تاریخ آذربایجان از پگاه تاریخ تا امروز – ۳۳

آغ قویونلوها

متن سخنرانی

م. کریمی ۳۱/۰۲/۱۴۰۱

   آق‌قویونلو سلسله‌ای بودند که بعد از قره قویونلوها بر ایران، عراق، شرق آناتولی، قفقاز و سرزمینهایی که امروز ارمنستان و گرجستان نامیده می شوند فرمان می‌راند. معنی لغوی آق‌قویونلو “صاحبان گوسفندان سفید” می‌باشد، البته برخی این لقب را آغ قویانلو می دانند و به  خاطر دستار سفیدشان چنین لقبی داشته اند، ولی سندی بر این نامگذاری وجود ندارد و بر تحقیقات تازه ای انگشت می گذارد.

   آق‌قویونلو تیره‌ای از ایل بایندر شمرده می شوند. بایندر در فهرست اصلی قبایل بیست و چهارگانه تُرکان اوغوز آمده ‌است. در کتاب دده قورقود نام یکی از حکام اوغوز ست. طهرانی، مورخی که در خدمت این دودمان درآمد، در کتاب دیار بکریه شجره ‌نامه ی علی بیک را با ۵۱ نسل به اوغوزخان شخصیت افسانه‌ای اوغوزها می‌رساند.  در تاریخ آمده است که بایندری‌ها در گشایش آسیای صغیر در کنار سلجوقیان  شرکت داشته‌اند.

فرمانروایان آق‌قویونلو برای خود از عنوان شاه استفاده می‌کردند و خود را وارث شاهان شکوهمند ایران می‌دانستند و به نحوی خود را به فارسها می چسباندند که البته همین امر دلایلی از انحراف آغ قویونلوها از سبک و سیاق ترکان را نشان می دهد.

   در اواخر دوره ایلخانی در میانه‌های سده هشتم و اوایل نهم هجری، ایلات آق‌قویونلو میان چراگاه‌های قشلاقی در شرق بایبورت و مراتع ییلاقی در اطراف دیاربکر حضور داشتند. تمایل این قبایل به سمت ایران و بیزانس سبب برخی حوادث ناگوار تاریخی هم شده است. حاکمان امپراتوری ترابوزان (کامننونی‌ها) در واقع آغ قویونلوها را بسوی خود جلب کرده بودند و لذا تاریخ‌دانان بیزانسی را واداشتند تا درباره آنان بیشتر بنویسند. در این منابع از ترکان آمِد یا دیاربکر صبحت شده است. هنگامی که جان کامننوس جوان که هیچ نوع تجربه نظامی نداشت با عنوان آلکسیوس سوم بر تخت امپراتوری تکیه زد، متوجه خطری شد که او را تهدید می‌کند و لذا خواهر خود ماریا دسپینا را به عقد ازدواج فخرالدین قتلغ بیک فرزند علی بیک درآورد و خطر را از امپراتوری خود مرتفع ساخت. قره عثمان، بنیانگذار دودمان آق‌قویونلو، که در سال ۱۳۸۹ به دنبال برادرش احمدبیک به سرکردگی آق‌قویونلوها رسید، فرزند همین قتلغ بیک بود.

    دودمان آق‌قویونلوها در دیاربکر با مرکزیت دیار بکر در سرزمین‌های میان دجله و فرات در جنوب و در شمال امتداد داشت. آق‌قویونلوها اغلب درگیر منازعات و کشمکش‌های خصومت ‌آمیز با حاکمان همسایه و محلی بودند. اصلی ‌ترین دشمن آق‌قویونلوها، ترکان قره قویونلو بود؛ بنابراین وقتی تیمور وارد صحنه شد و قره یوسف و دیگر رؤسای قراقویونلو با وی از در خصومت درآمدند، رهبر آق‌قویونلوها به تیمور ملحق شد و به خدمت او درآمد (۱۳۹۹ میلادی) قره‌عثمان در نخستین لشکرکشی تیمور به آناتولی طلایه‌دار سپاه تیمور بود و در لشکرکشی بعدی تیمور به سوریه هم نام او در میان بود. قره‌عثمان بعدها دراکثر جنگها به طرفداری از تیمور شرکت کرد. تیمور به پاس خدماتش لقب امیر بدو داد و سرتاسر اراضی دیاربکر را تیول وی ساخت و به این ترتیب دیاربکر تا هفتاد سال پس از آن مرکز سیاسی آق‌قویونلوها بود. پس از مرگ تیمور قره‌عثمان همچنان به خاندان تیمور وفادار باقی‌ماند،. قره‌عثمان در زمان لشکرکشی‌های شاهرخ به آذربایجان هم علیه قرایوسف قراقویونلو در کنار تیموریان جنگید. وقتی قره‌یوسف مرد اسکندربیک دومین فرزندش جانشین وی شد و سرانجام قره‌عثمان هم در لشکرکشی شاهرخ به ارزروم به‌شدت زخمی شد و بر اثر آن در اوت ۱۴۳۵ درگذشت.

   پس از مرگ قره‌عثمان، دو تن از فرزندان او، نخست علی‌بیک و سپس حمزه بیک به قدرت رسیدند، لیکن در نبرد با جهانشاه ناکام ماندند و سرانجام متصرفاتشان به ناحیه میان دیاربکر و ارزنجان محدود شد.

