اتیمولوژی لغت ترکی-مادی قام (kam)

یکی از نبردهای ماد-پارس مربوط به Qam Ata از بزرگان مادی می باشد. دهها ایرانشنان که درباره وی پژوهشهای گسترده ای انجام داده اند نتوانسته اند تا منشا نژادی وی و معنی لکزیک نامش که روشن کننده اتنیک وی می باشد را مشخص کنند بطوریکه ” متود پذیرفته شده” مانع آنها میشود تا نژاد ترکی او و نام( لقب) Qam Ata را ببینند. شاید هم اگر این پژوهشگران با تاریخ و اسطوره قدیم ترک آشنا بوده اند چنین “خطایی” را مرتکب نمی شدند.

متخصصین نام قام آتا در کتیبه بیستون را به صورت Qaumata در پارسی باستان قرائت می کنند. لاکن آنگونه که در شکل بالا آوردیم در واریانت عیلامی kamata( kamada) و اکدی Qumati کتیبه بیستون و همچنین فرم Kometes که یوستین در لاتینی باستان ارائه می کند، مشخص میشود که اولین واکه دیفتنگ نمیشود. König نیز این اسم را بصورت Qomata ارائه داده بود.

Дьяконов, ۱۹۵۶, ۴۲۹

در اینجا تحلیل فیلولوژیک یک جمله از کتیبه بیستون که در ارتباط با قام آتا بوده و نیز سمانتیکای لغات maq( maquş) و Qamata( qaumata) را مرور میکنیم:

I martiya maquş aha qaumata nama hauv udapatata haça paişiyahuvadaya arakadriş nama kaufa haça avadaşa viyaxanahiya mah.

《یک نفر ماگ به نام گائوماتا در پایشیائووا در کوهی بنام آراکادریش در ماه ویاخنا بپا خواست.》

چرا منابع تاریخی قام آتا را ماگ می نامدند و بطورکلی این نام چه معناهایی را دارد؟

قبلا گفته بودیم که کلمه maq هم بصورت اتنونیم و هم در معنای کاهن بکار می رفته است. مورخینی که ماگها را از اقوام تورانی محسوب می کنند نظر درستی دارند. به همین دلیل نیز لغت maquş( maq) در کتیبه بیستون قطعا کلمه maq( qam) در معنای کاهن و از طایفه ماگ بوده و مطابق بر معلومات هرودوت می باشد.

مورخ Hay موسی خورناتسی وقتی از نام تورک( Tork) بحث می کند لقب Başkam را نام شخص بیان کرده و آن را بصورت Paskam ارائه می دهد. وی می نویسد Ərqam هم از نسل آستیاگ ( آژی دهاک) است. به نظر این مورخ همین ərqam در یک افسانه قدیمی ərqavan نام داشت که همان کلمه qaman است.

( M//V: ər-qam-an) زبان پرس که لغت Qam را با واریانت فونتیکی gəb, kəm  نگه داشته، در ارتباط با دین زرتشتی لغاتِ Qəbr( زرتشتی) Qəbri( دین ماگها و زرتشتیان) Ləhceye-qəbri Kəmra( کمر زرتشتی) را محافظت کرده است.

واژه قام در معنی “شامان” و “کاهن” در زبانهای ترکی با تفاوتهای اندک فونوتیکی در اسامی شخص، طایفه و مکان بسیار کاربرد دارد:

Qaman, Qambay, Kambar, kamər, Qamərli, Kəmərli

تمامی این لغات طبق مدل زبانهای ترکی است. زیراکه مورفمهای پس از قسمت qam در ترکی واضح و قابل فهم است. کاشغری نیز بیان کرده بود که واژه قام در ترکی به معنای “شامان” بوده و مفهوم “کاهن” را دارد. در کتاب “کودکس کومانیکوس” برای شامانِ خانم اصطلاح کام کاتون بکار رفته است. ترکان کارائیم امروزه نیز به شامان، کامچی می گویند. بطورکلی واژه qam//kam و باور qamçı//kamçı خصوصیت مهم Türk Törəsi بوده است.

