۲۰ اردیبهشت روز بزرگداشت مولانا محمد فضولي

   مولانا محمد سليمان اوغلو فضولي پرمايه­ترين و بزرگترين نماينده­ي ادبيات كلاسيك آذربايجان است. وي در دوران حكومت شاه اسماعيل صفوي، پرچمدار واقعي شعر و ادب مشرق زمين بوده و در آفرينش ادب ملي خود تلاش فراوان كرده است. او نه تنها افتخار ترك­زبانان جهان، بلكه افتخار عالم اسلام و كل بشريت است، زيرا او بخاطر انديشه، عاطفه و بيان اين انديشه و عاطفه همراه با تلفيق علم، عقل و احساس و با خلق نوزده اثر بزرگ در سه زبان عمده­ي دنياي اسلام ـ تركي و فارسي و عربي جاودانه مانده است. او بزرگترين عارف دنياي اسلام، اديب سرشناس جهان و بزرگمرد عالم انديشه و احساس است. شاعري است كه همتايي بر او متصور نيست. در ادب فارسي نيز گوي سبقت را از پارسي­گويان برده است و در ادب عربي نيز مقامي بس شامخ دارد.

      مولانا محمد فضولي در همان دوران حياتش در ميان اهل علم و ادب از احترامي خاص برخوردار بوده و آثارش مورد تقليد قرار گرفته است. در طول پنچ قرن گذشته، تذكره‌اي نيست كه در تمجيد از او بهترين كلمات و عبارات بكار نبرده نشده باشد.

       «لطيفي» همعصر فضولي در تذكره­ي «مشاعرالشعرا» او را مي­ستايد. «سام ميرزا» در «تحفه ي سام» او را بزرگترين شاعر تاريخ مي­نامد. «عهدي بغدادي» در «گلشن الشعرا» فضولي را استاد ماهر و عالم بزرگ لقب مي­دهد. «عاشيق چلبي» وي را از اعاظم شعراي تاريخ نام مي­برد. حسن چلبي، امين احمد رازي، عالي، صادق افشار و ديگران كه همگي از تذكره نويسان دوره­ي صفويه­اند در تذكره­هاي خود از مولانا محمد فضولي به احترام و اكرام تمام سخن مي­گويند و حيرت خود را از اعجاز كلام او پنهان نمي­كنند. فريدون كؤچرلي نخستين كسي است كه تاريخ ادبيات آذربايجان را با متد علمي نگاشت او را كان فصاحت و بلاغت دانسته و از تأثير كلام و هنر او در آثار شاعران تركي گوي و پارسي زبان در طول پنچ قرن و بويژه در هنر معاصران سخن رانده است.۱در قرن حاضر شيفتگان آثار فضولي فراوانند چه آنانكه در شعر و ادب راه او را مي­روند و چه آنانكه به بررسي آثارش مي­نشينند.۲ از شرقشناسان نيز تني چند بيشترين توان خود را به كنكاش در آثار وي گذاشته­اند، از جمله­ي اين اندشمندان مي­توان از گيب، اسميرنوف، كريمسكي نام برد كه در اواخر قرن ۱۹ و اوايل قرن حاضر پايه­هاي فضولي­شناسي را ريختند. در طول پنج قرن گذشته هر مستشرقي كه بر ادبيات نظري انداخته چه در ادبيات تركي، چه فارسي و چه عربي هنگام بررسي عرفان و تصوف اسلامي به مولانا محمد فضولي جايگاهي خاص داده است. ناگفته نماند كه بيشتر گروههاي تصوف و عرفان سعي كرده­اند فضولي را از آن خود شمارند.

      بكتاشيان كه هر شخصيت معروف و شناخته شده­اي را از آن خود مي­شمرده­اند فضولي را جزو بكتاشيان دانسته­اند. حتي قبر وي را در حلّه انكار كرده و مدفن اورا در كربلا در تكيه­ي بكتاشيه دانسته­اند. گروهي ديگر (قيزيل باشلار) او را يكي از هفت شاعر بزرگ آذري يعني عمادالدين نسيمي، شاه اسماعيل خطائي، پير سلطان آبدال، همتي، يمیني و ويراني دانسته­اند، عده­اي او را جزو شعراي دربار عثماني و گروه مقابل جزو شعراي دربار صفوي شمرده­اند. عده­اي به اصرار مدفن او را در نجف، عده­اي در كربلا و گروهي ديگر در رياض مي­دانند و اسنادي كه ارائه مي­نمايند دال بر اينست كه مي­خواهند اين شاعر بزرگوار را از آن خود شمارند.

      بي­شك مولانا محمد فضولي با عظمت آثارش و انديشه هاي پاك و ارزشمندش تعلق به تمام بشريت دارد. و او نه از آن من است و نه از آن تو. اين سخنور برجسته و عارف وارسته، شاعر چيره­دست و آگاه، عالم متفكر، اديب متبحّر كه در كلامش نور محمد(ص) متجلي است شاعر والاقدر عالم اسلام است و مسلمانان حق دارند به اين وجود پاك و ارزشمند افتخار كنند چون خود افتخار مسلمانان و اسلام است.

      شاعر سال تولد و مرگ را نمي­شناسد، بعد از خلق اثري جاودانه، هميشگي زنده مي­ماند. اما تذكره نويسان سال تولد وي را ۸۷۶  هجري شمسي و سال رحلتش را ۹۳۶ هجري شمسي /۱۵۵۵ ميلادي به مرض طاعون ذكر كرده­اند و مقبره­اش در حله زيارتگاه عاشقان ادب و عرفان است. فضولي شاعري پرجنب و جوش و پرتحرك است كه در جبهه­ي دفاع مادي و معنوي توده­هاي رنجيده مي­ستيزد و از لحن اشعارش جنگاوري و مبارزه، مترنم است. او در ابيات بي­شمارش خود را سپر بلاي مردم خود مي­شمارد و باكي از تير دشمن ندارد :

            كارگر دوشمز خدنگ طعنه ي دوشمن منه !

      ناله­هاي عارفانه و شبانه­اش و قطره قطره خون دلي كه در بيت بيت آثارش چكيده است نشان از دل پرشور اين عارف ربّاني داد. شكايتهايش از زمانه و دنيا در حقيقت فرياد بي­امان و ناله­هاي مردم رنجيده­اي است كه از بي­عدالتي­ها، ظلم و ستمگري سلاطين و ارباب ظلم و ستم به تنگ آمده­اند. اوست كه در مبارزه با ستمگران و طرفداري از حقوق توده­ي مردم تا جايي پيش مي­رود كه فرياد برآورد :

            اي فضولي ،اودلارا يانسين بساط سلطنت !۱

       آري فضولي شاعريست مردمي و عارف. پرداختن بدان، زحمتي چندين ساله نياز دارد. راقم اين سطور آنچه در اين مورد مي­نگارد بازنويسي يادداشتهاي پراكنده­ايست كه يكبار در سال ۱۳۵۴ به يغما رفت و بار ديگر در ۱۳۵۷ مفقود گرديد!؟ دنبال فرصتي بودم كه براي بار سوم پراكندگي را به يكجا گرد آورم كه خبر برپايي كنگره­ي بزرگداشت مولانا محمد فضولي در اربعين حسيني در تبريز و ۲۸ صفر در اردبيل و سپس در باكو و ديگر شهرهاي جهان به همت سازمان يونسكو پخش گرديد[۱]. هرچند با تعجيل، وظيفة خود ميدانم نوشته­هايي تقديم نمايم . ديوان غزليات تركي شاعر نيز با خطي زيبا آماده­ي چاپ و نشر است كه اميدواريم بزودي در اختيار عاشقان ادب و هنر قرار گيرد باشد كه شهر ما در جهت بازگشت به فرهنگ اصيل و اسلامي خود گامي بردارد.