  اوزون حسن پسر کوچک‌تر علی بیک به جنگ جهانشاه رفت و در تابستان  ۸۳۱ هجری در رأس آق‌قویونلوها قرار گرفت. اوزون حسن توانست قدرت و اعتبار آق‌قویونلوها را بدست آورد. وی موفق شد ساحل دجله و اطراف آن را تسخیر کند. در لشکرکشی به گرجستان، قلعه ی قاراحصار را تسخیر کرد و ذوالقدرها را از خالپوت اخراج کرد. اوزون حسن در سال ۸۴۵ هجری موفق شد در یک شبیخون جهانشاه قراقویونلو را به همراه فرزندانش غافلگیر کرده و شکست دهد. پس از آن نوبت ابوسعید تیموری بود سپاه تیموری به رغم افزونی و توان آن در یک موقعیت بحرانی قرار گرفت. راه‌های تدارکاتی از خراسان توسط اوزون حسن بسته شده بود. ابوسعید در دشت مغان محاصره شده و پس از تحمل صدمات سنگین و شدید به اسارت درآمد. پس از این پیروزی اوزون حسن پایتختش را از دیاربکر به تبریز منتقل کرد.

   از زمان گشایش قسطنطنیه به دست سلطان محمد، خطر فزاینده ی توسعه قدرت عثمانی برای غرب روشن شد. از دیگر سو، اوزون حسن ناظر بر گشایش ترابوزان به دست عثمانیان بود. در این زمان کوریا، ونیز، ناپل و سایر قدرت‌های اروپایی همجهت با ترابوزان و گرجستان بودند. واضح بود که مسئله، مسئله برتری و سیادت در آناتولی است. اوزون حسن با سلطان عثمانی وارد نبرد شد برخورد میان سپاهیان سلطان محمد دوم و اوزون حسن در ۱۴۷۳ با شکست در اوتلوق بئلی رخ داد و عثمانیان پیروز شدند. اوزون حسن به فکر دیگری افتاد. اوزون حسن از ونیزی‌ها خواست که ارتش وی را با توپخانه و سلاح گرم تقویت کنند.

هنگامی که اوزون حسن در سال ۸۸۲ در سن ۵۳ سالگی درگذشت، امپراتوری آق‌قویونلو از فرات تا کویر نمک و از کرمان تا ماورای قفقاز و ماوراءالنهر و خلیج فارس کشیده شده بود. پسرش خلیل سلطان که به جای وی به سلطنت رسید، فقط چند ماه بر سر قدرت بود، ولی برادرش سلطان یعقوب توانست امپراتوری را به مدت دوازده سال در آرامش نسبی نگهدارد. سلطان یعقوب تا اندازه ای سلطنت خوبی کرد و مردم در رفاه و آرامش زندگی کردند. او اهل شعر و شاعری هم بود و دیوان تورکی وی در دست است.

پس از مرگ یعقوب، یک سلسله نزاع‌های بی‌وقفه پدید آمد. در ۸۹۶ بایسنقر، فرزند هشت ساله یعقوب، تاجگذاری کرد و یک سال بعد در ۸۹ هجری توسط رستم خلع شد. رستم توسط قبایل پرناک و قجر تحت رهبری ابراهیم بیک خلیل بایندر حمایت می‌شد. ابراهیم بیک بایندر دستور داد که فرزندان شیخ حیدر صفوی که پیش‌تر پدرشان توسط یعقوب کشته شده بود، به دلیل فعالیت‌های تهدیدکننده در اردبیل بازداشت شوند. اما در این میان کوچک‌ترین پسر به نام اسماعیل فرصت یافت بگریزد و به لاهیجان پناه برد. در سال ۹۰۲ رستم توسط پسرعمش احمد گوده برکنار شد. احمد با ابراهیم بیک بایندر روبرو شد و در ستا ۹۰۳ هجری در اصفهان شکست خورد و به قتل رسید. پس از آن به‌طور هم‌زمان سه سلطان در نقاط مختلف امپراتوری حکومت می‌کردند : الوند میرزا در غرب، قاسم در دیاربکر و محمدی در فارس و عراق عجم.

سرانجام در پائیز ۹۰۷ اسماعیل صفوی که دو سال پیش از لاهیجان بازگشته بود و با استفاده از نفوذ مذهبی خود توانسته بود عده بسیاری از جنگجویان ترکمان را به دور خود جمع کند و تبریز پایتخت آق‌قویونلوها را به اشغال خود درآورد. شاه اسماعیل در تابستان سال بعد کرمان، فارس و عراق عجم و در فاصله سال‌های ۱۴–۹۱۳ه‍.ق دیاربکر و در پائیز ۹۱۴  ماوراءالنهر را تسخیر کرد. سرانجام با مرگ مراد، آخرین سلطان آق‌قویونلو که سعی داشت با کمک عثمانی‌ها تاج و تخت را بازپس گیرد، این دودمان منقرض شد.

سلاطین آغ قویونلو بترتیب عبارتند از:

۱ قاراعثمان (عثمان بیگ)

۲ علی بیگ – ۸۴۴ ق

۳ حمزه بیگ – ۸۴۸ ق

۴ جهانگیر (ح ۸۲۰-۸۷۴ ق

۵ اوزون‌حسن، ابوالنصر حسن بیک بن عثمان بیک – ۸۲۸-۸۸۲ ق

۶ سلطان‌خلیل – ۸۸۳ ق

۷ سلطان یعقوب – ۸۹۶ ق

۸  بایسنقر – ۸۹۷ ق

۹ رستم بیگ -‍ ۹۰۲ ق

 ۱۰ احمد بیگ – ۹۰۳ ق

۱۱  الوند بیگ – ۹۱۰ ق

۱۲ سلطان مراد – ۹۲۰ ق

*** تُرکمان را نباید با ترکمن اشتباه گرفت، ترکمان یک اصطلاح عمومی برای قبایل تورک بود، ترکمن نام مخصوص یکی از این قبایل است واژه‌های ترکمن و ترکمان در گذشته به تمامی قبایل ترک‌تبار اوغوز بو‌یژه طایفه‌های کوچ‌نشین و مسلمان گفته می‌شد که این معنا با کاربرد قوم ترکمن امروزین تفاوت دارد. به این معنا که ترکمن‌های کنونی شاخه‌ای از ترکمن‌ها در نوشته‌های قدیمی فارسی هستند. همین‌طور در حال حاضر گروه‌های ترک‌تباری در عراق و سوریه به ترکمن معروفند ، اما می دانیم که زبان اینان تکاما تورکی آذربایجانی است.