این لغت در نام چندین شخصیت تاریخی تکرار میشود:

نام خان نوقای( قرن ۱۷) و شاهزاده ی کاباردا kam bulut بوده است. در امپراتوری هونهای اروپا Ata Kam از بیگهای معروف بوده است. احتمالا نام وی نیز همانند اسم Qam ata نشانگر لقب می باشد. پدر زن آتیلا هم Eş-kam نام داشته است.رب النوع گله در برخی از اقوام ترک بصورت Kambar-ata حفظ شده است. اتنوتوپونیمهای فراوانی در ارتباط با نام طایفه Qamər// kimer ( qam-ər, kam-ər) در مناطق زیادی حفظ شده است. در آزربایجان قام-قان پیری و کامو پیری به عنوان زیارتگاه وجود دارد. همچنین نام برخی از آلات موسیقی مانند کامان و کامانچا نیز در ارتباط با لغت کام//قام می باشند.

 یکی از قهرمانان دده قورقود kam bürə ( گرگ مقدس) نام داشت. هرچند بایاندر خان که در حواداث به طور مستقیم اشتراک نداشته اما نام وی در داستانها بسیار مورد احترام بوده است. وی از نسل اولو قام (شامان) بوده است:

پسر Qam-Qan(Qam xan) می باشد. سرداران اغوز طبق مصلحت وی حرکت می کنند. در تصمیمات دولتی اقدامات بر اساس توصیه های وی جهت گیری میشود. و از این منظر QamAta نیز در بین بیگهای مادی میتواند Qam-Xan ( qamata) محسوب شود. بدین ترتیب لقب qam ata در مفهوم “şaman ata” در نوشته های بیستون با نام قام آتای مادی آشکار میشود.

(Qam Ata adlı bir Maq…)

هرودوت درباره قام آتا می نویسد که مردم وی را خیلی دوست داشتند چون برای آنها کارهای زیادی انجام داده بود. و مینویسد: “هنگام مرگ وی تمام مردم آسیا گریه کردند مگر پارسیان!!!”

Herodot, III, 80).)

متخصصین بیان می کنند که در ریشه برخی از اسامی مکانی مقدس موجود در زبانهای هاتی، هوری، اورارتو در آناتولی واژه kum وجود دارد و هرچند مینویسند که این لغت با قسمت دوم نام Ulli-kum در متن “نغمه هایی در ارتباط با Ulli-kuma” به زبان هوری، هم معنی می باشد اما از درک معنای قسمت اول این اسم عاجز هستند.

(Этимология, ۱۹۸۰, ۱۵۸-۱۵۹;)

به عنوان مقایسه در آن دوران در آناتولی اسامی مثل kumar, kumuq, kuman, kumarbi نیز ارائه شده است.)

در حقیقت این لقب ulu-kam بوده و در زبان اتروسکی (که مهاجرتهای ۳۰۰۰ سال پیشِ اقوام ترک از آناتولی به ایتالیا در شکل گیری آن نقش داشته است)

 با لقب Lukumon( ulu kam-an) که وظیفه başqan و başkam را داشته، یکسان می باشد.

Ağasıoğlu, 2011.

▪️موسیقی qam که در اجتماع پروتوترکان با محتوای دعایی در قالب موسیقی آیینی شکل گرفته و از ماهنی های اوزان و تورکوها متمایز میشود بعدها در دوران maqها به عنوان گونه ای از موسیقی به مراسم دینی نفوذ کرده و تحت نام muğam با رنگ و بوهایی جدید ایجاد و گسترش یافته بود. ترکمنها به رب النوع ایجاد کننده قوپوز (دوتار) به عنوان یک آلت موسیقی مقدسQambar(Qam-bar) می گویند. قرقیزها نیز به خالق komuz( قوپوز)، kambar-kan می گویند.