زندگي شاعر۱

     مي­دانيم كه دوران حيات مولانا محمد فضولي مصادف با دوران جنگهاي صفويان و عثمانيان بوده است. اين جنگ در آذربايجان، شرق آسياي صغير و شمال عراق رخ مي­داد و فضولي در همين مناطق مي­زيسته است. موطن شاعر كجاست؟ تذكره­نويسان او را اهل حله، رياض، بغداد، كربلا مي­دانند: بسياري از تذكره­نويسان او را بغدادي دانسته­اند اما شاعر در مقدمه­ي ديوان تركي خود مي­نويسد: «الله الحمد و المنه كه خاك كربلا سائر ممالك اكسيريندن اشرف اولدوغو معلومدور و رتبه شعريمي هر يئرده بلند ائده­ن حقيقتده بو مفهومدور».

      در مقدمه­ي ديوان فارسي، شاعر با صراحت بيشتري اين مسئله را عنوان مي­كند: «مولود و مقامم عراق عرب است، زيرا بقعه­اي است از سايه­ي سلاطين دور و بواسطه سكان بي­شعورنامعمور، بوستانيست سروهاي خرامانش گردبادهاي صرصر سموم و غنچه­هاي ناشكفته­اش قبّه­هاي مزار شهيدان مظلوم، بزمگاهيست شرابش خوناب جگرهاي پاره پاره و نغمه­اش ناله­هاي غريبان آواره» شاعر اين منطقه را مي­پسندد چرا كه معتقد است اكثر اوليا و صلحا، مشايخ و علما كه سرمستان باده­ي شوق الهي و عاشقان جمال محبوب حقيقي بوده­اند چون به تيغ محبت هلاكت شده­اند همه در اين ديار خاك شده­اند. «حالا خاك اين ديار به خاك آن مظلومان آميخته است و خون آن شهيدان بر اين خاك ريخته است و قضايا طينت ترا بدين خاك سرشته و نصيب مقدرت را بر اين خاك نوشته است، چون درين مهد محنت به شير مشقت پروده­اي و در اين آب وهوا نشو و نما كرده­اي، مي­دانم كه در جبلت اثر درد داري و اثردرد است سرمايه­ي سخن­گزاري». در انتهاي همين مقدمه، شاعر مي­نويسد «و آني خاك نورسيدگان روزگار نديده و اين يتيمان غربت نكشيده كه از خاك نجف  و خطه كربلا سر بر آورده­اند و در آب و هواي برج اوليا پرورده­اند در اثناي مسافرت به هر جا كه توجه نمايند به نظر اعتبار درآيند:

چون خاك كربلاست فضولي مقام من

نظمم به هر كجا كه رسد حرمتش رواست.

زرنيسـت، سيــم نيسـت، لـعــل نيسـت

خاكست شعر بنده ولـي خاك كربلاست».

   مي­دانيم سرزميني كه در عراق عرب آغشته به خون شهيدان است نه بغداد، نه حله، بلكه فقط كربلاست، بنابراين با استناد به نوشته­ي خود شاعر او را اهل كربلا مي­دانيم. موضوع زادگاه شاعر توسط دهها محقق آثار فضولي مورد بحث و بررسي­هاي مفصل قرار گرفته است و ما اينك با توجه به نتيجة اين پژوهشها و با در دست داشتن نوشته هاي خود شاعر، مي­توانيم موطن او را كربلا بدانيم.

   اما ارائه­ي چنين اسنادي، براي اثبات سنّي بودن فضولي قانع كننده نيست چون مي­دانيم فضولي اثر «ليلي و مجنون» را به پادشاه سنّي مذهب عثماني «سلطان سليمان قانوني» تقديم كرده است و در چنين اثري اشاره به چهار خليفه، نه دالّ بر سني بودن اوست و نه دليلي بر تقيه­ي شاعر. در حاليكه در جاي جاي آثارش، بارها به حضرت علي و ۱۲ امام اشاره كرده و ارادت خود را به آل علي نشان داده است:

هر زمان مين سلام و مين صلوات

اونا و اول اما ما قيل بالذات.

يار سلمـان و خـواجه­ي قنـبر

والـي روضـه، سـاقـي كـوثـر.

اول دور آيينه دار صورت حق

 نـواسـي، وارث نـبـي مـطلـق.

    فضولي چه در ديوان تركي و چه در ديوان فارسي، شيعه بودن خود را بارها و بارها مطرح كرده و در مقدمه­ي آثارش بعد از مدح پيغمبر به نعت حضرت علي و ۱۲ امام پرداخته است.

    فضولي اشارات زيادي به احاديث و روايات اسلامي كرده و بخشي از خلاقيت ادبي خودش را به اين موضوعات اختصاص داده است.

    فضولي در زمان حياتش نيز به تشيع معروف بود. سام­ميرزا در اثـــر «تحفه­ي سام» مي­نويسد: «اكثر اشعارش و مناقب ائمه­ي دين است».براي بررسي تشيع و بينش ديني فضولي كافيست اثر مستقل «حديقه­السعدا» را كه در شهادت امام حسين (ع) نوشته است مد نظر قرار دهيم كه به موقع به بررسي آن خواهيم پرداخت.

    مولانا فضولي اديب و دانشمدي بزرگ بوده است. همعصر او «عهدي» از مهارت وي در علوم تفسير، هندسه،هيئت، حكمت و تسلطش بر سه زبان عربي، فارسي و تركي سخن مي­راند.

      دادن لقب «مولانا فضولي»در بيش از ده تذكره كه در زمان حيات فضولي نوشته شده است دليلي بر قابليت و قدرت شعري اوست. معاصرانش دربررسي غزليات و قصايد وي ضمن تأييد وقوف كامل وي بر تفسير و حكمت، احاطه­ي كاملش را بر علوم رياضي، نجوم، طب و كيميا متذكر مي­شوند. اثر «صحت و مرض»او رانشأت گرفته از علم طب او مي­دانند.

    دليل تسلط وي بر سه زبان فارسي و عربي و تركي همانا خلاقيت وي در هر سه زبان و تقديم ۱۹ اثر جاودانه به اين سه زبان به عالم بشريت است.

    در همان حال در مقدمه­ي آثارش به اين سه زبان اشاراتي دارد: «گاهي به اشعار عربي پرداخته و فصحاي عرب را به فنون تازي في­الجمله محفوظ ساختم و آن بر من آسان نمود، زيرا زبان مباحثه­ي علمي من بود و گاهي در ميدان تركي سمند طبيعت دوانيدم و ظريفان ترك را به لطافت گفتار تركي تمتعي رسانيدم، آن نيز چندان تشويشم نداد چون به سليقه اصلي من موافق افتادو گاهي به رشته­ي عبارت فارسي گهر كشيدم و از آن شاخسار ميوه­ي كام دل چيدم».

معرفي ۱۹ اثر جاودانه[۲]

 

     مولانا محمد فضولي(۱۵۵۶ـ ۱۴۹۸) در اعتلاي ادبيات آذربايجان نقش برجسته­اي ايفا كرده است. نام او چهار صد سال است كه در كشورهاي شرق با احترام و محبت برده مي­شود. خلق آثاري در سه زبان عربي فارسي و تركي او را  يكي از نابغه­هاي عالم اسلام مطرح مي­سازد و خدمتي كه با خلق ۱۹اثر جاودانه به عالم بشريت كرده است او را در ميان همه­ي ملتها بويژه مسلمانان جهان محبوب ساخته است. اينك به معرفي مختصري از ۱۹اثر شناخته شده­ي شاعر بزرگوارمان مي­پردازيم:

۱ـ ديوان تركي[۳]

حسيبه مازي­اوغلو تعداد چاپ اين اثر را تا قرن بيستم ۲۲ بار مي­داند. او مي­نويسد اين اثر از سال ۱۲۴۷هجري قمري در تبريز سه­بار، در استانبول از سال (۱۸۵۲م/۱۲۶۸هجري)۱۵بار، در ايران(شايد تبريز) يك بار، در مصر در سالهاي۵۶ ـ۱۲۵۴، دوبار، در تاشكند در سال ۱۳۱۱ يك بار چاپ شده است. ناگفته پيداست كه در همه­ي اين چاپها ديوان فضولي  با الفباي عربي منتشر شده است. ديوان فضولي نخستين بار به صورت چاپ سنگي در تبريز انجام گرفته و پس از آن بارها و بارها تكثير شده است و به جرأت مي­توان اين اثر را در رأس پرفروش­ترين آثار تركي در ايران به شمار آورد.