   از سده پنجم هجری (یازدهم میلادی) ترکان به شکل “ترکمان” توسط نویسندگان مانند گردیزی و بیهقی استعمال شده و به همان معنی اوغوز به‌کار رفته‌است. اما گاهی منظور از ترکمان جمع نام ترکمن تلقی شده است. در کتب تاریخی سلجوقیان، خوارزمشاهیان با نام ترکمان معرفی شده اند و مفهومی جز ترکان را نداشته است.

نکته ی آخر اینکه تحقیقات نشان داده است هایلوگروپ Q-M242 درصد زیادی از نسب پدری ترکمن‌ها را شکل می‌دهد بیشترین وفور را در ترکمن صحرا دارد.

 

اصلاحات اوزون حسن

میزان مالیات محصولات کشاورزی مکان به مکان و زمان به زمان فرق می‌کرده‌است. در زمان اوزون حسن در اکثر مناطق مالیات پنج یک یا خمس از محصولات کشاورزی رایج بود قانون‌نامه حسن پادشاه در زمان اوزون حسن تدوین شد و هدف از آن نظام‌مند ساختن مالیات‌ها بود لاجرم با توجه به ستمی که بر روستاییان روا می‌شد، دور از ذهن بود که تنظیمات اوزون حسن مورد پذیرش عموم قرار گیرد و حدود یکصدسال بعد در اکثر مناطق گرفتن خمس یا اندکی کمتر از آن همچنان برقرار بود. در این دوره به تدریج اهمیت ایران در تجارت جهانی بر اثر بازشدن راه دریایی هند از طریق دماغه جنوبی آفریقا و درگیری‌های مداوم نظامی میان تیموریان و دولت‌های ترکان در غرب کمرنگ شد، چه اوضاع متغیر داخلی این دولت‌ها موانعی بر سر راه مفاهیم اقتصاد سیاسی و ملاحظات تجاری فرامنطقه‌ای ایجاد کرده بود

   فارسگرایان آغ قویونلوها را منتسب به فرهنگ ایرانی می دانند و می نویسند: فرهنگ ایرانی بر شیوه حکومت و فرهنگ آن‌ها تأثیرات بسزایی گذاشت. زیرا در دوره اوزون حسن ریاست دیوان (وزیر)، مستوفی الممالک، محرر و میرآخور سلطنتی توسط متصدیان ایرانی اداره می‌شده است.

 تبریز در فاصله میان سلطنت جهانشاه قراقویونلو و سلطنت اوزون حسن و پسر او یعقوب آق‌قویونلو از مراکز عمده هنر کتاب‌آرایی و معماری بود از ابنیه دوره اوزون حسن به غیر از مرمت مسجد جامع اصفهان، چیزی باقی نمانده. یکی از تاجران ونیزی که حدود سال ۱۵۱۰م. از تبریز دیدن کرده، باغ و قصر هشت بهشت و سایر ابنیه این شهر را توصیف نموده‌است

”   اوزون حسن” در سال ۸۵۷ هـ.ق با تصرف دیار بکر به فرمانروایی آق‌قویونلوها رسید. وی در ابتدای حکومت در “بکر” کلید شهر را به “جَقْمَق” مملوک مصر فرستاد تا اطاعت خود و علاقمندی را به داشتن روابط و مناسبات با مصر ابراز کرده باشد.

 اوزون حسن روابط خوبی را نیز با اروپایی‌ها ایجاد کرد و در تجارت با آنها بسیار فعال بود. یونان با امپراطوری طرابوزان متحد شد و برادرزاده او کاترینا را به زنی گرفت از او یک پسر و دو دختر داشت که یکی از دختران خود به نام “مارتا” یا علمشاه خاتون را به ازدواج شیخ حیدر صفوی در آورد.
اوزون حسن با بزرگان صفویه نیز روابط نزدیکی برقرار کرد، او شیخ حیدر صفوی را به عنوان متحد طبیعی و به امید بهره‌مندی از موقعیت اجتماعی و کثرت مریدانش به گرمی پذیرفت.

مقارن همین ایام در سال ۸۵۷ سلطان محمد فاتح استانبول را فتح کرده و قصد حمله به دیگر نواحی مسیحی‌نشین را داشت و حسن بیگ که در برابر پادشاهان مسیحی طرابوزان متعهد بود که از آنها در برابر سلطان عثمانی دفاع کند، به سلطان عثمانی پیغام داد که از تصرف ناحیه تحت فرمانروایی خویشاوند او خود داری کند اما سلطان اعتنایی نکرد، سلطان عثمانی و امیر آق‌قویونلو مدتی در نبرد و جنگ بودند.

اوزون حسن به فکر انتقام از سلطان محمد عثمانی بود افتاد. البته دلیل دیگر حمله حسن بیگ تشویق و ترغیب امرای عیسوی مغرب مخصوصاً دولت ونیز بود که از تهاجمات پی در پی سلطان محمد عثمانی به تنگ آمده بودند.

سلطان محمد عثمانی در سال ۸۷۶ لشکری انبوه به آناطولی فرستاد و ترکمانان را شکست داد. اما چند ماه بعد اوزون حسن با یکصد هزار سپاهی او را عقب راند. سلطان عثمانی بار دیگر با تدبیر و منظم ساختن سپاهیانش توانست اوزون حسن را شکست دهد، اوزون حسن پسر خود را در این جنگ از دست داد و تا آخر عمر میل لشکرکشی به آناطولی در او پیدا نشد و به تبریز پایتخت خود رفت.

