هویت طلبی امری مدرن و جهان شمول / عیسی نظری 

هویت ، داشته های موجود یک انسان و یک جامعه ، هم در سطح محلی و هم جهانی است .( وارلیق )

سیستم امپریالیسم و شاخک های داخلی آن ، همواره در جهت عدم طرح ، تئوری های نو در جهان سوم ، تلاش نموده و اگر نتوانند از طرح آن مانع شوند ، همواره به طرح معکوس آن و تهی نمودن آن از معنی خودش کوشش نموده اند .

می توانم چند تا مثال بزنم :

زمانیکه سواد آموزی و علم آموزی در جهان طرح و اجرا می شد ، استعمار و استبداد عوامل امپریالیسم در کشور ما ،از آن ممانعت و در نهایت آن را  همردیف کافر شدن – مرتد شدن ، تبلیغ می کردند .

نورالله خان یکانی وقتی به محل زادگاه خود مدرسه آورد ، نیرو های ارتجاع آن را به آتش کشیدند .

در خوی – تبریز همین بلا سر مدرسه ها آمد . در صورتیکه درس خواندن ربطی به امر کفر و ایمان نداشت .

نیرو های مرتجع و مستبد ، عوامل امپریالیسم برای جلوگیری از طرح تئوری مرکز – پیرامون ، همانند ایجاد مدارس اول ممانعت و چون نتوانست از طرح آن جلوگیری کند ، با طرح تجزیه کشور آن را به مطالبات پیرامونیان پیوند زدند !

اگر پیرامون کشور خواستار داشتن های متساوی و برابر با مرکز باشند ، تجزیه طلب هستند !

در صورتیکه تجزیه طلبی یک لباس خاص و مخصوص مرکز است ، یعنی اگر مرکزیت در زمانی بخواهد ، قسمتی و یا بخشی از کشور را از مام میهن جدا کند در آن صورت تجزیه طلب نامیده می شود ، ولی برای خود بخش پیرامون دیگر تجزیه بی معنی است ، در آن صورت صرف نظر از بد و یا  خوب آن

و صرف نظر از منفعت و یا ضرر آن ، به نیروی پیرامونی استقلال طلب می گویند .

یعنی اگر حکومت مرکزی بخواهد بحرین و یا جزایری از خلیج فارس را  از مام میهن عزیزمان جدا کند ، تجزیه طلب است اما دیگر خود مردم بحرین و یا جزیره ای چنان بخواهند ، استقلال طلب می شوند و نه تجزیه طلب !

بحث بر سر خوب و بد و یا ضرر و منفعت آن امری جداگانه است و مبحثی جدا می طلبد .

در مبحث هویت طلبی هم ، عوامل ذکر شده و به اضافه شوونیسم در مرحله اول مانع طرح آن بودند و وقتی نتوانستند از طرح آن جلوگیری کنند ، معانی مختلف و غیر واقعی به آنچسباندند که کمترین آن پان تورکیست بود .

هویت طلبی خواست و احترام به داشته های تمامی ملل عالم است و فرق آن با میلیت و یا ناسیونالیسم در همین نقطه است ، ملل عالم چه تورک و چه فارس ، چه عرب و چه روس و چه کورد و چه لر ، چه ژرمن و

چه مجار ، هیچ فرق و مزیتی به صورت ذاتی باهم ندارند ، همه در همه جای جهان حق زندگی دارند ، همچنانکه تو حق داری بروی تهران او هم حق دارد به شهر تو بیاید ، تو می روی لندن ، او هم می تواند به تهران بیاید !

فقط یک تئوری دیگر به نام خاک زیر پای تو ، نقطه شروع آن هویت طلبی است بدین جهت مثلا در یک شهر هویت طلبی چهره خاصی به خود می گیرد ! هویت طلبی خاص تورک ها و یا فارس ها و یا عرب ها نیست ولی در عربستان توسط عرب ها و در تورکستان توسط تورک ها و ….آغاز می شود .

پان تورکیسم یک ایده و فکری است که باز بد و یا خوب بودن آن و یا ضرر و منفعت آن قابل بحث است

و مطلب جداگانه ای می طلبد . اما هیچ ارتباطی با هویت طلبی ندارد !

فاشیسم و شوونیسم آن را همانند درس خواندن ، مرتد شدن است !