    چاپهاي ديگر اين اثر با متد علمي و انتقادي در كشورهاي مختلف انجام گرفته است .در سال ۱۹۴۸ در استانبول با الفباي عربي چاپ شد. در سال ۱۹۵۰ دانشگاه استانبول به همت «علي نهادترلان» بار ديگر به چاپ ديوان فضولي اقدام كرد. و در آذربايجان شوروي نيز پروفسور حميد آراسلي ۱۹۴۴ با الفباي كريل ديوان فضولي را چاپ كرد. در سال ۱۹۵۸ در تركيه ديوان فضولي با همت اساتيد بزرگ آن كشور مانند پرفسور«كنعان آغ يوز»، «دكتر مژگان جمهوري»، «دكتر سديد يوكسل» و«سهيل باكان» به زيور طبع آراسته شد. در سال ۱۹۵۸ كه چهارصدمين سال تولد مولانا فضولي در سراسر جهان با تشكيل كنگره هاي مختلف گرامي داشته شد ديوان تركي­اش نيز در ابعاد گسترده چاپ و منتشر گرديد. در همين سال در باكو  نسخه خطي ديوان فضولي كه در سال ۹۸۰ هجري(۲۱ ماه رجب) توسط خطاطي به نام «داود اوغلي محمود» نوشته شده و مدت ۳ سال و ۷ماه(از سوم محرم ۹۷۷ الي رجب ۹۸۰ هجري) نگارش آن طول كشيده بود منتشر گرديد. در چاپ اين فتو صورت ديوان، مقدمه­ي ۸ صفحه­اي از چاپ مكرر ديوان فضولي سخن به ميان آمده است. با احتساب اين چاپها و بويژه چاپهاي مكرر ديوان مي­توان ادعا كرد كه يكي از پرفروشترين كتابهاي دنيا به حساب مي­آيد.

    ديوان فضولي در ميان مردم از احترام خاص برخوردار بوده و بنا به گفته­ي حسيبه مازي اوغلو در مناطق مختلفي در آناتولي از اين كتاب براي تفأل و فال گرفتن استفاده مي­كنند. در اين اثر قصايد، غزليات، مثنويات و رباعيات شاعر داخل شده است.

    ديوان كامل فضولي در تركيه به سال ۱۹۴۸ چاپ گرديد و علي نهادترلان در سال ۱۹۵۰ آن را تجديد چاپ كرد. دكتر عبدالقادر قاراخان در ۱۹۴۹ اثري به نام «فضولي حياتي، محيطي، شخصيتي» در استانبول منتشر ساخت. حسيبه مازي­اوغلو تز دكتراي خود را تحت عنوان«فضولي ـ حافظ» ارائه داد. پرفسور احمد آتش در كتابخانه ي دانشگاه استابول در ميان نسخه­هاي خطي به نسخه­اي برخورد كرد كه با شماره ي ۳۶۷ نگهداري مي­شود. اين نسخه به سال ۹۵۰ توسط شخصي به نام «پير قاسم اوغلو عيوض» در بغداد نوشته شده است كه اين كتاب مدتي در دست مولانا فضولي بوده كه آخر اين كتاب اشعاري از فضولي به خط خود شاعر نوشته شده است.

۲ـ ديوان فارسي۱

    ديوان فارسي مولانا فضولي شامل ۴۸ قصيده ۴۳۳ غزل،۴۶ قطعه، ۱۰۵ رباعي، يك تركيب بند، يك مسجّع، يك مسدس و يك ساقي نامه است. نسخه­ي معتبري از اين ديوان كه در قرن ۱۶ م نوشته شده است به شماره ۸۳۳ در كتابخانه دانشگاه استانبول نگهداري مي­شود. برخي صفحات اول و آخر آن افتاده است. نسخه خطي زيباست و معلوم است كه خطاطي معتبر آن را استنساخ كرده است. اين ديوان در سال ۱۹۲۴ در استانبول چاپ گرديده است نسخه­ي ديگري از اين ديوان در كتابخانه­ي مراديه علي نهاد ترلان موجود است كه داراي ۴۰۰ غزل مي­باشد، اما ارزش اين نسخه در آن است كه استنساخ اين ديوان زماني صورت گرفته است كه فضولي در قيد حيات بوده است.

    نسخه­هاي ناقص از ديوان فارسي فراوان است. در بعضي مجموعه­ها نيز به اشعار فارسي فضولي برمي­خوريم. مثلاً در نسخه مجموعه­اي از اشعار تركي با شماره ۱۱۸۳ كتابخانه استانبول تعدادي از اشعار فارسي فضولي ديده مي­شود. در ديوان تركي شاعر نيز برخي قطعات و رباعيات فارسي وارد شده است. در نسخه­ي موجود در كتابخانه­ي موزه­ي كنيا برخي اشعار و قطعات فارسي فضولي موجود است. نسخه­هاي ديوان فارسي مولانا فضولي بخش عمده­اي از مجموعه­ي فارسي كتابخانة لنينگراد(پترزبورگ)را تشكيل مي­دهد. يك نسخه از ديوان فضولي در كتابخانه­ي لنينگراد كه ۳۳ سال بعد از مرگ فضولي استنساخ شده است(۱۵۸۹م) داراي ۱۹۴ غزل،۳۰ قطعه، يك مثنوي،۳۵ رباعي،۳۷ دوبيتي مي­باشد و يك شعر تحت عنوان «در نصيحت فرزند خود» قصيده «انيس القلب» (كه نظيره­اي بر قصايد خاقاني و جامي است) نيز در اين نسخه نگاشته شده است كه اين نسخه در سال ۱۹۵۸ تحت عنوان«اشعار منتخب فارسي فضولي» در باكو چاپ شده است.

      در همان سال پرفسور حميد آراسلي اشعار برگزيده­اي از ديوان فارسي فضولي را تحت عنوان «فضولي شاعر شهير آذربايجان»به چاپ رسانيد كه با مقدمه­اي ۱۳ صفحه­اي بر اساس ديوان فارسي فضولي در مورد اشعار و زندگي شاعر بزرگ بحث كرده است. دكتر حسيبه مازي­اوغلو و دكتر مژگان جمهور در سال ۱۹۵۹ اثر «فضولي حياتي و اثرلري» را از طرف دانشكده زبان، تاريخ، جغرافي، به چاپ رساندند. چاپ ديوان كامل فضولي (ديوان فارسي) توسط حسيبه مازي اوغلو در سال ۱۹۶۲ انجام گرفت كه چاپ افست آن بعد از انقلاب اسلامي ايران (در سال؟)توسط انتشارات دوستان حضرتي نيا منتشر گرديد.

   ديوان فارسي فضولي داراي مقدمه­ي مبسوطي به قلم خود مولاناست. شاعردر اين مقدمه مي­نويسد: «گاهي به اشعار عربي پرداختم و فصحاي عربسرا به فنون تازي في­الجمله محظوظ ساختم و آن بر من آسان نمود زيرا زبان مباحثه­ي علمي من بود. و گاهي در ميدان تركي سمند طبيعت دواندم و ظريفان ترك را به گفتار تركي تمتعي رسانيدم، آن نيز چندان تشويشم نداد، چون به سليقه­ي اصلي من موافق افتاد و گاهي به رشته عبارت فارسي گهر كشيدم و از آن شاخسار ميوه­ي كام دل چيدم». وي در سبب تأليف ديوان فارسي حكايتي دارد كه: «روزي پريچهره­اي ديدم فارسي­نژاد چون توجه من ديد از گفته­هاي من چند بيتي طلبيد. من نيز چند بيتي از عربي و تركي به او ادا نمودم و لطايف چند نيز ازقصيده و معما بر او فزودم. گفت كه اينها زبان من نيست و به كار من نمي­آيد، مرا غزلهاي جگر سوز فارسي مي­بايد، بي­تكلف از اين سخن مرا خجالتي دست داد و آتشي در دل افتاد، شبي چند خود را در آتش تفكر گداختم و در غزليات فارسي ديواني مرتب ساختم كه…».