سلطان یعقوب

بعد از حکومت خلیل که شش ماه بیشتر طول نکشید یعقوب فرزند دیگر اوزون حسن به حکومت رسید. او حاکمی رعیت پرور و دادگستر بود حمله او به خاک گرجستان منجر به پیروزی بزرگی شد. یعقوب در جوانی به علت شیوع بیماری طاعون و ابتلاء به آن در گذشت. البته روایات دیگری نیز در مورد مرگ یعقوب وجود دارد؛ گفته می‌شود یعقوب توسط همسر خود که دلباخته یکی از امیران دربار شده بود مسموم و مقتول شد.
از یعقوب سه پسر به نام‌های بایسنقر، مراد و حسن بیگ باقی ماند، بعد از در گذشت یعقوب آق‌قویونلوها دو دسته شدند. سرانجام بایسنقر خردسال که بازیچه میل و هوس سرداران بود بر جای پدر تکیه زد.
بین بایسنقر و رستم بیگ نوه اوزون حسن بر سر جانشینی، جنگ درگرفت بایسنقر به شیروان گریخت.

سلطان یعقوب شاعر هم بود و دیوان شعر تورکی او در دست است.

   الوند میرزا در سال ۹۱۰ هـ.ق در دیار بکر در گذشت و سلطان مراد به علاء الدوله ذوالقدر، حکمران مرعش پناه برد و با مرگ او در ۹۲۱ هـ.ق سلسله آق‌قویونلوها به کلی منقرض شد.

تغییر سیاست حکومتی آق قویونلو‌ها

آغ قویونلوها همواره سیاست خود را بر اساس منافع روز تغییر می داند. زمانی با تیمور علیه عثمانیان بودند، زمانی بعد طرف دارای از قیزیلبتشات کردند و در زمان شاه عباس دوباره با عثمانی ها همدست شدند و علیه شاه عباس شوریدند. در واقع سیاست حکومتی آق قویونلو‌ها از سال ۸۷۸ ق. از جهانگیری به جهانداری تغییر یافت و چهار منصب مهم آن دوره وزارت، صاحب دیوانی، مستوفی الممالکی، و صدر دست ایرانیان؟ بوده است.

اوزون حسن در عین حال که ویژگی‌های برجسته نظامی داشت، مهارت فوق العاده‌ای در امور اداری و حکومتی از خود نشان داد و برای جلوگیری از اجحاف ماموران مالیاتی به مردم روستایی و کشاورزان، با کمک دیوانیان ایرانی دست به اصلاحاتی در زمینه امور مالی و ارضی زد که بعد‌ها در کشورداری مورد وثوق حاکمان ایران زمین قرار گرفت. به عبارتی او خمس و زکات را وارد سیستم مالیاتی کرد، اما دیگر نتوانستند مالیات را کم کنند و بدین ترتیب دو نوع مالیات بر گردن مردم افتاد: یکی مالیاتی که دولت حق خود می دانست و دوم خمس و زکاتی که بدست روحیانیون می افتاد و آنان را تقویت می کرد. این را قانون حسن پاشا نامیده اند. امروز در تبریز هر زورگویی را به نام قانون حسن پاشا مورد تمسخر قرار می دهند. جالب است که امروز اکثر تاریخ پردازان از قانون حسن پاشا دفاع می کنند.

آنان با دفاع از این قانون می نویسند: قلمرویی که اوزون حسن میراث دار آن بود به طور مداوم در جنگ و شورش، خونریزی و غارت بود، به آرامش و اصلاحات جدی نیاز داشت و از این رو وی با کمک دیوانیان ایرانی مجموعه قوانینی به نام قانون حسن پادشاه را تنظیم کرد. قوانین حسن پادشاه تا پایان سلطنت شاه طهماسب اول صفوی در بخش‌هایی از ایران یعنی عراق عجم، فارس، و آذربایجان رایج بوده است. جالب اینست که امروز قانونی به زیان مردم باشد و زورگویی تلقی گردد ضرب تامثلی وجود دارد که می گویند قانون حسن پادشاه است!؟

میزان مالیات محصولات کشاورزی مکان به مکان و زمان به زمان فرق می‌کرده است و در زمان اوزون حسن در اکثر مناطق مالیات پنج یک یا خمس از محصولات کشاورزی رایج بود.

قانون‌نامه حسن پادشاه در زمان اوزون حسن تدوین شد و هدف از آن نظام‌مند ساختن مالیات‌ها بود لاجرم با توجه به ستمی که بر روستاییان روا می‌شد، دور از ذهن بود که تنظیمات اوزون حسن مورد پذیرش عموم قرار گیرد و حدود یکصدسال بعد در اکثر مناطق گرفتن خمس و یا اندکی کمتر از آن همچنان برقرار بود.

خاندان آق‏قویونلوها در قدرت‏گیری و تثبیت خاندان صفوی در دوره شیخ جنید و شیخ حیدر نقش مؤثری ایفا کردند، این دو رهبر، موفقیت‏های سیاسی و نظامی خود را مدیون آق‏قویونلوها خصوصاً اوزون حسن بودند. پس از انقراض قره‏قویونلوها صفویان درصدد برآمدند نفوذ خود را افزایش دهند، سیاست اوزون حسن آق‏قویونلو نسبت به صفویان سیاست حفاظت و حمایت بود، اما پس از فوت وی فرزندش یعقوب حضور یک نیروی مجهز و تربیت شده را برای خود خطری بالقوه می‏دید. بنابراین درصدد کمک به دشمن صفویان یعنی شروان شاه برآمد. این تغییر خط مشی آق‏قویونلوها در برابر صفویه نشان از آن دارد که یعقوب دیگر اتحاد با صفویان را لازم نداشت و دوران اختلاف بین آن‏ها آغاز گردید که در نهایت به شکست و انقراض آق‏قویونلوها انجامید. امّا پس از شکست، آن‏ها به خدمت صفویان درآمدند و در تمامی دوران صفویه از شاه اسماعیل اوّل تا ظهور شاه عباس اوّل آق‏قویونلوها در حالی‏که به صفویان پیوسته بودند، از هر فرصتی برای تضعیف صفویان استفاده می‏کردند. آنان بارها قیام نمودند و به عثمانیان کمک رساندند و پس از مرگ شاه طهماسب اوّل با تکلوها هم پیمان شدند و در بسیاری از حوادثی که منجر به ضعف صفویان تا ظهور شاه عباس گردید، نقش ایفا نمودند.

