم به سواحل رود نیل می روند و در انجا به جشن و سرور می پردازند. شم النسیم یعنی لذت بردن از نسیم.
    جشن بهار ریشه در فرهنگ آشوری و بابلی بین النهرین دارد و از فرهنگ بین النهرین اقتباس شده است.

ارسال دیدگاه