   مضامين ديوان فارسي فضولي شبيه به مضامين ديوان تركي اوست، تاجاييكه برخي محققان معتقدند شايد اشعار فارسي را از تركي يا برعكس، ترجمه كرده باشد و براي اثبات اين مدعا ابياتي رااز ديوان فارسي با ابياتي از ديوان تركي فضولي به مقايسه مي­كشند.

۳ـ ديوان عربي

     فضولي در مقدمه­ي ديوان فارسي و مقدمه­ي ديوان تركي خود وجود اشعار عربي را قيد كرده است. صادقي نيز در «مجمع­الخواص» ديوان عربي فضولي را متشكل از ۳۰۰۰۰ بيت ذكر كرده است. اما تا به حال تنها يك نسخه از ديوان عربي بدست آمده است كه شامل ۴۶۵ بيت بوده و در كتابخانه لنينگراد نگهداري مي­شود. اين نسخه عبارتست از مجموعه­ي اشعار فضولي كه از برگ ۱۸۹ الي برگ ۱۹۹ را اشعار عربي به خود اختصاص داده است. اين نسخه داراي ۱۱ قصيده و يك خاتمه است كه طولاني­ترين قصيده شامل ۶۳ بيت و كوتاهترين آن ۲۱ بيت مي­باشد و از اين قصايد ۷ مورد آن در مدح حضرت محمد و ۳تاي ديگر آن در مدح حضرت علي است. نخستين اطلاعات دربارة ديوان عربي فضولي مستشرق معروف روس در ۱۹۴۰ توسط ا.برتلس پرداخته شده است.

      در ديوان عربي ذكر شده ابياتي هست كه نشانگر اهل حله بودن فضولي است با توجه به همين مصرع عربي «كانك حليون و اردوك بابل» در كتاب دايره­المعارف اسلام چاپ ۱۹۴۷ جلد ۳۷ص ۶۸۷ ستون اول زير نام فضولي، او را اهل حله دانسته است. كمال اديب نيز در مقاله­اي به نام «فضولی­نين بيلينمه­ين بيرقصيده­سي» بابلي (حله) بودن او را يقين دانسته است.

      ديوان عربي فضولي به همت پروفسور حميد آراسلي در سال ۱۹۵۸ در باكو به زيور طبع آراسته شد. ميكرو فيلم اين اشعار در كتابخانه­ي ملي آنكارا موجود است. ترجمه دو بيت از صفحه ۱۷۹ اين ديوان چنين است «چون به بابل رسيدي بلند آوازه شدي، چون در شعر نيز صاحب توانايي اقتدار هستي. در حله بر زيبايي سخنت و فراواني علمت افزوده شد و نسل تو در همه جا پراكنده گشت» در صفحه۱۸۰ همين اثر اشعاري در نعت حضرت علي(ع) ديده مي­شود. كه مضامين ديوان عربي فضولي با ديوان فارسي و تركي او يكي است اما از ديوان عربي چنين مستفاد مي­شود كه وي در بابل بدنيا آمده و در حله زيسته و در همانجا دارفاني را وداع گفته است و در ديوان عربي شاعر اشارات فراواني به خرابه­هاي بابل، افسانه­ي هاروت و ماروت، چاه بابل و غيره شده است.

۴ ـ ليلي و مجنون[۴]

   افسانه­ي عشقي ليلي و مجنون يكي از معتبرترين داستانهاي عشقي مشرق زمين است كه در ميان ملل مختلف شرق بطور وسيعي شهرت يافته و زبان به زبان مي­گردد و آثاري چند توسط شاعران بزرگ كلاسيك در اين زمينه خلق شده است كه از ميان اين آثار، ليلي و مجنون نظامي گنجوي به زبان فارسي و ليلي و مجنون مولانا فضولي به زبان تركي از ارزش و اهميت خاصي برخوردارند. فضولي اين مثنوي بزرگ را با الهام از نظامي كبير سروده است. طاهر اولغان در سال ۱۹۳۶ مطرح ساخت كه فضولي اين مثنوي رابه تشويق خيالي و يحيي بيگ دو تن از شاعران بزرگ عثماني كه جهت ديدار مولانا فضولي از خاك عثماني به بغداد سفر كرده بودند نوشته است. سال نگارش اين اثر از «وصال دو عاشق» عاشق به حساب ابجد ۴۷۱ و دو عاشق يعني (۴۷۱+۴۷۱)يعني ۹۴۲ هجري مي­باشد اين كتاب به اويس پاشا بيگلربيگ بغداد (۹۵۱ـ۹۴۰) تقديم شده است.

مقايسه­ي ليلي­ومجنون نظامي­گنجوي و مولانا فضولي توسط محققين مختلف صورت گرفته كه بررسي اين موضوع مقال ديگري مي­طلبد.

    نخستين چاپ اين مثنوي در سال ۱۸۵۱ در تبريز صورت گرفته است. در اواخر قرن ۱۹ اين اثر به زبان روسي و ارمني ترجمه شده است. ترجمه­ی آلماني آن در سال ۱۹۴۲ و ترجمه انگليسي آن در سال ۱۹۷۱ چاپ و منتشر شده است. امروزه اين اثر گرانقدر مشرق زمين به اكثر زبانهاي زنده­ي جهان چاپ و منتشر شده است. چاپ نفيسي از اين اثر در سال ۱۹۴۲ در باكو انجام شده بود اما كاملترين آن در سال ۱۹۷۷ با مقدمه­ي عالمانه­ي پروفسور حميد آراسلي و فرهنگ لغات در مؤخره كتاب همراه با دهها منياتور و طرح از موضوع اثر چاپ شده است.

   اين اثر توسط «وصفي ماهر قوجاتورك» به نثر شيريني برگردانده شده و در سال ۱۹۴۳ توسط انتشارات «احمد خالد» نشر يافته است. پروفسور جمهور از ۱۷ بار چاپ اين مثنوي اطلاعاتي به دست داده است كه آخرين چاپ آن توسط «نجم­الدين خليل آنان» صورت گرفته است.

۵ ـ بنگ و باده

    مولانا فضولي اين مثنوي را به نام شاه اسماعيل صفوي نوشته و به او تقديم كرده است. اين اثر قبل از فتح بغداد به دست عثمانيان و پيش از جنگ چالداران نوشته شده است. موضوع اين مثنوي مباحثه­ي افيون و شراب است و به نظر «طاهر اولغون» در كتاب «فضوليه داير»، بنگ نشانگر بايزيد دوم و باده همان شاه اسماعيل و درواقع مناظره  دو شاه صفوي و عثماني است. اين اثر به زبان تركي اذري است كه ۱۳ بار طبع شده كه آخرين بار آن توسط «كمال اديب كور كچو اوغلو» صورت گرفته است. دكتر جمهور ترجمةاين اثر به زبان آلماني را مورد بحث قرار داده و احتمال مي­رود كه به ديگر زبانهاي اروپايي نيز ترجمه شده باشد.

۶ـ رند و زاهد

   اثري بزرگ و متشكل از نظم و نثر و به زبان فارسي است. اين اثر نخستين بار در تبريز به صورت چاپ سنگي انتشار يافته و در سال ۱۲۱۹ هجري(۱۸۰۴م) توسط «اسكودارلي مصطفي سليم» به زبان تركي ترجمه شده است. موضوع كتاب اجتماعي است ووضعيت اقشار مختلف جامعه تصوير شده است و گريزهاي شاعرانه­ي مولانا  فضولي به مسائل مهم فلسفي نيز قابل ذكر است. اين اثر در سال ۱۹۵۶ توسط «كمال اديب كوركچواوغلو» توسط دانشگاه استانبول به مناسبت بزرگداشت چهارصدمين سال وفات شاعر در سرتاسر جهان چاپ گرديد و درسال ۱۳۵۴ به همت دكتر ح. صديق در تهران منتشر شد.