     اثرات منفی حکومت آغ قویونلوها

تردیدی نیست که این حکومت در تاریخ کل آذربایجان اثرات منفی بر جای نهاد. این اثرات را از چند جهت می توان بررسی کرد. یکی ناه بردن به غرب و حکومت بیزانس بود که تحت حمایت آنان رور در روی عثمانیان ایستاد و نفی هویت ترکی تلقی می گردد. همین امر سبب گرایش آنان بسوی اروپا و همدستی با آنان برای تضعیف قدرت های تورک منطقه گردید. دیگر اثر منفی سیاست آنان به اختلاف افکنی در میان مردم با عنوان شیعه و سنی است. همچنین همکاری آغ قویونلوها با تیمور و تیموریان علیه عثمانی – حتی در جنگ هتی متوالی امیر تیمور و مساله اسارت بایزید. البته این عمل تنها به عثمانی محدود نمی شود، بلکه مبارزه ی آنان با حکومت بسیار خوب آذربایجان – سلطان احمد برهان الدین هم می شود. سلطان احمد برهان الدین ۱۷ سال حکومت مستقلی در بخشی از غرب آذربایجان تا سیواس برقرار کرد و در برابر تهاجمات بیگانگان ایستاد و امرای کوچک آناتولی را نیز به اتحاد و مقاومت فرا خواند.

همکاری آغ قویونلو با قارا یولوک سبب از میان برداشتن قاضی برهان الدین حاکم سیواس، باعث ایجاد افتراق در بین اعضاء اتحاد چهارگانه شدند و در ادامه تیمور را در حمله به مناطق سیواس، البستان، ملاطیه و شام، همراهی نمودند. آق ) نیز در جناح چپ لشکر تیمور قرار گرفتند. البته دیگر همکاری آغ قویونلو سبب جنگ های متوالی امیرتیمور با بایزدید هم شد که یکی دیگر از نکات منفی جنگ ترکان به همدیگر است.

نقطه عطفی در تاریخ آق ۱۳۹۴/ ۴۰۱ به هر حال قتل قاضی برهان الدین در سال قویونلوها شد. و رهبر آنان قرایولوک عثمان را به عنوان حاکم بلامنازع آق قویونلوها مطرح ساخت. قرایولوک عثمان پس از به قتل رساندن  قاضی برهان الدین سعی کردند تختگاه او سیواس را بگیرند اما سکنه شهر که نمیخواستند تحت تبعیت حکمران ترکمان قرار بگیرند، از یلدرم بایزید کمک خواستند. بایزید که با حساسیت خاصی فعالیتهای آق قویونلوها را تحت نظر داشت این اقدام آنان را برخلاف سیاست یکپارچگی سیاسی در آناطولی دانست  و در نتیجه پسر ارشدش سلیمان چلبی را به سیواس گسیل داشت. در پی توجه لشکر عثمانی به جانب شرق، آق قویونلوها  ۳۴ محاصره سیواس را رفع کرده و به جانب شرق عقب نشستند

عزیز بن اردشیر استرآبادی، بزم و رزم، صص ۱۹۲۴ استانبول، اوقاف مطبعه سی،

   قاضی برهان­الدین، یکی از برجسته­ترین نمایندگان تاریخ ادبیات آذربایجان است که در برپائی ادبیات کلاسیک نقش بسرائی داشته و در عین حال که شاعری بزرگ و دارای خلاقیت شعری شگرفی است، سلطانی توانمند و مقتدر، همچنین فقیهی عالم و مسلط بر علوم اسلامی بوده است و نقش بسیار ارزشمندی در حوزه­ی ادبی، فقهی و تاریخی آذربایجان ایفا کرده است.

   قاضی برهان­الدین شاعر سه زبانه­­ی آذربایجان و یکی از نوابغ مشرق زمین است. قاضی احمد برهان­الدین، بعد از نظامی گنجوی و پیش از عمادالدین نسیمی، بزرگترین دیوان غزلیات ترکی را آفریده و ضمن ارتقای زبان ادبی آذربایجان، نام خود را در تاریخ ادبیات ما جاودانه کرده است. او در ماه رمضان سال ۷۲۲ ق مصادف با ۱۳۴۴م در شهر قیصریه به دنیا آمد. اجداد احمد، نسل اندر نسل مسند قضاوت شهر قیصریه و ولایات همجوار را بر عهده داشته­اند.