▪️در کتیبه لمنوس (۲۷۰۰ سال پیش) نیز هر دو کلمه maq و qam به یک معنی بکار رفته اند:

۱: sapçı qes, mara qam

۲: mara maq, sapçı ges

نظرات

  • ترکان جمهوری ساکا (ترکان یاقوت) از کوموز :
    kumuz
    به عنوان آلات موسیقی استفاده می کنند. کوموز جد و نیای کهن قوپوز است. کوموز و کوپوز نشانه ی رابطه ی کهن فرهنگی بین ترکان ساکای سیبری و ساکاهای ساکن آذربایجان در چندین سده پیش از کوروش است. قبر ساکاها، موسیقی ساکاها، اسناد موجود از ترک بودن ساکاها… همگی نشانه ی هویت ترک آذربایجان سده ها پیش از کوروش است.
    کوموز (نیای قوپوز آذربایجان) در مجارستان (میراث ترکان ساکای آتیلا در قرن ۴ و ۵ میلادی ) و آسیای میانه رایج است.

    پریسکوس مورخ و دیپلمات معاصر با آتیلا ، در اواسط قرن ۵ ، از یک زندانی با نام “آتاکام”
    atakam
    از خاندان شاهی آتیلا چنین نام می برد:
    The fugitives amongst the Romans were handed back to the barbarians, amongst whom were Mama and Atakam, children of the royal house.
    فراریان در بین رومی ها به بربرها (آتیلای ساکا) تحویل داده شدند، بین این فراریان نام یکی ماما و دیگری آتاکام بود. آنها فرزندان خاندان شاهی (آتیلا) بودند.
    واژه ی آتاکام از دو واژه ی ترکی آتا به معنای پدر و کام به معنی دانا و عارف تشکیل شده است. کام، کوموز، قوپوز به معنای فردی شمن است که با موسیقی در حال انجام کاری روحانی است. به این خاطر است که ده ده قورقود در موسیقی آذربایجانی هم عارف و شمن است و هم نوازنده. کوموز آذربایجانی همان یوموز چوواشی است. روحانیان شمن در بین ترکان چوواش یوموز نامیده می شود که همان کوموز و کام به معنای عارف و روحانی است.
    آتا-کام یعنی پدر عارف و دانا.
    عجیب است که این سنت هنوز در میان ترکمن ها و ترکان آسیای میانه باقی مانده است. به عنوان مثال نام “بابا آخوند” در کتاب ترکی فردوس الاقبال نوشته ی مونس خوارزمی (متولد ۱۷۷۸ میلادی) در شرح تاریخ خوارزم معادل آتاکام عصر آتیلا است. همچنین در میان ترکمن های گنبد کاووس، بابا آخوند نام دانشمند عارفی است که مورد احترام خاص و عام است

    مامای از خاندان شاهی آتیلا:
    در مورد ماما لازم است بدانیم که مامای
    mamai
    از خاندان کیات (متولد ۱۳۳۵ میلادی) سردار و حاکم تاتار در قزاقستان، دریای آزف و اکرائین و بخش هایی از روسیه بود و نامی متعارف در سرزمین های اورال – آلتایی است.
    وصاف شیرازی، در کتاب تاریخ وصاف، حین توصیف جهانگیری های چنگیزخان می نویسد” پس همچنان برفت تا به غزنه رسید و ماما را به شحنگی آنجا نصب کرد و روان شد”
    ماما، شحنه ی چنگیزخان در غزنه با ماما از خاندان شاهی آتیلا یک ریشه است. این اسناد تاریخی هویت آلتایی و ساکایی آتیلا را روشن می سازد

    این اسامی هویت ترک هون ها و ساکاها در مجارستان قرن ۵ میلادی را به روشنی نشان می دهد.

    پریسکوس در مورد نام همسر آتیلا یعنی “دختر اش کام” می نویسد:
    For a while we traveled with him and then turned off onto a different road at the command of our Scythian guides, since Attila was to go to a certain village where he wished to marry a daughter of escam
    مدتی چند با او (آتیلا) سفر کردیم و سپس با دستور راهنمای ساکایی مان، به یک مسیر متفاوتی پیچیدیم چون آتیلا قصد داشت به یک روستای خاص برود و با دختر “اش کام” ازدواج کند

    واژه ی ترکی اش به معنای همسر و دوست است. واژه ی ترکی کام یعنی دانا، عارف، شمن. اش کام یعنی زن عارف، دوست عارف.
    آتیلا با دختر اش کام ازدواج کرده است.
    کام، کاموز، قوپوز به معنای فردی شمن است که با موسیقی در حال انجام کاری روحانی است

ارسال دیدگاه