نسخه­هاي فراواني از اين اثر در سرتاسر جهان موجود است كه معتبرترين نسخه­ها عبارتند از:

   سه نسخه در دانشگاه تهران، دو نسخه در كتابخانه­ي مجلس شوراي اسلامي، چندين نسخه در كتابخانه­هاي مختلف ايران، پنج نسخه در كتابخانه­هاي استانبول، سه نسخه در موزه­ي بريتانيا و دهها نسخه­ي خطي ديگر در پاريس، برلين، لنينگراد و ديگر شهرهاي جهان.[۵]

 

۷ـ صحت و مرض

   يك اثر منثور و به زبان فارسي است. نام آن در نسخه­هاي مختلف خطي به اسامي «روحنا»، «حُسن و عشق» و «صحت و مرض» عنوان شده است. «حبيب افندي» صاحب اثر «جواهر­المتقاطع» اين اثر را در سال ۱۲۹۷ هجري به تركي ترجمه و منتشر ساخته است. پيش از آنكه اين ترجمه به صورت يك اثر مستقل چاپ گردد در سال ۱۲۸۲هجري به صورت پاورقي در «جريده­ي حوادث» چاپ مي­شد. اين ترجمه مورد بحث و انتقاد محققين واقع شده و موجب گرديده است كه اين اثر مورد مداقه قرار گيرد. مولانا فضولي در اين اثر اوضاع اجتماعي ـ سياسي عصر خود را به تصويركشيده و ديدگاه اجتماعي خود را بيان كرده است. اين اثر در سالهاي ۱۹۴۰ و ۱۹۴۳ توسط دانشگاه استانبول و به همت «پروفسور نجاتي اوغال» و «پروفسور عثمان ياشار» به زيور طبع آراسته شده است.

   محققان معاصر نشان داده­اند كه اين اثر فضولي الهام بخش شاعران ديگر ايراني و عثماني شده و آثاري چند به زبانهاي فارسي و تركي خلق شده است. حتي در نگارش اين اثر به الهام مولانا­فضولي از رساله «مونس­العشاق» شيخ شهاب­الدين سهروردي اشاره­ها شده است.

۸ ـ ساقي نامه[۶]

      اين اثر به فارسي است. وزن آن منطبق بر شاهنامه­ي فردوسي است. ديگر نام اين اثر«هفت جام» مي­باشد. محققان هفت جام فضولي را با هفت خوانهاي شاهنامه مقايسه كرده اند و گفته­اند كه اگر هفت­خوانها به دلاوري و پهلواني جسماني قهرمانان بستگي داشته هفت جام مولانا فضولي هفتخوان عرفاني و معنوي است و اين منظومه در اكثر نسخه­هاي ديوان فارسي موجود است. برخي گفته­اند فضولي ثحت تأثير «ساقي­نامه» حافظ شيرازي بوده و حتي نام اين اثر را براساس  ساقي­نامه­ي او انتخاب كرده است. اين مثنوي شامل ۳۱۶ بيت مي باشد. در اكثر نسخه­ها نام ساقي نامه دارد مگر در ديوان چاپ استانبول كه بر اساس بيت:

ز سير كواكب مشـو تلخـــــكام

مجو جز مي جام از اين هفت جام-

نام هفت جام يافته است. در ايران در ديوان كامل فضولي چاپ تبريز اين اثر نيز چاپ شده است و در سال ۱۳۵۴ م.كريمي به صورت مستقل همراه با مقدمه­ي مبسوطي در تبريز به چاپ رسانده است.

۹ـ شاه و گدا

      اين اثر به زبان تركي آذري است. اطلاعاتي درباره­ي چاپ آن به دست نيامد. اين اثر در نسخه كليات فضولي در كتابخانه لنينگراد موجود است. برخي از محققان تركيه چنين نظر مي­دهند كه فضولي اين اثر را با الهام­گيري از شاعر بزرگ عثماني«داشليجالي يحيي» نوشته است. يحيي نيز اثري بدين نام نگاشته است.

۱۰ ـ انيس­القلب

      قصيده­ي انيس­القلب مولانا فضولي داراي ۱۳۴ بيت است كه به عنوان يكي از بهترين نظيره­هايي است كه بر قصيده معروف «بحرالابرار» خاقاني شرواني سروده شده است. قصيده­ي خاقاني كه يكي شاهكارهاي تاريخ ادبيات فارسي به شمار مي­آيد مورد استقبال دهها شاعر پارسي­گوي قرار گرفته و نظيره­هايي بر آن ساخته­اند از جمله­ي اين نظيره­ها مي­توان از قصيده­ي «مرآت­الصفا» از امير خسرو دهلوي، «جلاءالروح» از جامي و «انيس­القلب» از مولانا فضولي نام برد. بعداز فضولي نيز «نفعي» شاعر بزرگ عثماني قصيده­ي «تحفه­العشاق» رانوشته و«يئني شهرلي عوني» نظيره­اي ديگر برآن نوشته است  و در ميان اين نظيره­ها انيس القلب مولانا فضولي از اهميت خاصي برخوردار است .  خود مولانا اين قصيده را چنين معرفي مي­كند:

ز كــان طبـع پــولادي برون آورد خـاقـاني

سوي درياي هند ارسال كرد از سـوي شـروانش.

به استادي از آن پـولاد خـسرو ساخت مـرآتي

روان سـوي خـراسان كـرد از دلهـي و ملتانش.

جــلالي داد آنـرا جـامي آنـگه جانب بغـداد

 فرسـتاد از براي خادمــان شـاه مــردانـش.

مرا از كور طـبـعي نـسبتي با آن نبود امـا

  بـه گستـاخـي ربودم از كـف روشن ضميـرانش.

انيس القلب كردم نام اين محبوب و مي‌خواهم

كه هـر سـاعت دهـم در بزم اهل فهم جـولانش.

به دسـت پاكبازان امانت پيشـه بــسـپـارم

فرستم سـوي دارالعدل روم از مـلك ايـرانش.

سه ركن از خانه بـود از خسرو خاقاني و جامي

 من از بغداد كردم سـعي در تـكميل اركـانـش.

       آنچه از گفته­هاي خود مولانا به دست مي­آيد اين اثر را در زماني نوشته است كه بغداد جزو كشور ايران محسوب مي­گرديد و هنوز به دست عثمانيان نيفتاده بود. در اين اثر اوضاع زمانه نيز به خوبي ترسيم شده، همت والا و مردانه­ي فضولي نمايانده شده و اصناف مختلف اجتماعي به نقد كشيده شده­اند در همان حال از فلسفه و حكمت نيز دريچه­هايي گشوده شده است:

نه از بهر خدا تعمير مسجد مي كند زاهد

براي خود فروشيهاست اين تزيين دكانش.

مگو تسبيح گردانست انگشت رياپيـشـه

پـي دنيـا خـريدن مي‌شـمارد نقـد ايمانش.

از آز و طمع انسانها، از ظلم و ستم شاهان، و از همت والاي آزادگان چنين داد سخن مي­دهد:

فراغي نيست اهل حرص را زيرا اگر شخصي

 شه ايران شود البته بايد ملك تورانـش.

خـلايق را فـراغي نيـست در دور شـه ظالم

 بلاي گوسفنداست اين كه باشد گرگ چوپانش.

چرا بايد نهادن سر به تعظـيم كي و كسري

 چرا بايد كشيدن منت از فغفور و خاقانش.

به حكمت خالي از غير خدا كن خانة دل را

  امـين كعبه­ات كردند به بتخانه مگردانش.