   برهان­الدین تحصیلات کاملی را از سر گذرانده است. او، همراه با آموزش علم، به هنرهای رزمی نیز مسلح می­گردد. سپس به مصر رفته و ادامه­ی تحصیل می­دهد و علوم مختلفی همچون فقه، طب، نجوم، هیئت و غیره را فرا می­گیرد. پدرش برای تکمیل علوم زمان از هیچ تلاشی فرو گذاری نکرده و عالمان برجسته­ی زمان را برای تربیت وی به استخدام درمی­آورد. او نزد بزرگانی چون قطب­الدین رازی زبان، الهیات و ریاضیات و . . . را فرا می­گیرد. او همچنین به مراکز علمی آن زمان: مصر، سوریه، شام و حلب سفر می­کند. برهان­الدین در سن ۲۱ سالگی با داشتن تحصیلات کامل به شهر خود باز می­گردد و بر مسند قضاوت قیصریه تکیه می­زند. در این اثنا، محمد بیگ حاکم قیصریه از آل ارتنه اوغوللاری بعد از ده سال حکومت می­میرد و فرزندش به دلیل صغر سنی نمی­تواند زمامِ امورِ حکومتی را در دست بگیرد و برهان­الدین، اداره­ی کشوری را به گردن می­گیرد. در همان زمان شهرهای قونیه، سیواس و دیگر شهرها را نیز ضمیمه­ی قلمرو حکومتی می­کند. در نبردهای سختی مشارکت کرده و شهامت­ها نشان می­دهد و شهرت می­یابد و در سال ۷۳۶ به وزارت می­رسد و در نهایت در سال ۷۵۹ بر تخت سلطنت می­نشیند.

   برهان­الدین با داشتن قلمروی بزرگ شامل قیصریه، سیواس، قونیه و شهرهای همجوار آن، برای برپائی عدالت تلاش می­کند و ۱۷ سال تمام با اقتدار کامل حکمرانی کرده و بخش بزرگی از عمرش را صرف آبادانی و امور سیاسی سرزمینهای آناتولی می­کند. در عین حال با آغاز یورشهای امیرتیمور، سعی می­کند حکومتهای کوچک آناتولی – عثمانی، قارامان و تورکمن – را به اتحاد در برابر امیرتیمور فرا خواند و در این راه از هوش و فراست بالای خود بهره می­گیرد. بطوری که سلطان مراد دوم، حاکم قیزیل اوردو – سلطان توختامیش را نزد او می­فرستد. این امر نشان می­دهد که سلطان بزرگی چون او، به رای و تدبیر و لیاقت برهان­الدین باور داشته است. در نهایت در زمان سلطان احمد قاراقویونلو در مصاف با قارایولون عثمان بیگ در جنگ سال ۷۷۶ / ۱۳۹۸م در میدان جنگ کشته شده است.

   سلطان احمد، نصف عمرش را در جنگ­ها سپری کرده و برای برپائی عدالت تلاش کرده و با دشمنان کشورش جنگیده است. مورخان او را لقب ابوالفتح داده­اند. مورّخ “عزیز ابن اردشیر” در تمام سفرهای او همراه وی بوده و حوادث دوران او را در کتابی مستقل ثبت و ضبط کرده است که این کتاب با نام “رزم و بزم” امروزه موجود است. در این کتاب، عقل و فراست برهان­الدین به قلم کشیده شده و نشان می­دهد که برهان­الدین توانسته است برای آبادانی قلمروی خود مدارس، مساجد، پل­ها، قلعه­ها و عمارات مختلف برپا سازد و با رأی و تدبیر خویش در امنیت و آسایش مردمش مثمر ثمر باشد.

   حکومت برهان­الدین توسط فرزندش علم­الدین علی چلبی ادامه می­یابد. او علیه قاتل پدر اقدام کرده و با بایزید قارایولوق نیز نبرد می­کند و او را شکست می­دهد. اما این جنگ و نبردها ادامه یافته و نهایتا علی چلبی نیز کشته شده و خلفای عثمانی، تمام حکومتهای ملوک­الطوایفی را برچیده و امپراتوری عثمانی را بنا می­نهند. فراموش نمی­کنیم که کتابهای تاریخی فراوانی از کارهای برهان­الدین نوشته­اند و ارزش زندگی و خلاقیت ادبی وی را فراموش نکرده­اند. در تذکره­ها و کتب تاریخی دوران، همواره از او یاد کرده­اند، از جمله مورّخِ سده­ی ۱۶میلادی “تاش کؤپرولو” در کتاب “شقایق النعمانیه”، “خواجه سعدالدین” مورخ قرن ۱۷ در کتاب “تجریدالتواریخ” و “کاتب چلبی” در کتاب “کشف الظنون” اطلاعات ارزشمندی را در باره­ی قاضی برهان­الدین و آثار ادبی وی ارائه کرده­اند.

شاعری که عمرش در میادین نبرد سپری شده، در میدان عشق و عاشقی نیز جوانمردان را به مبارزه می­خواند، او را برای نبرد در راه برقراری حق و عدالت فرا می­خواند و آنکه در بستر بمیرد مُرداری بیش نمی­شناسد:

اؤزونو الشیخ گؤرَن سردار بولور،

اناالحق دعوي قيلان بردار بولور.

ار اول­دور حق يولونا باش اوينايا،

دؤشکده اؤلن ييگيت مُردار بولور.

    قاضی برهان­ الدین شاعر، فقیه و سلطانی است که علاوه بر داشتن سلطنت بر کشوری آباد و امن، اشعار و نوشته­ هایی ادبی – فقهی به سه زبان دارد. امروز علاوه بر دیوان ترکی ۶۰۰ صفحه ­ای که شامل ۱۳۲۰ غزل و صدها تویوق و رباعی است، دیوان کاملی متشکل از ۲۰۰ غزل فارسی نیز دارد. در کنار این دو دیوان، دو اثر فقهی به زبان عربی دارد که امروز هم در حوزه ­های علمیه­ ی اسلامی معتبر بوده و تدریس می­گردد. نام اوّلی “ترجیح التوضیح” و دومی “اکسیرالعادات فی اسرار العبادات” است. با این وصف، با نابغه­ ای از شرق مواجه هستیم.

فرهنگ و مدنیت در دوره آغ قویونلوها

دوران حکومت آق‌قویونلوها خصوصاً در ایام اوزون حسن و یعقوب، یکی از ادوار درخشان تاریخ است، در عصر اوزون حسن تبریز دوباره رونق خود را باز یافته و بازار تجارتش گرمتر شد. آنها با گشاده دستی و بخشش‌های بسیار تعداد زیادی از‌ اندیشمندان را گرد خود جمع کردند. کاخ هشت بهشت در دوران سلطان یعقوب بنا شد، و در نزدیکی آن مسجدی زیبا ساختند که بیمارستانی بزرگ و مفید به آن وابسته بود.