آنرا همسان معرفی می کند تا داشته های ما را از زبان و فرهنگ و دین و آداب و پدران و تبار و نام و نان و موسیقی و رقص و  قصه ها و افسانه ها و خلاصه تمامی داشته های ما را سرکوب کند !

اینکه هویت طلبی که امر نوین – مدرن چاغداش و به روز است با تئوری قدیم پان تورکیسم جایگزین می شود ، برای مقابله با داشته های ما طراحی و اجرا می شود !

این یک مقدمه است ، تا داشته های مااز سطح جامعه برچیده شود تا تئوری یکسان سازی جامعه به اجرا در بیاید !

مسئله اسم نیست به یک دولت اگر به مرحله استعمار و استثمار امپریالیستی ارتقا نیافته باشد ، چه فرقی می کند ، اسم یکی رکسانا باشد و یا سئوگی ؟

چه فرقی می کند اسم من امیر باشد و یا کیا شا و یا خاقان ؟ اینها رمز فاشیسم و شوونیسم برای غیر سازی – دشمن سازی و در نهایت شیطان سازی ملل پیرامونی است که نتوانند مطالبات قانونی – انسانی و ملی و بدیهی خود را مطرح کنند .

ایران شهری ها تئوری زندگی نمی آموزند آنها تئوری شیطان سازی را در پیش گرفته اند تا به نام و یا ننگ ، ملل پیرامون را به مسلخ بکشانند ‌، کشتار بیگانه و یا تورک های ایران با انگ پان تورک خواسته اصلی این نیرو های خود شیفته غیر تورک و خود باخته های تورک است .

هویت طلبی یک تئوری مدرن و به روز برای صلح و زندگی برابر تمامی ملل ایران و جهان است .

نظرات

  • قبلا در نوشته های پیر ژوبر( دیپلمات فرانسوی متولد ۱۷۷۹ میلادی) و ناپیر مالکولم (کشیش انگلیسی متولد ۱۸۷۰ میلادی) دیدیم که مفهوم ملیت در ایران صد سال پیش هنوز شکل نگرفته بود و به جای اینکه گفته شود من اهل پرشیا هستم گفته می شد من افشارم، من بختیارم و غیره.
    جدید بودن مفهوم ملیت را در اشعار فردوسی که در حقیقت نوشته های نقالان و کاتبان قرن ۱۰ هجری به بعد است و هزاران بیت نسخه های شاهنامه با یکدیگر تفاوت دارند، نیز قابل پژوهش است. در اشعار منسوب به فردوسی چنین نوشته شده است:
    “چو صد مرد بیرون شدند از میان، ز اهواز و ایران و از رومیان”
    “چو دارا از ایران به کرمان رسید، دو بهر از بزرگان لشکر ندید”
    همی سرفرازند که ایشان که اند، به ایران و مازندران بر چه اند
    در شاهنامه منسوب به فردوسی مردمان اهواز، مازندران، کرمان، ری… مفاهیمی متفاوتی از ایران هستند
    توهین های نژادپرستانه ای که در شاهنامه منسوب به فردوسی راجع به کردها، ترک ها، عرب ها، مازندرانی ها و غیره ثبت شده است، نشانه این است که تا صد سال پیش، ملیت در معنای معاصر شکل نگرفته بود

  • بیش از هزار سال است که سلسه های تورک از عصر سامانی تا عصر رضاشاه بر فلات ایران حکومت کرده اند و تمامی زبان ها، دین ها، فرهنگ ها و ارزش ها و سنت ها و هنرها را به رسمیت شناخته اند و به گفته تاریخ جهانگشای جوینی از رجحان فرهنگی و زبانی و دینی و قومی و غیره بر سایر دین ها و زبان ها و اقوام اجتناب می کردند و زبان و ادب فارسی را ترکان توسعه دادند. اما از با کودتای انگلیسی و روی کار آمدن فاشیسم پهلوی نژادپرستی هیتلری بر ایران سلطه یافت و استعمار فرهنگی برای نابودی زبان ها و فرهنگ ها چیره شد. توحش و نژادرستی که رضاپالانی با کودتای انگلیسی بر این آب و خاک تحمیل کرد، چنگیزخان مغول نکرد

ارسال دیدگاه