     انيس القلب در سال ۱۹۴۴ توسط مرحوم جعفر ارقيليچ به تركي ترجمه و چاپ گرديد. وي با همت بسيار و صرف جديت فراوان و با موشكافي محققان جاي اين قصيده را شرح كرده و با آوردن شواهدي از ديوان فضولي توانسته است به نشان دادن طرز تفكر  و انديشه­ي فلسفي و بينش اجتماعي مولانا فضولي دست يابد. اين قصيده اكثراً همراه با كليات ديوان فضولي در تبريز و باكو و استانبول چاپ شده است.

 

۱۱ـ ترجمه حادث اربعين

        اين اثر به زبان تركي و با الهام از جامي نوشته شده است و يكي از كتابهاي معتبري است كه در عالم اسلام در شرح حال پيامبر اسلام، جانشينان وي خلفا و امامان دوازده گانه نوشته شده است. حوادث مختلف دوران صدر اسلام در اين كتاب ذكر شده است. اين اثر در سال ۱۹۴۸ توسط دكتر عبدالقادر قراخان و در سال ۱۹۵۱ توسط كمال اديب كوركچواوغلو به چاپ رسيده است. نسخه­هاي خطي بسياري از اين اثر در كتابخانه­هاي معتبر جهان موجود است.

۱۲ـ حديقه السعدا[۷]

       اين اثر منثور و منظوم به زبان نركي آذري داراي ده باب و يك خاتمه است كه در مورد احوال پيامبران بويژه حضرت محمد(ص)، جور و ستمهايي كه پيامبر در راه نشر اسلام متحمل شده، در رحلت حضرت علي، فاطمه، حسن، فاجعه­ي كربلا، هجرت به كوفه و سپس شام و مدينه و با نثري روان و شيرين نگاشته است. در اين كتاب قطعاتي به نظم كشيده شده است كه مصيبت ده روز اول ماه محرم بخوبي در آن متجسم شده است. اين اثر جدا از ديگر آثار شيعي و در صدر آثاري قرار دارد كه درباره­ي امام حسين و عاشورا نگاشته شده است و رنگ تقليد در آن مشاهده نمي­گردد و تحليل مولانا از واقعة كربلا و شهادت امام حسين بسيار عالمانه و شاعرانه صورت گرفته است و اين اثر را در صدر آثار اسلامي تشيع قرار مي­دهد.

      اين اثر قرنها در روزهاي محرم مورد استفاده شيفتگان امام حسين(ع) قرار گرفته و راهروان آن حضرت از قلم شيواي مولانا فضولي مست فيض شده­اند. اين اثر ۹ بار چاپ شده و دكتر جمهور، دهمين چاپ اين اثر را به همت كمال اديب كوركچواوغلو يادآور شده است و مي­دانيم كه در سالهاي اخير اين اثر بارها چاپ شده و خوشبختانه اخيراً به مناسبت كنگره پانصدمين سال تولد شاعر اين اثر گرانقدر يك بار ديگر توسط شاعر و محقق معاصرـ مير صالح حسيني در كشورمان چاپ و منتشر مي­گردد.

۱۳ـ رساله معميات

      اين اثر به زبان فارسي است كه در سال ۱۹۴۹ به همت كوركچواوغلو توسط دانشكده زبان، تاريخ و جغرافي استانبول چاپ گرديد. تنها نسخه­ي اين اثر همراه با خطي زيبا، تذهيب و آرايش زيبا در كتابخانة بورسا تحت شماره ۱۲۴۱ نگهداري مي­شود.

۱۴ـ مطلع الاعتقاد

      وجود اين اثر را نخستين بار كاتب چلپي در تذكره­ي خود خبر داده است و اين اثر در نسخه­ي لنينگراد كه شامل كليات آثار فضولي است موجود مي باشد.اين اثر در سال ۱۹۵۸ در باكو چاپ گرديد. دكتر جمهور در مقاله­اي درباره­ي اين اثرمولانا فضولي سعي كرده است نشان دهد كه مولانا فضولي مذهب سني داشته است. كوركچواوغلو نام اصلي اين اثر را «مطلع الاعتقاد في معرفت المبداء و المعاد» مي­داند. او نسخه­ي موجود در كتابخانه استانبول را بررسي كرده است. اين نسخه داراي ۱۵ صفحه و پنج باب مي­باشد. باب اول در معارف و علوم، باب دوم در شناخت احوال عالم، باب سوم شناخت واجب­الوجود، باب چهارم در نبوت و باب پنجم در امامت بحث مي­كند. او مسلماني است كه به  چهار خليفه نيز احترام مي­گذارد ولي از نظر اعتقادي به امامت معتقد است. احترام او به چهار خليفه باعث شده است بسياري از محققان مذهب او را سنت بدانند. بي­شك وجود باب امامت در همين كتاب نشانگر مذهب تشيع اوست. او در اين اثر به مذاهب مختلف اسلام از شيعه و سني، اشاعره و معتزله و مكاتب مختلف عالم اسلام همراه با فرقه­هاي مختلف سخن رانده و از گروههاي باطني نيز مباحثاتي آورده است. اين اثر نشانگر شناخت و آگاهي اين عالم رباني به تمامي زواياي اسلام است، بي­شك چنين اطلاعاتي در حيطه­ي قدرت يك فقيه آگاه، عالمي دانا و مسلماني متعهد مي­باشد.

۱۵ـ مكتوبات

      نامه­هاي مختلف مولانا فضولي خود اثري ارزشمند است زيرا اين نامه­ها داراي ارزش ادبي و علمي است و از سوي ديگر نشانگر اوضاع سياسي ـ اجتماعي و اقتصادي كشور است. در ميان مكتوبات او اثر «شكايت نامه» بسيار شاخص است. اين نامه را به «جلال­زاده نشانجي مصطفي چلبي» نوشته و از قطع مقرري­اش سخن گفته است. اين نامه از نظر طرز نگارش جزو آثار گرانقدر ادبي است در همان حال از وضع معيشت شاعر نيز پرده برمي­دارد. اين اثر مورد تحقيق و بررسي عالماني چون «ابوضياء توفيق» در كتاب «نمونه­ي ادبيات عثماني»(۱۳۲۹ هجري) و«طاهراولغون» در اثر «فضوليه داير» قرار گرفته و بيشتر محققين در شرح احوال مولانا فضولي به اين نامه ي فضولي مراجعت كرده­اند.

     ديگر مكتوبات فضولي اينك در دست است كه به «احمد بيگ» امير موصل«قاضي علاءالدين» و «عباس پاشا» والي بغداد، «بايزيدچلبي» فرزند قانوني نوشته است. اين مكتوبات همراه با شكايت­نامه در سال ۱۹۴۸ توسط «قاراخان» و چند نامة ديگر توسط حسيبه مازي­اوغلو در همان سال چاپ گرديد. مكتوبات فضولي در سال ۱۹۵۸ در باكو چاپ و منتشر گرديد. مكتوبات شامل نامه­هاي شاعر به زبانهاي فارسي و تركي است.

۱۶ـ صحبت الاثمار

       منظومه­اي است از زبان درختان كه داراي ۲۰۰ بيت بوده و در سال ۱۹۵۸ توسط پروفسور حميد آراسلي در باكو منتشر شده است.

۱۷ـ جغاتاي ـ فارسي منظوم لغات

     اين اثر توسط «پروفسور فاخرايز» معرفي شده است ولي تا امروز چاپ نشده است.

۱۸ـ جمجمه نامه

      قصيده­اي است بلند به زبان تركي كه مولانا فضولي در زمان سلطنت شاه تهماسب صفوي به «ابراهيم خان موصلي» والي بغداد نوشته است. اين اثر داستان «جمجمه سلطان» از رهبران و بزرگان علويان است. يميني در اثر «فضيلت نامه»(استانبول۱۳۲۵) به بررسي اين اثر پرداخته است. از چاپ يا عدم چاپ آن اطلاعي در دست نيست.