   کانون هنری تبریز در سال­های ۸۹۶-۸۸۳ ﻫ یعنی سال­های سلطنت سلطان یعقوب آق قویونلو، که یادآور کانون هنری هرات در زمان سلطان حسین بایقرا (۹۱۱-۸۷۵ ﻫ) بود. در زمان سلطان یعقوب، مجالس و محافل ادبی و هنری و علمی او و هنرپروران و هنرمندان زمان مورد حمایت قرار گرفتند. در این دوره نسخ کتابها، تذهیب و صحافی نیز رونق گرفت، در عین حال ساخت عمارت ها و بناهای عام المنفعه نیز در دستور کار قرار داشت.

 از شاعران این دوره دو تن بسیار معروفند: امیر افصح الدین هدایت تبریزی و خطایی تبریزی. افصح الدین دیوان کاملی از غزلیات به زبان تورکی سرود و خطایی تبریزی نیز مثنوی یوسف و زلیخا را سروده است. هر دو شاعر مدحیه هایی در مورد سلطان یعقوب سروده و آثارشان را بدو تقدیم کرده اند.

گنبد آق قویونلوها از قدیمی‌ترین آثار تاریخی تبریزکه در دوره ایلخانی مورد توجه بوده و محراب رفیع باقیمانده یادگار آن دوره است درتبریزواقع شده است.

   در این دوره به تدریج اهمیت ایران در تجارت جهانی بر اثر باز شدن راه دریایی هند از طریق دماغه جنوبی آفریقا و درگیری‌های مداوم نظامی بین تیموریان و دولت‌های ترکمانان در غرب کمرنگ شد، چرا که اوضاع متغیر داخلی این دولت‌ها موانعی بر سر راه مفاهیم اقتصاد، سیاسی و ملاحظات تجاری ماورای منطقه‌ای ایجاد کرده بود.

معماری آغ قویونلوها

در دوره حکومت آق قویونلو گنبدی بزرگ آراسته به انواع کاشیکاری معرق بوسیله “سلجوق شاه بیگم” زن اوزن حسن بر فراز آن احداث شد. این بنا در زلزله سال ۱۱۹۳ هجری قمری صدمه کلی دید، البته در دوره حسینقلی خان دینبلی حاکم وقت تبریز بازسازی گردید و در جنب این مسجد، مساجد خاله اوغلی و حجت الاسلام قرار دارند و مهمترین ویژگی مسجد جامع تبریزکه در جوار آن قرار دارد این است که زمان تاسیس اولیه آن‌ها هنوز مشخص نیست و کتیبه تاریخی اعلام رسمی مذهب شیعه در ایران هنوز در وسط مسجد جامع تبریز چشم گردشگران و پژوهشگران را به خود جلب می‌کند. زلزله‌های ویرانگر تبریز باعث شده بسیاری از آثار تاریخی این شهر زیر خروار‌ها خاک مدفون شود.

 درباره میدان حسن پادشاه تبریزیا اوزون حسن سلسله آق قویونلو و نقش جهان اصفهان: میدان و مجموعه ساخته شده در تبریز چندین برابر بزرگتر از میدان نقش جهان اصفهان بوده است و تاکنون بخش اصلی مسجد حسن پادشاه مربوط به دوره آق قویونلو‌ها و قسمتی از ستون‌های سنگی سر در مجموعه از زیر خاک بیرون آورده شده است.

از میدان بزرگ تبریز، هم اکنون محوطه‌ای کوچک با دوبنای تاریخی مسجد صاحب الامر و مدرسه اکبریه متعلق به دوران قاجار باقی مانده است و طبق اسناد تاریخی، این مجموعه در دوره ایلخانی با عنوان باغ «صاحب آباد» در دوره آق قویونلو میدان «حسن پادشاه» و در دوره‌های معاصرنیز میدان «صاحب الامر» نامیده شده است و ساخت این مجموعه از سال ۸۸۲ هجری قمری ۱۲ سال بعد از احداث مسجد کبود آغاز شده است.

در دوره اق قویونلو‌ها هم ادبیات ترکی با فرازونشیب‌هایی همراه بود. اوزون حسن پاشا فرمانروای اق قویونلو‌ها هم در این دوره دستور ترجمه قران کریم به زبان ترکی را داده است هم اکنون نمونه‌هایی از آن در موزه ی صاحب الامر تبریز دیده می‌شود.

اوزون حسن كه تبريز را به پايتختي برگزيد در ۳۴ سالگي با كورا كاترينا دختر كالو يوهانس (شاه مسيحي ترابوزان) كه به دسپينا (دسپينا خاتون = شاهدخت) شهرت داشت ازدواج كرد. از اين ازدواج دخترش ماراتا (حليمه بگي آغا) به همسري شيخ حيدر درآمد و حاصل اين ازدواج تولد شاه اسماعيل صفوي بود.

تاریخ نگاری در دوره آغ قویونلوها

در دوره فرمانروایی آق قویونلوها، شمار متون و منابع اصلی مربوط به این دوران فراوان نیست و همه آنچه تاکنون شناسایی شده، هنوز به صورت انتقادی نشر نیافته اند. در حوزه تاریخ نویسی آثاری که در این دوره تألیف شد، ادامه همان روش ساده نویسی اواخر سده هفتم بود. نثر منشیان و مورخان این دوره مصنوع و فنی است؛ بیشتر نوشته های تاریخی این دوره در مدح شاهان و ستایش ترکمنان است. از آن جمله  ادریس‌بدلیسی و هشت بهشت اوست. وی از نثرنویسان معاصر سلطان یعقوب بوده و جز رخدادها و تعریف از شاهان آغ قویونلو مورد دیگری نمی توان یافت. به اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قابل توجهی در این اثر اشاره نشده است. کتاب دیگر این دوره “تاريخ عالم آراى امينى”، است که نوشته ی فضل اله این روزبهان خنجی اصفهانی است و دوران حكومت سلطان يعقوب را به قلم کشیده است.