۱۹ـ رساله­ي مولانا فضولي

      اين اثر مولانا فضولي نيز منتشر نشده است هر چند كه محققان به تحقيق پيرامون آن دست يازيده­اند نخستين بار دكتر جمهور نسخه­ي اين اثر را كه در موزه­ي مولانا تحت شماره ۲۶۳۳ نگهداري مي­شود معرفي و بررسي كرده است.

     اكثر تذكره­ها از «خمسه فضولي» سخن به ميان آورده­اند. بي­شك پنج اثر معروف ليلي و مجنون، بنگ و باده، رند و زاهد، شاه و گدا، صحت و مرض، خمسه­ي شاعر را تشكيل مي­دهند. اما برخي تذكره­نويسان ليلي و مجنون را جزو خمسه نمي­دانند و به جاي آن ساقي­نامه يا هفت جام را قرار مي­دهند. برخي از محققان همچون خمسه­ي نظامي به خمسه­ي فضولي اعتقاد دارند، از جمله اين محققان رجائي­زاده(اكبر) است.

      ايشان اثر ديگري از مولانا فضولي به نام تذكره­الشعرا نيز معرفي مي­كنند. سليمان نظيف نيز چنين اثري را منتسب به مولانا فضولي مي­داند. در هر صورت ۱۹ اثر معرفي شده مورد تأكيد اكثر  محققان آثار مولانا فضولي است. در صورتيكه آثار ديگري نيز كشف گردد روزنه­ي ديگري گشوده خواهد شد.

 شعر فضولي۱

   مولانا محمد فضولي يكي از نوابغ دنياي شعر و هنر و از افتخارات فرهنگ اسلامي است كه آذربايجان تقديم بشريت كرده است. در طول پنج قرن گذشته آثار نوزده گانه­ي شاعر به سه زبان تركي، فارسي و عربي الهام بخش انديشمندان و شاعران بوده و مشتاقان  شعر و ادب از گنجينه­ي معنوي وي فيضها برده اند. همه­ي شعر­شناسان، فضولي را در صدر شاعران مشرق­زمين قرار داده­اند و شعرش را چون درّي يكتا در اقيانوس شعر شرق ارزش نهاده­اند. تذكره­ي عهدي درباره­ي شعر فضولي چنين مي­نويسد: «مولانا فضولي در طرز افاده مخترع در طريقه­ي معاني مبدع، و شاهد فكرش با الفاظ پاك مزّين شده، همچون خورشيد در جام زرّينش معنا در ميان اعيان مشخص، و اشعارش در لسان تازي بين فصحاي عرب مشهور، و گفتارش همچون نوايي در ميان تركان جغتايي مذكور، ديوانش در زبان فارسي پسنديده­ي هر مرز و بوم و اشعار تركي­اش مقبول ظرفاي روم بوده است»(ص ۲۲).

    لطيفي تذكره نويس ديگر قرن دهم هجري كه ارزش شاعران و درجه مهارت آنان را به درستي مي­شناخت دربارة مولانا فضولي چنين مي­نويسد:

«طرز ديگري نزديك به طرز نوايي طرز دلفريب و اسلوب عجيبي نيز وجود دارد كه در آن مولانا محمد فضولي مبدع و در طريق آن مخترع است». ديگر تذكره­ها نيز بطور عموم شعر و هنر او را تأييد كرده و بر استعدادش احسنت گفته­اند و طرز اسلوب شعري او را با نوايي نزديك و قرين دانسته­اند و لطافت و معنا را در شعر فضولي بيشتر پسنديده اند. هر چه از زمان حيات شاعر دورتر مي­شويم تذكره نويسان از شيوه­ي بيان و اسلوب شعري فضولي بيشتر سخن گفته­اند و به مقايسه­ي شعر او با شاعران پرداخته­اند و بويژه به زبان آذري او توجه نموده و فرق آنرا با تركي آناتولي و جغتايي باز نموده و ابراز كرده­اند كه «به درستي فضولي قسمت مهمي از شهرت خود را مديون زبان و اسلوب آذري مي­باشد».

      مسلم اين است كه شاعري كه از دوران طفوليت به سرودن شعر مي­پردازد مدتي با نظيره­سازي بر اشعار شاعران معروف تمرين شاعري مي­كند و از شكل شعري و مضامين شعري آنان متأثر شده و الهام مي­گيرد. فضولي نيز از اين قاعده كلي مستثني نيست. او تمرين شعر را با نظيره سازي بر اشعار شاعران قدرتمند پارسي­گوي و تركي­گوي چون نظامي­كبير، خاقاني، حافظ، سعدي، اميرعليشير نوايي و ديگران مي­آغازد و  اين الهام­گيري حتي بر معاصرانش همچون خيالي، خطائي و نجاتي و سايرين نيز مترتب است. او ضمن نظيره­سازي بر مضامين شعر آنان تسلط يافته تصرف كرده و از آنان آموخته است. اين الهام و تأثير را مي­توان گاه با روشنائي تمام نشان داد. هر چند كه موضوع«حافظ و فضولي» موضوع تحقيق بسياري از محققان و اديبان بوده و در اين سلسله مقالات نيز جايي خواهد داشت عجالتاً مي­توان نمونه­هايي از الهام فضولي از اشعار حافظ را نشان داد. ابياتي چند از فضولي را با ابياتي مشابه از ديوان حافظ مي­آوريم:

فضولي:

بيابانگرد مجنوندان غـم و درديـم سئوال ائتمه

 نه بيلسين بحر حالين، اول كه منزلگاهي ساحلـدور؟

حافظ:

شب تاريك و بـيم موج گـردابي چنـين حائل

كجـا دانند حال ما سبكـباران سـاحـلهـا؟

فضولي:

بير پري زلفون توتوب خاليندان آلديم كام دل

دوت كه ملكيني دوتـدون، هنـددن آلدين خراج.

حافظ:

دو چشم شوخ تو بر هـم زده هيتا و خـوابش

 بـه چين زلف تــو مـاچـين هـند داده خـراج.

فضولي:

 واعظ بيزه دون دوزخي وصف ائتدي فضولي

اول وصـف سنين كلبـة احـزانين اوچوندور.

حافظ:

حديـث حول قيامت كـه گفت واعـظ شـرع

 كنايتي است كه از روزگار هجـران گفـت.

       الهام فضولي از نظامي­گنجوي نيز مي­تواند موضوع بحث ديگري باشد. بي­شك فضولي در سرودن ليلي و مجنون چشم بر ليلي و مجنون نظامي داشته است. همانگونه كه فضولي در مقدمه­ي اثر خود از نظامي به احترام تمام از او نام مي­برد، تأثير كامل نظامي بر فضولي قابل مشاهده است. علاوه بر اين، در غزلهايش نيز وزن و قافيه به همراه مضمون اشعار نظامي منبع الهام فضولي بوده است:

نظامي:

نئجه فرياد ائتمه­سين دردي ايله مسكين غريب

كيمسـه گؤرمز چـون حبيبينه رقيبيندن رقيـب.

فضولي:

كوهكن شيرينه اؤزنقشين چكيب وئرميش فريب

گؤرنه جاهلدور يونار داشدان اؤزونه بير رقيب.

علاوه بر فضولي ديگر شاعران تركي­گوي از جمله حسن­اوغلو و نجاتي بر اشعار نظامي نظيره ساخته­اند. الهام مضمون در بسياري از اشعار فضولي به چشم مي­خورد:

نظامي:

اشتر سر مست اگر گؤتور سه هجرانين يوكون

زلف و خالون كيمي كافر، جنتي مسكن توتار.

فضولي:

 بـو غـملركيـم منيم واردور بايرين باشيينا

 قويسان چيخار كافر جهنمدن،گولراهل عذاب اوينار

بسياري از ابيات فضولي درباره ي ارزش انسان يادآور اشعار نظامي است:

نظامي:

 زخميمه كيم باخسا دييه­ر كه بونا مرهم نئيله­سين

درديمي كيم گؤرسه آيدور: قابل درمان دئييل.

فضولي:

عـشق دردي­نـين دعــاسي قابـل درمان دئييل

تـرك جـانـان ديـرلر بو درديـن معتبر درمانينا.

نظامي:

اول پري پيكر كه دل زلف پريشانيندادير

آيـت حسن لطـافت اول شــأنـيـنده­دير.

فضولي:

آشيـان مــرغ دل زلـف پـريـشانينداديـر

قاندا اولسام اي پري، كؤنلوم سنين يانيندادير.

نظامي:

 خرم بودور كه اولماهوش ايكن جانه ارميشم

 كيم هجـران ايچينـده وصلت جـانانه ارميشم.

فضولي:

جـانلار وئريب سنين كيمي جانانه يئتميشم

 رحـم ائيله كيم نتيجـه سينه جانه يئتميشم.

نظامي:

 بير ذره­يم كه جهد ايله خورشيده يئتميـشم

بير قطـره­يم كي سعـي ايـلـه عمانه ارميشم.

فضولي:

 مسكين فضولي­يم كه سنه توتموشام يوزوم

يا بير كمينه قطره كي عمانـه يئتميشم.

      سعدي شاعر ديگري است كه مورد عنايت مولانا فضولي بوده و آن قدر در شعر فضولي نفوذ داشته است كه برخي ابياتش گويي در ديوان فضولي ترجمه شده است از جمله بيت:

گؤرمه­ميشدير گرچـه كيمسـه جـان بدندن گـئتديگـين

ايشده من گؤردوم كه شيمدي گئتدي جانيمدير گئد­ه­ن.

دقيقاًيادآور بيت معروف سعدي است:

در رفتن جان از بدن گويند هر نوعي سخن

اينك به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي­رود.

      محققان آثار فضولي ردپاي سلمان ساوجي را نيز در ديوان فضولي مي­يابند. اكثر محققان به نظيره­سازي معاصران مولانا فضولي از جمله نجاتي و خيالي ـ دو تن از شاعران عثماني اشاره­ها كرده و نمونه­هاي فراوان نشان داده­اند. آنچه مسلم است نجاتي و خيالي، دو تن از شاعران عثماني در سال ۹۴۰ هجري براي ملاقات با مولانا فضولي به بغداد رفته­اند. در اين موقع بغداد به دست عثمانيان فتح شده بود و فضولي در اوج شهرت و پختگي بوده است. با اين حال بعد از ملاقات اين شاعران بزرگ، آتش حسرت ديدار روم در دل شاعر ما شعله­ور مي­شود اما به احتمال زياد به اين سفر موفق نشده است بيت ذيل نشانگر آرزوي ديدار او از ديار روم است:

فضولي ائيلدي آهنگ عيشخانه­ي روم

 اسير محنت بغداد گؤردويون كؤنلوم.

      تذكره­نويسان اكثر آثار فضولي را با امير عليشيرنوايي مقايسه كرده­اند، سبك و اسلوب شعري آن دو را مورد مداقّه قرارداده­اند. بي­شك فضولي در عنفوان جواني همچنانكه نظر به آثار حافظ و سعدي و نظامي داشته توجه بيشتري به نوايي نيز داشته است زيرا نوايي را در ادبيات تركي دوست مي­داشته و به زبان مادري خود علاقه داشته است. بسياري از غزلهاي نوايي منبع الهام فضولي بوده، حتي وزن، رديف و قافيه غزليات وي عيناً در ديوان فضولي انعكاس يافته است:

نوايي:

ساچدي تردن گل يوزه اول سروگل رخساره سو

قويما كيم دفـعينـه قيلدي اول يوزه اظهار سو.

فضولي:

ساچدي اي گؤز اشكدن كؤنلومده كي اودلاراسو

كيم بو دنلو دوتوشان اودلارا قيلماز چاره سو.

            نوايي:

                        خسته كؤنلوم زحمت آغري پخته­ليك پيكانيدن                                                                     بار آنين ديك كيم پاموق بيرله ايچر بيمارسـو.

فضولي:

                        وهم ايلن سؤيلر دل مجروح پيكانين سؤزون                                                              احتياط ايله ايچـر هـر كيمده اولسا ياره سـو.

      يكي بودن وزن و قافيه در بسياري از اشعار دو شاعر بزرگ جغتايي وآذري نشانگر تأثير شاعر بزرگ جغتايي و علاقه­ي فضولي بدوست:

نوايي:

اي ساچون آشفته­سي يوز خيل سودايي مزاج

گؤرمه­دوك زنجير هم سودايا باعث هم علاج.

فضولي:

منـحـرفـدور سـاقـيا اندوه دونيادان مزاج

 باده توت علت اندوهـه غـفلتدور عـلاج.

نوايي:

اول ملك سيما پري كيم خلق اونون حيرانيدور

جـانلار آشـوبـي ولـي آشـفـته جانيم جانيدور.

فضولي:

 اول پـريوش كيم ملاحت ملكونون سلطانيدور

حكم اونون حكمي منه فرمان اونون فرمانيدور.

   ۱۹ اثر بجا مانده از ملا محمد فضولي در طول عمر پربركت و در دورانهاي مختلفي از زندگي وي نگارش يافته است. ديوان شعرش نيز حاصل يك دوره­ي محدودي نيست بلكه غزلهاي ديوان فارسي و تركي به مرور در طول يك عمر خلاقيت هنري آفريده شده­اند. با توجه به حال و هواي غزلها تا حدي مي­توان مشخص ساخت كه هر يك از غزلها در چه زماني از زندگي شاعر و انديشه­هاي عرفاني او سروده شده است.

۱)  م. كريمي، مولانا محمد فضولي، نشريه ي اميد زنجان، نمره ۲۸، ۱۳۷۳٫

ـ فريدون كؤچرلي، آذربايجان ادبياتي، جيلد ۱، باكي، ۱۹۷۸، ص ۱۵۹٫

۲) رضا، آنار، سيز سيز، باكي، ۱۹۹۲، ص ۱۵۴ ـ ۱۲۷٫

۱) م.كريمي، اولادلارا يانسين بساط سلطنت، مجلّه ي دده قور قود، نمره ۳، تبريز، ۱۳۵۸٫

[۱] از طرف یونسکو، سال ۱۹۹۶ به عنوان سال بزرگداشت فضولی نامیده شده است.

۱) اميد زنجان، نمره ۳۰، ۱۳۷۳٫

۱) اميد زنجان، شماره هاي ۳۲، ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۳۶، ۳۷٫

۲) فضولي، كليّات، تبريز، كتابفروشي فردوسي، ۱۳۵۲٫

 ـ ديوان فضولي، تهران، ۱۳۷۴٫

ـ ديوان فضولي، به تصحيح مير صالح حسيني، تهران، انتشارات آفرينش، ۱۳۷۳٫

۱) ديوان فارسي، به تصحيح حسيبه مازي اوغلي، تهران، انتشارات دوستان، ۱۳۶۱٫

ـ فضولي، ديوان فارسي، به اهتمام حسيبه مازي اوغلو، تهران، ۱۳۷۴٫

ـ فضولي، غزليات فارسي، به اهتمام و مقدمه حميد آراسلي، باكي، ۱۹۸۲٫

ـ فضولي، ديوان فارسي، قاهره، ۱۳۵۸٫

۱)  فضولي، كليّات.

ـ فضولي، ليلي و مجنون، حاضيرلايان: غلامرضا مخلص، تبريز، ۱۳۸۰٫

۱) محمد سليمان اوغلو فضولي، رند و زاهد، به همّت ح. صديق، تهران، ۱۳۵۴٫

۱) فضولي، كليات.

ـ  فضولي، ساقي نامه، با مقدمه ي م.كريمي، تبريز، ۱۳۵۴٫

۱) محمد فضولي، حديقه السعدا، به تصحيح مير صالح حسيني، تهران، ۱۳۷۳٫

۱) اميد زنجان، شماره ۳۸٫

ـ ديوان تركي مير صالح حسيني.

ـ ديوان فارسي حسيبه مازي اوغلو.

ارسال دیدگاه