    متاسفانه در تاریخ نگاری امروز هموطنان فارسگرای ما، نگاهی کاملا متفاوت به چشم می خورد. از آن جمله بزرگ کردن آغ قویونلو در برابر قره قویونلو، اهمیت دادن به تفاوت مساله ی مذهب و عمده کر  دن آن، همچنین ذوقی که در جهت گیری آغ قویونلوها به سوی اروپا می کنند و غفلت از ورود استعار از همین راه. مجموع این دیدگاهها ایران را بسوی زوال برده است. متاسفانه دانشگاه های ایران – حتی دانشگاه تهران که در جوارش بیسوادان پایان نامه می فروشند و دانشجویان خرید می کنند انتظاری جز این هم نمی توان داشت. در سال های اخیر تعداد پایان نامه هایی از ایندست فراوان هم شده است و نگاهی به عناوین این پایان نامه ها جای تاسف را دارد.

   جواد مشکور نویسنده ی کتاب مشهور “تاریخ تبریز” طرفدار سرسخت آغ قویونلوهاست و معتقد است که آنان نقش ایرانیان در اداره ی کشور را بیشتر کردند. نگاهی کوتاه به این مساله موضوعاتی را روشن می کند. طبق تاکیداتی که ایشان روی حوادث دارند تفاخر آق قويونلوها به فرهنگ ايران و ايراني بودن خودشان است و به نظر ایشان در دورة آنان شاعران، هنرمندان، موسيقي‌دانان و انديشه‌گران فلسفي بسياري نشو و نما يافتند از آن ميان: نورالدين جامي، اهلي شيرازي، فضل‌الله روزبهان خنجي، جلال‌الدين دواني و… اما همین نویسده گان اشاره ای به دهها شاعر بزرگتری چون افصح الدین هدایت تبریزی، خطایی تبریزی و دیگران هم ندارند. همچنین سلطان احمد برهان الدین با آن همه خدمات سیاسی – فرهنگی و آثار ادبی اش کاملا فراموش می گردد.

اما در پایان نامه هایی که امروز از طرف اساتید دانشگاهها انتخاب و به دانشجویان محول می شود گاهی صورتی نفاق افکنانه دارد. از جمله بزرگ کردن تجارت خارجی آغ قویونلوها و بزرگتر کردن مساله اقوام در این دوره از جمله کردها.  همچنین بزرگ تر کردن فارسها در اداره ی کشور. که عنوان پایان نامه های چندی هست. از آن جمله اند حیات سیاسی امرای کرد در دوره آغ قویونلوها / که سعی شده وجود کردها را بزرگ  /    جلوه دهد. اما امروز با آن دوره فرق دارد و بزرسی دقیق تاریخ هم نشان می دهد که دیار بکر بعدها مرکز تجمع کردها شده است. نمونه اش تاریخ دیار بکریه از طهرانی که در این مقطع تاریخی نوشته شده است که سخنی از وجود کردها نیست.

پایان نامه ای دیگر بررسی جایگاه قبایل کرد از شکل گیری آغ قویونلوها تا جنگ چالدران. در این پایان نامه قبایل کرد در دول آغ قویونلو و قاراقوینلو نقش یک اهرم تعادل را داشته اند. امرای کرد از طرف آغ قویونلوها برگزیده می شدند تا بتوانند در برابر قره قویونلوها جنگ کنند.

من چنین پایان نامه ها هرف از انتخاب چنین موضوعاتی را سیاستی حساب شده از طرف برخی اندیشه های برای برهم زدن اوضاع هویتی بویژه در آذربایجان می دانم.

مآخذ:

طهراني، ابوبكر كتاب ديار بكريه، به كوشش نجاتي لوغال و فاروق سومر، تركيه: آنكارا، ۱۹۶۲، ج ۱٫

هينتس، والتر، تشكيل دولت ملي در ايران، ترجمة كيكاوس جهانداري، تهران: نشرية كميسيون معارف، انتشارات خوارزمی، ۱۳۷۷٫

فاروق سومر، قرا قوینلوها، ترجمه دکتر وهاب ولی، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۹٫

روملو، حسن بيگ. احسن‌التواريخ. به كوشش عبدالحسين نوايي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۴۹٫

پاشازاده، عاشق، تواریخ آل عثمان، استانبول، مطبعه عامره، ۱۳۳۲ق .

رمزی، قلیچ، روابط امپراتوری عثمانی و دولت آق قویونلو در   دوره سلطان محمد فاتح، ترجمه: علی منصوری و ولی ابوالحسنی، تهران، ۱۳۹۰٫

سفرنامه های ونیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران، انتشارت خوارزمی، ۱۳۶۴٫

لطفی پاشا، تواریخ آل عثمان، استانبول: مطبعه عامره، ۱۳۴۱ق .

  مینورسکی، ایران در سده پانزدهم (نهم هجری)، ترجمه: محمدباقر امیرخانی، تبریز، دانشگاه تبریز، ۱۳۵۱٫

عزیز بن اردشیر استرآبادی، بزم و رزم، استانبول، اوقاف مطبعه سی، ۱۹۲۴٫

Minorsky, “The Aq-Qoyunlu and Land Reforms”, BSOAS, ۱۹۵۵٫

[۱] پروفسور گیب، دایره المعارف اسلامی، ج ۱۱، ص ۲۰۸٫

ارسال دیدگاه